
Negin
۱
وجود شرّ تنها حیوانی است که همنوع خود را میکشد.
دکتر بازیگوش😝
۰
«خب، غولها هم همدیگر را نمیخورد. تازه، آنها همدیگر را هم نمیکشد. غولها خیلی موجودات دوستداشتنیای نیست، اما همدیگر را نمیکشد. حتی تمشاخها هم تمشاخهای دیگر را نمیکشد. پیشیها هم پیشیهای دیگر را نمیکشد.»
سوفی گفت: «آنها موشها را میکشند.»
غبم گفت: «خب، ولی آنها همنوع خود را نمیکشد. وجود شرّ تنها حیوانی است که همنوع خود را میکشد.»
سوفی پرسید: «مگر مارهای سمّی همدیگر را نمیکشند؟»
سوفی با درماندگی سعی داشت موجود دیگری را پیدا کند که رفتارش به بدی انسان باشد.
دکتر بازیگوش😝
۰
غبم گفت: «ولی وجودهای شرّ مدام دارد همدیگر را شَل و پَل میکند. آنها هر هفته با تفنگهایشان بهطرف هم شرلیک میکند و با هواپیمان میرود توی هوا و روی سر هم بمب میاندازد. وجودهای شرّ همیشه دارد وجودهای شرّ دیگر را میکشد.»
حق با او بود و سوفی هم این را میدانست. او کمکم به این فکر افتاد که آدمها هم دست کمی از غولها ندارند. سوفی برای دفاع از همنوعانش گفت: «ولی با تمام این حرفها، بهنظر من کار زشتی است که غولها هر شب راه بیفتند و آدمها را بخورند. آدمها هیچوقت به غولها آزاری نرساندهاند.»
غبم جواب داد: «برهکوچولو هم هر روز همین را میگوید. او میگوید من که به وجود شرّ آزار نرسانده است، پس چرا او باید مرا بخورد؟»