جملات زیبا از متن کتاب تنگسیر | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تنگسیرsubscriptionAvailable

کتاب تنگسیر

۴.۵(از ۱۷۰ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
صادق چوبک
publisherانتشارات:
انتشارات نگاه
categoryدسته‌بندی:
رمان،داستان ایرانی

قیمت:

۸۳,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

کس همه‌مون علی امیرالمؤمنینه.
🫀✨
۵۱
روزایِ شونزه، هفده ساعته تابستون خیلی سخته آدم روزه بگیره. اما خدا اجر می‌ده.
سیّد جواد
۳۳
وختی ما می‌بینیم یه آدمی با ریش و پشم و محرر و قرآنِ پهلویِ دستش تو خونش نشسّه می‌گه من جانشین پیغمبرم، ما هم زودی ازش قبول می‌کنیم. اما بندریا چون همشون تو دروغ و دغل بزرگ شدن به این زودی گول نمی‌خورن
ELNAZ
۲۸
آدم بیکار باشه، بی‌عقلم باشه. پناه بر خدا
ELNAZ
۲۷
این راهش نیس که شیخ ابوتراب برازجونی با یه من ریش و پشم جای پیغمبر بنشینه و مردم را لُخت کنه. پیغمبر چرا بایس یه همچو جانشینایی برای خودش بگذاره. من گول ریش و عمامه‌اش را خوردم. گولِ تسبیح و قرآنش را خوردم.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۲۳
به هیچ‌چیز فکر نمی‌کرد. فکرش خوابیده بود.
Gisoo
۱۸
ــ از اینجا تا دَواس چطور می‌ری؟ همه جا تفنگچی گذاشتن. ــ حالا نمی‌دونم. وختی که تو کوچه رسیدم، ببینم چه پیش می‌آد.
erfan
۱۳
درخت خرما از آنگاه که شکوفه می‌دهد تا زمانی که خرما می‌شود بارش خوردنی است.
Aysan
۱۰
دیوار کلفتی میان خودش و زندگی‌اش حایل می‌دید.
Arman ekhlaspour
۱۰
و تو دریا و بیابان و نخلستان و تو گوش محمد و شهرو همهمه پیچید: «خدا نگهدار.»
erfan
۸
بالاخره نباید کسی پیدا بشه و ریشه این ظلم را بِکنه؟
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۸
تو زندگی هیچ‌چیز نیس که به قدّ شرف و حیثیت آدم برابر باشه؛ حتی جون آدم. حتی زن و بچه آدم. دُرُسّه که چشمشون به دَسِّ ماسّ و ما باید به فکرشون باشیم و زیر پر و بال خودمون بزرگشون کنیم، اما نه با بی‌آبرویی. این خوبه که فردا که بچه‌هامون بزرگ شدن مردم بِشون بگن، باباتون نامرد بود و زیر بار زور رفت؟
Ahmad
۷
ــ برن جواب خدا را بِدن. ــ کجا؟ ــ اون دنیا. ــ اون دنیا تا اینجا خیلی راهه. اگه یه‌جوری بشه که تو همین دنیا حساب پس بِدَن بده؟ ــ نه! خیلی هم خوبه. اما این‌جور آدما جایی نمی‌خوابن که آب زیرشون بره. راه و چاه دنیا را خوب بلدن.
Ahmad
۷
«ظلم، خونمون رو خراب کرد.»
pedram
۵
خواهر، کس همه‌مون علی امیرالمؤمنینه.
Nasim
۴
بازگفت: «مال حروم عاقبت نداره. یقین بدون که تا هفت پشتشون هم که بگذره خیرش نمی‌بینن. اما به نظر من اگه یه شکایتی به احمدشاه می‌نوشتی می‌فرسّادی تهرون بد نبود. بالاخره شاه مملکته.» «باور کن که احمدشاه اصلا نمی‌دونه بوشهر مال ایرونه یا مال عربسّون؟»
Afsaneh Habibi
۳
کسب و کار یه حرومزادگی می‌خواد که تو ما تنگسیرا نیس.
ghiam
۳
تو زندگی هیچ‌چیز نیس که به قدّ شرف و حیثیت آدم برابر باشه؛ حتی جون آدم.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۳
زخم درد نداشت اما تمام تنش درد می‌کرد.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۳
اما من نمی‌خوام به کسی ظلم کنم و نه از کسی ظلم ببینم.
کاربر ۱۱۶۴۹۲۱
۳
بایس احتیاط کنی. پولت رفته، جونتم می‌ره. محمد تندی جواب داد: ــ به دَرک، تو زندگی هیچ‌چیز نیس که به قدّ شرف و حیثیت آدم برابر باشه؛ حتی جون آدم. حتی زن و بچه آدم.
Yasin
۳
می‌گن وختی که خدا این دنیا رو ساخت و جونورا رو توش ول کرد، دلش خواس تو هر شهری یه شیطون بذاره تا ایمون مردم رو امتحان کنه. جبرئیل رو صدا کرد و یک گونی پر از شیطون، ازون شیطونای ناتو و ناقلا، بش داد و گفت تو شهرای خیلی گنُده مِثِ تهرون و شیراز و بوشهر و اسپاهون، دو، سه تا شیطون بنداز. اما شهرای کوچک، مِثِ کازرون و برازگون، فقط یک دونه شیطون بیشتر ننداز. جبرئیل شیطونا رو گرفت رو کولش و بال زد و اومد بالای سر هر شهری که گنده بود و بیشتر آدم توش بود یکی، دو، سه تا شیطون از بالای آسمون انداخت توش. وختی رسید بالای کازرون، دید اینجا خیلی کوچیکه و پیش خودش گفت اینجا یه شیطونم براش زیاده و دسّش رو تو کیسه کرد که یه شیطون بندازه تو کازرون؛ اما حواسش پرت شد و دسّش دررفت و یهو گونی سرش واز شد و هرچی شیطون تو گونی بود شُری ریخت تو کازرون و همه شیطونا دویدن رفتن تو «باغ نظر» لای درختای نارنج قایم شدن. جبرئیل خیلی خُلقش تنگ شد. گفت حالا جواب خدارو چی بدم؟ اینکه خیلی بد شد. اما دیگه کاری از دسّش ساخته نبود. دیگه نمی‌تونس شیطونا رو جعم کنه. برگشت بِره عرش و خدا رو خبر بده که چه دسّه گُلی به آب داده. وختی تو گونی نگاه کرد دید یه دونه شیطونِ لِجمار مُردنی ته گونی مونده. اون‌وخت سر راهش یه دونه شیطونم انداختش تو اسپاهون.
ghiam
۲
«خدا خیرت بده. کی به فکر کسیه. از این شکایتا خیلی شده و گوش کسی بدهکار نبوده. اصلا یه جو غیرت تو این مردم نیس. هر روز یه کارگزار پا می‌شه از تهرون می‌آد اینجا مردم را می‌چاپه و راهش را می‌گیره می‌ره، آب از آب تکون نمی‌خوره.»
toruk makto
۲
به دَرک، تو زندگی هیچ‌چیز نیس که به قدّ شرف و حیثیت آدم برابر باشه؛ حتی جون آدم. حتی زن و بچه آدم.
Zohreh Deljoo
۲
خدایا! چه جونورایی داری. مِثِ آدم می‌مونن.»
صبا
۲
هر کوری بهتر از صد تا روشن پیش پای خودش را می‌بینه.
n.movahedi
۲
چرا گاو وحشی می‌شه؟ او که آدم نیس.
Nasim
۲
اما آقا خدا سر شاهده که هیچ وقت من دلم نمی‌خواس از این سرزمین برم.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۲
من گول ریش و عمامه‌اش را خوردم. گولِ تسبیح و قرآنش را خوردم.
سوسک منفعل
۲
دیوار کلفتی میان خودش و زندگی‌اش حایل می‌دید.
سوسک منفعل
۲