
کاربر طاقچه
۳
آدم بیش از هر چیز به جسارت، حقیقت و نیروی پایداری نیاز دارد.
محمد
۳
لحظاتی هستند که آدم نه میتواند فکر کند، نه احساس. و اگر آدم نه فکر کند نه احساس پس کجاست؟
محمد
۲
هرچه باشد نیمی از نظرات آدم نسبت به دیگران نامعقول بود و به خواستههای شخصی آدم مربوط میشد.
محمد
۱
هیجانانگیزتر این است که اگرچه زندگی از حوادث کوچک مجزا تشکیل شده که هر کس تکتک آنها را زندگی میکند، اما همچون موج در هم میپیچد، آدم را بلند میکند و سپس بر ساحل میکوبد.
کاربر ۷۲۹۰۶۶۸
۱
تو و من و خانم رمزی گذر میکنیم و ناپدید میشویم. هیچ چیز در این جهان باقی نمیماند. همهچیز دستخوش تغییر است. بهجز واژهها، بهجز رنگها.
mehrdad rahimi
۰
باید از بچگی درک میکردند که زندگی سخت است و واقعیتها ناسازگارند و برای رسیدن به سرزمین افسانهای که در آن امیدها بر باد میرود، آنجا که جثهی نحیفمان در تیرگیها از پا درمیآید (در اینجا آقای رمزی حتماً پشت صاف میکرد و چشمان ریز آبی رنگش را به نگاهی خیره به افق میدوخت) ، آدم بیش از هر چیز به جسارت، حقیقت و نیروی پایداری نیاز دارد.
کاربر ۱۷۵۷۵۲۷
۰
از آنجا که در رخوتی سبز و خاکستری فرو رفته بود، مثل سایرین خوابآلود بود و در بیحالی توأم با نیکی و خیرخواهی به سر میبرد، نیازی به واژهها نبود. رخوتی که همهی اهالی خانه همهی دنیا و مردمی که در آن بهسر میبردند را دربر میگرفت
کاربر ۱۷۵۷۵۲۷
۰
در این حالت بود که احساس میکرد خودش است و این خود که وابستگیها را دور کرده بود،
کاربر ۷۲۹۰۶۶۸
۰
و بار دیگر در برابر دشمن قدیمیاش زندگی، احساس تنهایی کرد.
