آدم بیش از هر چیز به جسارت، حقیقت و نیروی پایداری نیاز دارد.
نه به سکوت
لحظاتی هستند که آدم نه میتواند فکر کند، نه احساس. و اگر آدم نه فکر کند نه احساس پس کجاست؟
محمد
هیجانانگیزتر این است که اگرچه زندگی از حوادث کوچک مجزا تشکیل شده که هر کس تکتک آنها را زندگی میکند، اما همچون موج در هم میپیچد، آدم را بلند میکند و سپس بر ساحل میکوبد.
محمد
هرچه باشد نیمی از نظرات آدم نسبت به دیگران نامعقول بود و به خواستههای شخصی آدم مربوط میشد.
محمد
باید از بچگی درک میکردند که زندگی سخت است و واقعیتها ناسازگارند و برای رسیدن به سرزمین افسانهای که در آن امیدها بر باد میرود، آنجا که جثهی نحیفمان در تیرگیها از پا درمیآید (در اینجا آقای رمزی حتماً پشت صاف میکرد و چشمان ریز آبی رنگش را به نگاهی خیره به افق میدوخت) ، آدم بیش از هر چیز به جسارت، حقیقت و نیروی پایداری نیاز دارد.
mehrdad rahimi
از آنجا که در رخوتی سبز و خاکستری فرو رفته بود، مثل سایرین خوابآلود بود و در بیحالی توأم با نیکی و خیرخواهی به سر میبرد، نیازی به واژهها نبود. رخوتی که همهی اهالی خانه همهی دنیا و مردمی که در آن بهسر میبردند را دربر میگرفت
کاربر ۱۷۵۷۵۲۷
در این حالت بود که احساس میکرد خودش است و این خود که وابستگیها را دور کرده بود،
کاربر ۱۷۵۷۵۲۷