
بریدههایی از کتاب رنگ های رفته دنیا و گزیده ای از پرونده پنهان
۳٫۸
(۵۶)
دختران شهر
به روستا فکر میکنند
دختران روستا
در آرزوی شهر میمیرند
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر میکنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک
میمیرند
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد
ژنرالیسم
گفتی
دوستت دارم وُ
من
به خیابان رفتم.
فضای اتاق
برای پرواز کافی نبود
Faezeh
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد
setareh.sf
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد
Mahla
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدمبرفی؟
ش
میخواهم تو را بکشم
اما
چاقو را در سینهٔ خود فرو میکنم
تو کشته خواهی شد
یا من؟
صبا دوست
بگذار خدا
دوباره دستهایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت
Soh Bat
دختران شهر
به روستا فکر میکنند
دختران روستا
در آرزوی شهر میمیرند
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر میکنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک
میمیرند
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد
شیلا در جستجوی خوشبختی
شب
هر چه تاریکتر
ستارگان روشنتر
Mobina
فرصتی نمانده است
بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا
یا من تو را میکشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست
Kamand Kamoei
دریای بزرگ دور
یا گودال کوچک آب
فرقی نمیکند
زلال که باشی
آسمان در توست
ژنرالیسم
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدمبرفی؟
Zahra kazemi
و تازه میفهمم
که برف خستگیِ خداست
آنقدر که حس میکنی
پاککنش را برداشته
میکشد روی نام من
روی تمام خیابانها
خاطرهها
خنجرها.
ژنرالیسم
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدمبرفی؟
nia
من تنها میشوم
تو تنها...
نه!
این فعل
حذف با قرینهٔ لفظی نمیشود
میدانم نمیشوی
ژنرالیسم
شب
هر چه تاریکتر
ستارگان روشنتر
Mohammad Ali Zareian
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدمبرفی؟
ژنرالیسم
چون برف
که هرگز هیچکس ندانست
تکههای خودکشی یک ابر است
ژنرالیسم
کلیدهای گمشده روزی پیدا خواهد شد
با قفلهای گمشده چه کنیم؟
paria
و داستان غمانگیزی است:
دستی که داس را برداشت
همان دستیست
که روزی
در خوابهای مزرعه گندم کاشت.
setareh.sf
درخت میشوم
تو پاییزی
کشتی میشوم
تو بینهایت توفانها
تفنگت را بردار
و حرفت را راحت بزن!
ژنرالیسم
دریای بزرگ دور
یا گودال کوچک آب
فرقی نمیکند
زلال که باشی
آسمان در توست
nia
به خیابان میروم
روبهروی جهان میایستم
چشمدرچشمش.
نه من او را میفهمم
نه او مرا.
Mahla
و آن پرندهٔ کوچک
که رؤیای من و تو بود
در دهانش برگی گذاشتهاند
تا سکوت کند
از شب به شب گریختهایم
دستهایت را به تاریکی فرو ببر
و هر چه را لمس کردی
باور کن
Kamand Kamoei
در اطراف خانهٔ من
آن کس که به دیوار فکر میکند
آزاد است
آن کس که به پنجره
غمگین
و آنکه به جستوجوی آزادیست
میان چاردیوار نشسته
PenelOope^^
دریای بزرگ دور
یا گودال کوچک آب
فرقی نمیکند
زلال که باشی
آسمان در توست
Ehsan
درختی قدیمیام
آنقدر قدیمی
که فراموش کردهام
روزی
سیب زاییدهام یا گلابی؟
همسایه
ایستادهام
در اتوبوس
چشم در چشمهای ناگفتنیاش.
یک نفر گفت:
«آقا
جای خالی
بفرمایید»
چه غمگین است
وقتی در باران
به تو چتر تعارف کنند.
محمدمهدی81_313
دریای بزرگ دور
یا گودال کوچک آب
فرقی نمیکند
زلال که باشی
آسمان در توست
دختر امام رضا 💛
این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر که پالتوِ پوستِ پشتِ ویترین
پلنگی شود
که میدود در دشتهای دور
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
PenelOope^^
حجم
۴۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۰۷ صفحه
حجم
۴۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۰۷ صفحه
قیمت:
۷۴,۰۰۰
تومان