جملات زیبای کتاب رنگ های رفته دنیا و گزیده ای از پرونده پنهان | طاقچه
تصویر جلد کتاب رنگ های رفته دنیا و گزیده ای از پرونده پنهان

بریده‌هایی از کتاب رنگ های رفته دنیا و گزیده ای از پرونده پنهان

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۹از ۶۲ رأی
۳٫۹
(۶۲)
دختران شهر به روستا فکر می‌کنند دختران روستا در آرزوی شهر می‌میرند مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می‌کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می‌میرند کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به خانه‌اش نمی‌رسد
ژنرالیسم
گفتی دوستت دارم وُ من به خیابان رفتم. فضای اتاق برای پرواز کافی نبود
Faezeh
کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به خانه‌اش نمی‌رسد
setareh.sf
شب هر چه تاریک‌تر ستارگان روشن‌تر
Mobina
به شانه‌ام زدی که تنهایی‌ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده‌ای؟! تکاندن برف از شانه‌های آدم‌برفی؟
ش
کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به خانه‌اش نمی‌رسد
Mahla
می‌خواهم تو را بکشم اما چاقو را در سینهٔ خود فرو می‌کنم تو کشته خواهی شد یا من؟
صبا دوست
بگذار خدا دوباره دست‌هایش را بشوید در آینه بنگرد شاید تصمیم دیگری گرفت
Soh Bat
دختران شهر به روستا فکر می‌کنند دختران روستا در آرزوی شهر می‌میرند مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می‌کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می‌میرند کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به خانه‌اش نمی‌رسد
شیلا در جستجوی خوشبختی
فرصتی نمانده است بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را می‌کشم یا تو چاقو را در آب خواهی شست
Kamand Kamoei
دریای بزرگ دور یا گودال کوچک آب فرقی نمی‌کند زلال که باشی آسمان در توست
ژنرالیسم
و تازه می‌فهمم که برف خستگیِ خداست آن‌قدر که حس می‌کنی پاک‌کنش را برداشته می‌کشد روی نام من روی تمام خیابان‌ها خاطره‌ها خنجرها.
ژنرالیسم
به شانه‌ام زدی که تنهایی‌ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده‌ای؟! تکاندن برف از شانه‌های آدم‌برفی؟
Zahra kazemi
من تنها می‌شوم تو تنها... نه! این فعل حذف با قرینهٔ لفظی نمی‌شود می‌دانم نمی‌شوی
ژنرالیسم
به شانه‌ام زدی که تنهایی‌ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده‌ای؟! تکاندن برف از شانه‌های آدم‌برفی؟
nia
و داستان غم‌انگیزی است: دستی که داس را برداشت همان دستی‌ست که روزی در خواب‌های مزرعه گندم کاشت.
setareh.sf
کلیدهای گم‌شده روزی پیدا خواهد شد با قفل‌های گم‌شده چه کنیم؟
paria
چون برف که هرگز هیچ‌کس ندانست تکه‌های خودکشی یک ابر است
ژنرالیسم
به خیابان می‌روم روبه‌روی جهان می‌ایستم چشم‌درچشمش. نه من او را می‌فهمم نه او مرا.
Mahla
شب هر چه تاریک‌تر ستارگان روشن‌تر
Mohammad Ali Zareian
به شانه‌ام زدی که تنهایی‌ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده‌ای؟! تکاندن برف از شانه‌های آدم‌برفی؟
ژنرالیسم
درخت می‌شوم تو پاییزی کشتی می‌شوم تو بی‌نهایت توفان‌ها تفنگت را بردار و حرفت را راحت بزن!
ژنرالیسم
دریای بزرگ دور یا گودال کوچک آب فرقی نمی‌کند زلال که باشی آسمان در توست
nia
و آن پرندهٔ کوچک که رؤیای من و تو بود در دهانش برگی گذاشته‌اند تا سکوت کند از شب به شب گریخته‌ایم دست‌هایت را به تاریکی فرو ببر و هر چه را لمس کردی باور کن
Kamand Kamoei
این فیلم را به عقب برگردان آن‌قدر که پالتوِ پوستِ پشتِ ویترین پلنگی شود که می‌دود در دشت‌های دور آن‌قدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند
PenelOope^^
در اطراف خانهٔ من آن کس که به دیوار فکر می‌کند آزاد است آن کس که به پنجره غمگین و آن‌که به جست‌وجوی آزادی‌ست میان چاردیوار نشسته
PenelOope^^
ایستاده‌ام در اتوبوس چشم در چشم‌های ناگفتنی‌اش. یک نفر گفت: «آقا جای خالی بفرمایید» چه غمگین است وقتی در باران به تو چتر تعارف کنند.
محمدمهدی81_313
چای را دم می‌کنیم؟ یا چمدان را می‌بندی؟
saeedi
آن‌قدر خسته‌ام که دراز می‌کشم و کم‌کم در خاک فرو می‌روم آن‌قدر خسته‌ام که دیگر مرگ هم به دردم نمی‌خورد من از ادامه می‌ترسم از این‌که تابوت تنها اتاقی باشد تاریک‌تر
ساغر
زیر این آسمان ابری به معنای نامش فکر می‌کند گل آفتابگردان
ژنرالیسم

حجم

۴۰٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۱۰۷ صفحه

حجم

۴۰٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۱۰۷ صفحه

قیمت:
۷۴,۰۰۰
تومان