
بریدههایی از کتاب رنگ های رفته دنیا و گزیده ای از پرونده پنهان
۴٫۰
(۴۷)
دختران شهر
به روستا فکر میکنند
دختران روستا
در آرزوی شهر میمیرند
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر میکنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک
میمیرند
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد
ژنرالیسم
گفتی
دوستت دارم وُ
من
به خیابان رفتم.
فضای اتاق
برای پرواز کافی نبود
Faezeh
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد
setareh.sf
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد
Mahla
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدمبرفی؟
ش
بگذار خدا
دوباره دستهایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت
Soh Bat
میخواهم تو را بکشم
اما
چاقو را در سینهٔ خود فرو میکنم
تو کشته خواهی شد
یا من؟
صبا دوست
دختران شهر
به روستا فکر میکنند
دختران روستا
در آرزوی شهر میمیرند
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر میکنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک
میمیرند
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد
شیلا در جستجوی خوشبختی
فرصتی نمانده است
بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا
یا من تو را میکشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست
Kamand Kamoei
دریای بزرگ دور
یا گودال کوچک آب
فرقی نمیکند
زلال که باشی
آسمان در توست
ژنرالیسم
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدمبرفی؟
Zahra kazemi
و تازه میفهمم
که برف خستگیِ خداست
آنقدر که حس میکنی
پاککنش را برداشته
میکشد روی نام من
روی تمام خیابانها
خاطرهها
خنجرها.
ژنرالیسم
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدمبرفی؟
nia
من تنها میشوم
تو تنها...
نه!
این فعل
حذف با قرینهٔ لفظی نمیشود
میدانم نمیشوی
ژنرالیسم
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدمبرفی؟
ژنرالیسم
شب
هر چه تاریکتر
ستارگان روشنتر
Mohammad Ali Zareian
چون برف
که هرگز هیچکس ندانست
تکههای خودکشی یک ابر است
ژنرالیسم
و داستان غمانگیزی است:
دستی که داس را برداشت
همان دستیست
که روزی
در خوابهای مزرعه گندم کاشت.
setareh.sf
درخت میشوم
تو پاییزی
کشتی میشوم
تو بینهایت توفانها
تفنگت را بردار
و حرفت را راحت بزن!
ژنرالیسم
کلیدهای گمشده روزی پیدا خواهد شد
با قفلهای گمشده چه کنیم؟
paria
دریای بزرگ دور
یا گودال کوچک آب
فرقی نمیکند
زلال که باشی
آسمان در توست
nia
شب
هر چه تاریکتر
ستارگان روشنتر
Mobina
به خیابان میروم
روبهروی جهان میایستم
چشمدرچشمش.
نه من او را میفهمم
نه او مرا.
Mahla
و آن پرندهٔ کوچک
که رؤیای من و تو بود
در دهانش برگی گذاشتهاند
تا سکوت کند
از شب به شب گریختهایم
دستهایت را به تاریکی فرو ببر
و هر چه را لمس کردی
باور کن
Kamand Kamoei
در اطراف خانهٔ من
آن کس که به دیوار فکر میکند
آزاد است
آن کس که به پنجره
غمگین
و آنکه به جستوجوی آزادیست
میان چاردیوار نشسته
PenelOope^^
دریای بزرگ دور
یا گودال کوچک آب
فرقی نمیکند
زلال که باشی
آسمان در توست
Ehsan
درختی قدیمیام
آنقدر قدیمی
که فراموش کردهام
روزی
سیب زاییدهام یا گلابی؟
همسایه
این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر که پالتوِ پوستِ پشتِ ویترین
پلنگی شود
که میدود در دشتهای دور
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
PenelOope^^
چای را دم میکنیم؟
یا چمدان را میبندی؟
saeedi
دریای بزرگ دور
یا گودال کوچک آب
فرقی نمیکند
زلال که باشی
آسمان در توست
دختر امام رضا 💛
حجم
۴۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۰۷ صفحه
حجم
۴۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۰۷ صفحه
قیمت:
۷۴,۰۰۰
۳۷,۰۰۰۵۰%
تومان