جملات زیبا از متن کتاب رنگ های رفته دنیا و گزیده ای از پرونده پنهان | طاقچه
تصویر جلد کتاب رنگ های رفته دنیا و گزیده ای از پرونده پنهان
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب رنگ های رفته دنیا و گزیده ای از پرونده پنهان

مجموعه شعر

۳.۹(از ۷۳ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
گروس عبدالملکیان
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر نو، شعر معاصر

۷۴,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۲۹,۶۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

دختران شهر به روستا فکر می‌کنند دختران روستا در آرزوی شهر می‌میرند مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می‌کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می‌میرند کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به خانه‌اش نمی‌رسد
ژنرالیسم
۵۱۱
گفتی دوستت دارم وُ من به خیابان رفتم. فضای اتاق برای پرواز کافی نبود
Faezeh
۲۱۰
شب هر چه تاریک‌تر ستارگان روشن‌تر
Mobina
۱۷۷
کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به خانه‌اش نمی‌رسد
setareh.sf
۱۶۱
به شانه‌ام زدی که تنهایی‌ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده‌ای؟! تکاندن برف از شانه‌های آدم‌برفی؟
ش
۱۱۲
کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به خانه‌اش نمی‌رسد
Mahla
۹۸
می‌خواهم تو را بکشم اما چاقو را در سینهٔ خود فرو می‌کنم تو کشته خواهی شد یا من؟
صبا دوست
۸۲
بگذار خدا دوباره دست‌هایش را بشوید در آینه بنگرد شاید تصمیم دیگری گرفت
Soh Bat
۶۹
دختران شهر به روستا فکر می‌کنند دختران روستا در آرزوی شهر می‌میرند مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می‌کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می‌میرند کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به خانه‌اش نمی‌رسد
شیلا در جستجوی خوشبختی
۵۰
فرصتی نمانده است بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را می‌کشم یا تو چاقو را در آب خواهی شست
Kamand Kamoei
۴۹
دریای بزرگ دور یا گودال کوچک آب فرقی نمی‌کند زلال که باشی آسمان در توست
ژنرالیسم
۴۵
و تازه می‌فهمم که برف خستگیِ خداست آن‌قدر که حس می‌کنی پاک‌کنش را برداشته می‌کشد روی نام من روی تمام خیابان‌ها خاطره‌ها خنجرها.
ژنرالیسم
۳۳
به شانه‌ام زدی که تنهایی‌ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده‌ای؟! تکاندن برف از شانه‌های آدم‌برفی؟
Zahra kazemi
۳۳
من تنها می‌شوم تو تنها... نه! این فعل حذف با قرینهٔ لفظی نمی‌شود می‌دانم نمی‌شوی
ژنرالیسم
۳۰
چاقو را در سینهٔ خود فرو می‌کنم تو کشته خواهی شد یا من؟
Limou
۳۰
به شانه‌ام زدی که تنهایی‌ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده‌ای؟! تکاندن برف از شانه‌های آدم‌برفی؟
nia
۲۸
کلیدهای گم‌شده روزی پیدا خواهد شد با قفل‌های گم‌شده چه کنیم؟
paria
۲۷
و داستان غم‌انگیزی است: دستی که داس را برداشت همان دستی‌ست که روزی در خواب‌های مزرعه گندم کاشت.
setareh.sf
۲۶
گفتی دوستت دارم وُ من به خیابان رفتم. فضای اتاق برای پرواز کافی نبود
Safel
۲۶
چون برف که هرگز هیچ‌کس ندانست تکه‌های خودکشی یک ابر است
ژنرالیسم
۲۵
به خیابان می‌روم روبه‌روی جهان می‌ایستم چشم‌درچشمش. نه من او را می‌فهمم نه او مرا.
Mahla
۲۵
شب هر چه تاریک‌تر ستارگان روشن‌تر
Mohammad Ali Zareian
۲۲
به شانه‌ام زدی که تنهایی‌ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده‌ای؟! تکاندن برف از شانه‌های آدم‌برفی؟
ژنرالیسم
۲۰
درخت می‌شوم تو پاییزی کشتی می‌شوم تو بی‌نهایت توفان‌ها تفنگت را بردار و حرفت را راحت بزن!
ژنرالیسم
۱۹
و آن پرندهٔ کوچک که رؤیای من و تو بود در دهانش برگی گذاشته‌اند تا سکوت کند از شب به شب گریخته‌ایم دست‌هایت را به تاریکی فرو ببر و هر چه را لمس کردی باور کن
Kamand Kamoei
۱۷
این فیلم را به عقب برگردان آن‌قدر که پالتوِ پوستِ پشتِ ویترین پلنگی شود که می‌دود در دشت‌های دور آن‌قدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند
PenelOope^^
۱۷
در اطراف خانهٔ من آن کس که به دیوار فکر می‌کند آزاد است آن کس که به پنجره غمگین و آن‌که به جست‌وجوی آزادی‌ست میان چاردیوار نشسته
PenelOope^^
۱۷
دریای بزرگ دور یا گودال کوچک آب فرقی نمی‌کند زلال که باشی آسمان در توست
nia
۱۷
مسیرِ خانه‌ات را از حافظهٔ کفش‌هایم پاک کرده‌ام
همسایه
۱۶
درختی قدیمی‌ام آن‌قدر قدیمی که فراموش کرده‌ام روزی سیب زاییده‌ام یا گلابی؟
همسایه
۱۶