
بریدههایی از کتاب پذیرفتن
۳٫۹
(۶۵)
کاش
چون آسمان
چشمهای بیشتری برای گریه داشتم
شیلا در جستجوی خوشبختی
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمیآورد
NAST2L
آه، روحِ بستهٔ درها!
گیرم که قفلهاتان را بشکنم
دیروزهایم را
چه کسی آزاد میکند؟
Blue
اگر هزارپا بودم
با هر هزار پا کنارت میماندم
اما
تو با همین دو پا
تنها به رفتن فکر میکنی
ژنرالیسم
آخرین پرنده را هم رها کردهام
اما هنوز غمگینم
چیزی
در این قفسِ خالی هست
که آزاد نمیشود
صبا دوست
آیا خاک،
دهانِ مُردهها را پُر میکند
که آنچه را دیدهاند، نگویند؟
شیلا در جستجوی خوشبختی
در جنگهای زیادی جنگیده است
اما حریفِ تنهاییاش نمیشود
ساغر
دستهای هم را گرفته بودیم
تو در شب قدم میزدی
من
در تاریکی
شیلا در جستجوی خوشبختی
دیوانه است او
که همچنان به کندنِ شب ادامه میدهد
و خُردههای تاریکی را
زیر تخت پنهان میکند
˼السـیِّدةَالشَهیدة˹
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمیآورد
در جست و جوی کتاب بعدی
میدانم این مجسمه هم اگر پا داشت
مرا ترک کرده بود
کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
به آنها که در خاک حل شدند
تا طعم سرزمینم را زنده نگه دارند
B.HM
تنهاتر از آنم
که واقعیت داشته باشم
NAST2L
شخصیتهایی در مناند
که باهم حرف نمیزنند
که همدیگر را غمگین میکنند
که هرگز دورِ یک میز غذا نخوردهاند
Aika
ماهی از تُنگ بیرون افتاد
و چون کسی در خانه نبود
و چون هیچکس این صحنه را ندید
زنده ماند
ژنرالیسم
در من زنان بسیاری زندگی میکنند نبرد میکنند / و هربار یکی بر دیگری پیروز میشود / با اینهمه در من زنیست که دوستت دارد
ساغر
گیرم که قفلهاتان را بشکنم
دیروزهایم را
چه کسی آزاد میکند؟
nazanin
دیوانه است او
که دیروز تیربارانش کردهاند وُ
هنوز به فرار فکر میکند
در جست و جوی کتاب بعدی
آخرین پرنده را هم رها کردهام
اما هنوز غمگینم
چیزی
در این قفسِ خالی هست
که آزاد نمیشود
Aika
میخواهم جنازهام بر آب بیفتد
و ساعتها
به ابرها خیره شوم
مُردهام موج بردارد
قایقی باشم
که مسافرش را پیاده کرده است
و حالا بیخیالِ هر چیز
بر این ملافهٔ آبی چُرت میزند
ژنرالیسم
میریزیم
ریز
ریز
ریز
چون برف
که هرگز هیچکس ندانست
تکههای خودکشیِ یک ابر است
شیلا در جستجوی خوشبختی
انسان دوبار به نادانی میرسد
یکبار پیش از دانایی و یکبار پس از آن؛
و تنها تفاوتِ این دو در پذیرفتن است
لاابالی
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمیآورد
hossein
شخصیتهایی در مناند
که همدیگر را زخمی میکنند
همدیگر را میکُشند
همدیگر را
در خرابههای روحم
خاک میکنند
ژنرالیسم
زیباییِ تو
پاییز است
که با کُشتنِ درخت
پدیدار میشود
fateme kshtkr
عمقِ آخرین حرفها
مثلِ ایستادن کنارِ درهای
میترساندم
شیلا در جستجوی خوشبختی
آخرین پرنده را هم رها کردهام
اما هنوز غمگینم
چیزی
در این قفسِ خالی هست
که آزاد نمیشود
Blue
غروب، جز برای غمگین کردن
به چه درد میخورد؟
Aika
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمیآورد
mehdi fesanghari
پلکهایش را پایین میکشد
و مثلِ لاکپشتی
در جهانِ سنگیاش ناپدید میشود
شیلا در جستجوی خوشبختی
حجم
۳۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۹۷ صفحه
حجم
۳۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۹۷ صفحه
قیمت:
۹۰,۰۰۰
۴۵,۰۰۰۵۰%
تومان