جملات زیبای کتاب پذیرفتن | طاقچه
تصویر جلد کتاب پذیرفتن

بریده‌هایی از کتاب پذیرفتن

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۷از ۴۴ رأی
۳٫۷
(۴۴)
کاش چون آسمان چشم‌های بیشتری برای گریه داشتم
شیلا در جستجوی خوشبختی
احساس می‌کنم کسی که نیست کسی که هست را از پا درمی‌آورد
NAST2L
آخرین پرنده را هم رها کرده‌ام اما هنوز غمگینم چیزی در این قفسِ خالی هست که آزاد نمی‌شود
صبا دوست
اگر هزارپا بودم با هر هزار پا کنارت می‌ماندم اما تو با همین دو پا تنها به رفتن فکر می‌کنی
ژنرالیسم
دیوانه است او که همچنان به کندنِ شب ادامه می‌دهد و خُرده‌های تاریکی را زیر تخت پنهان می‌کند
˼السـیِّدة‌َالشَهیدة˹
در جنگ‌های زیادی جنگیده است اما حریفِ تنهایی‌اش نمی‌شود
ساغر
آیا خاک، دهانِ مُرده‌ها را پُر می‌کند که آن‌چه را دیده‌اند، نگویند؟
شیلا در جستجوی خوشبختی
احساس می‌کنم کسی که نیست کسی که هست را از پا درمی‌آورد
در جست و جوی کتاب بعدی
دست‌های هم را گرفته بودیم تو در شب قدم می‌زدی من در تاریکی
شیلا در جستجوی خوشبختی
می‌دانم این مجسمه هم اگر پا داشت مرا ترک کرده بود
کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
تنهاتر از آنم که واقعیت داشته باشم
NAST2L
دیوانه است او که دیروز تیربارانش کرده‌اند وُ هنوز به فرار فکر می‌کند
در جست و جوی کتاب بعدی
به آن‌ها که در خاک حل شدند تا طعم سرزمینم را زنده نگه دارند
B.HM
ماهی از تُنگ بیرون افتاد و چون کسی در خانه نبود و چون هیچ‌کس این صحنه را ندید زنده ماند
ژنرالیسم
گیرم که قفل‌هاتان را بشکنم دیروزهایم را چه کسی آزاد می‌کند؟
nazanin
آخرین پرنده را هم رها کرده‌ام اما هنوز غمگینم چیزی در این قفسِ خالی هست که آزاد نمی‌شود
Aika
انسان دوبار به نادانی می‌رسد یک‌بار پیش از دانایی و یک‌بار پس از آن؛ و تنها تفاوتِ این دو در پذیرفتن است
لاابالی
شخصیت‌هایی در من‌اند که باهم حرف نمی‌زنند که همدیگر را غمگین می‌کنند که هرگز دورِ یک میز غذا نخورده‌اند
Aika
در من زنان بسیاری زندگی می‌کنند نبرد می‌کنند / و هربار یکی بر دیگری پیروز می‌شود / با این‌همه در من زنی‌ست که دوستت دارد
ساغر
می‌ریزیم ریز ریز ریز چون برف که هرگز هیچ‌کس ندانست تکه‌های خودکشیِ یک ابر است
شیلا در جستجوی خوشبختی
می‌خواهم جنازه‌ام بر آب بیفتد و ساعت‌ها به ابرها خیره شوم مُرده‌ام موج بردارد قایقی باشم که مسافرش را پیاده کرده است و حالا بی‌خیالِ هر چیز بر این ملافهٔ آبی چُرت می‌زند
ژنرالیسم
شخصیت‌هایی در من‌اند که همدیگر را زخمی می‌کنند همدیگر را می‌کُشند همدیگر را در خرابه‌های روحم خاک می‌کنند
ژنرالیسم
احساس می‌کنم کسی که نیست کسی که هست را از پا درمی‌آورد
mehdi fesanghari
زیباییِ تو پاییز است که با کُشتنِ درخت پدیدار می‌شود
fateme kshtkr
پلک‌هایش را پایین می‌کشد و مثلِ لاک‌پشتی در جهانِ سنگی‌اش ناپدید می‌شود
شیلا در جستجوی خوشبختی
و شب از زخمِ روی دستم به درون می‌آید
شیلا در جستجوی خوشبختی
می‌ریزیم ریز ریز ریز چون برف که هرگز هیچ‌کس ندانست تکه‌های خودکشیِ یک ابر است
fateme kshtkr
غروب، جز برای غمگین کردن به چه درد می‌خورد؟
Aika
عمقِ آخرین حرف‌ها مثلِ ایستادن کنارِ دره‌ای می‌ترساندم
شیلا در جستجوی خوشبختی
زندگی طوری نبود که بشه کلاً باهاش بی‌خیالی طِی کرد تو گفتی: پسر! چی‌کارش داری داره واسه خودش، بازیشو می‌کنه آخه داشت با تفنگش بازی می‌کرد از سرِ اتفاقم لوله‌ش به سمتِ من بود
nia

حجم

۳۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۹۷ صفحه

حجم

۳۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۹۷ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
۴۵,۰۰۰
۵۰%
تومان