
بریدههایی از کتاب پذیرفتن
۳٫۹
(۵۶)
کاش
چون آسمان
چشمهای بیشتری برای گریه داشتم
شیلا در جستجوی خوشبختی
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمیآورد
NAST2L
اگر هزارپا بودم
با هر هزار پا کنارت میماندم
اما
تو با همین دو پا
تنها به رفتن فکر میکنی
ژنرالیسم
آه، روحِ بستهٔ درها!
گیرم که قفلهاتان را بشکنم
دیروزهایم را
چه کسی آزاد میکند؟
Blue
آخرین پرنده را هم رها کردهام
اما هنوز غمگینم
چیزی
در این قفسِ خالی هست
که آزاد نمیشود
صبا دوست
در جنگهای زیادی جنگیده است
اما حریفِ تنهاییاش نمیشود
ساغر
آیا خاک،
دهانِ مُردهها را پُر میکند
که آنچه را دیدهاند، نگویند؟
شیلا در جستجوی خوشبختی
دیوانه است او
که همچنان به کندنِ شب ادامه میدهد
و خُردههای تاریکی را
زیر تخت پنهان میکند
˼السـیِّدةَالشَهیدة˹
دستهای هم را گرفته بودیم
تو در شب قدم میزدی
من
در تاریکی
شیلا در جستجوی خوشبختی
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمیآورد
در جست و جوی کتاب بعدی
میدانم این مجسمه هم اگر پا داشت
مرا ترک کرده بود
کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
تنهاتر از آنم
که واقعیت داشته باشم
NAST2L
به آنها که در خاک حل شدند
تا طعم سرزمینم را زنده نگه دارند
B.HM
ماهی از تُنگ بیرون افتاد
و چون کسی در خانه نبود
و چون هیچکس این صحنه را ندید
زنده ماند
ژنرالیسم
شخصیتهایی در مناند
که باهم حرف نمیزنند
که همدیگر را غمگین میکنند
که هرگز دورِ یک میز غذا نخوردهاند
Aika
گیرم که قفلهاتان را بشکنم
دیروزهایم را
چه کسی آزاد میکند؟
nazanin
در من زنان بسیاری زندگی میکنند نبرد میکنند / و هربار یکی بر دیگری پیروز میشود / با اینهمه در من زنیست که دوستت دارد
ساغر
دیوانه است او
که دیروز تیربارانش کردهاند وُ
هنوز به فرار فکر میکند
در جست و جوی کتاب بعدی
آخرین پرنده را هم رها کردهام
اما هنوز غمگینم
چیزی
در این قفسِ خالی هست
که آزاد نمیشود
Aika
انسان دوبار به نادانی میرسد
یکبار پیش از دانایی و یکبار پس از آن؛
و تنها تفاوتِ این دو در پذیرفتن است
لاابالی
میخواهم جنازهام بر آب بیفتد
و ساعتها
به ابرها خیره شوم
مُردهام موج بردارد
قایقی باشم
که مسافرش را پیاده کرده است
و حالا بیخیالِ هر چیز
بر این ملافهٔ آبی چُرت میزند
ژنرالیسم
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمیآورد
hossein
میریزیم
ریز
ریز
ریز
چون برف
که هرگز هیچکس ندانست
تکههای خودکشیِ یک ابر است
شیلا در جستجوی خوشبختی
شخصیتهایی در مناند
که همدیگر را زخمی میکنند
همدیگر را میکُشند
همدیگر را
در خرابههای روحم
خاک میکنند
ژنرالیسم
زیباییِ تو
پاییز است
که با کُشتنِ درخت
پدیدار میشود
fateme kshtkr
عمقِ آخرین حرفها
مثلِ ایستادن کنارِ درهای
میترساندم
شیلا در جستجوی خوشبختی
احساس میکنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمیآورد
mehdi fesanghari
پلکهایش را پایین میکشد
و مثلِ لاکپشتی
در جهانِ سنگیاش ناپدید میشود
شیلا در جستجوی خوشبختی
و شب
از زخمِ روی دستم
به درون میآید
شیلا در جستجوی خوشبختی
غروب، جز برای غمگین کردن
به چه درد میخورد؟
Aika
حجم
۳۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۹۷ صفحه
حجم
۳۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۹۷ صفحه
قیمت:
۹۰,۰۰۰
۴۵,۰۰۰۵۰%
تومان