جملات زیبای کتاب چرا جنگ؟ | طاقچه
تصویر جلد کتاب چرا جنگ؟

کتاب چرا جنگ؟

نامه‌نگاری آلبرت آینشتاین و زیگموند فروید

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۵ رأی)
انتشارات: 
نشر نی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Faezeh Karami
۸
تو مگو، همه به جنگند و ز صلحِ من چه آید تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغِ خود برافروز که یکی چراغِ روشن ز هزار مُرده بهتر که به است یک قدِ خوش ز هزار قامتِ کوز
m.tootal@gmail.com
۴
جلوگیری قطعی از بروز جنگ فقط زمانی ممکن است که انسان‌ها برای جای‌گزینی قدرتی مرکزی و رعایت احکام آن در هر یک از موارد اختلاف به توافقی اصولی دست یابند. لازمهٔ تحقق این امر دو شرط است: شرط اول تشکیل چنین مرجع بالادست و شرط دوم واگذاری اختیارات کافی به آن است. یک عامل به تنهایی کاری از پیش نمی‌برد.
AliArmin
۳
جنگ نه تنها زیبایی چشم‌اندازهای طبیعت را زیر پا گذاشت و نابود کرد و آثار هنری را که بر سر راهش قرار داشتند منهدم کرد، بلکه غرور و افتخار ما نسبت به دستاوردهای فرهنگی‌مان، احترام ما به همهٔ اندیشمندان و هنرمندان، امید ما به غلبهٔ نهایی بر اختلاف‌هایی که میان ملت‌ها و نژادهای گوناگون وجود داشت، همه و همه را از میان بُرد. جنگ بی‌طرفیِ بی‌نظیر و چشمگیر دانش‌ها را لکه‌دار کرد، زیست غریزی ما را آشکارا رسوا کرد، بند از پای آن ارواح اهریمنی گسست که ما قرن‌ها تصور می‌کردیم با تعلیم و تربیت و افکار اصیل توانسته‌ایم آن‌ها را رام و مطیع کنیم. وطن ما را دوباره کوچک کرد و بقیهٔ جهان را دور و دوردست‌تر کرد. جنگ بسیاری از چیزها را که به آن‌ها دل‌بسته بودیم به تاراج بُرد و به ما فناپذیری و ناپایداری همهٔ آن چیزهایی را نشان داد که می‌انگاشتیم فناناپذیراند و پایدار.
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷
۳
آخرین پرسش باقی‌مانده آن‌که آیا هدایت رشد روان انسان در جهتی که توان مقابله با جنون نفرت و نابودی را داشته باشد امکان‌پذیر است؟ منظورم در این‌جا فقط به اصطلاح مردمان عادی و عامی نیستند، بلکه بنا بر تجربیات زندگی، درست همین به اصطلاح «روشنفکران» اند که به‌سادگی تحت تأثیر جنون و تلقینات توده‌ای قرار می‌گیرند؛ زیرا اینان بلاواسطه از تجربه‌های زندگی روزمرهٔ خود الهام نمی‌گیرند، بلکه به راحتی و به طور کامل جذب و مسحور آن چیزهایی می‌شوند که بر روی کاغذ نقش بسته است.
mrze
۲
اگر آمادگی برای جنگ از اثرات بلافاصلهٔ غریزهٔ تخریب است، چنین به نظر می‌رسد که رقیب این غریزه یعنی غریزهٔ عشق را بتوان به کمک طلبید. در واقع، هرآن‌چه موجد پیوند احساسی میان انسان‌ها شود، می‌باید در مقابله با جنگ به کار گرفته شود.
mrze
۲
راستی چرا ما در مقابل جنگ چنین سخت برآشفته می‌شویم؟ شما و من و بسیاری دیگر. چرا ما به جنگ نیز چون دیگر مصائب آزاردهندهٔ زندگی تن در نمی‌دهیم؟
mrze
۲
به هر حال، این پرسش پیش می‌آید که آیا جامعه نیز نسبت به زندگی افراد نباید حق و حقوقی داشته باشد؟ نمی‌توان همهٔ جنگ‌ها را از اساس محکوم کرد. تا زمانی که امپراتوری‌ها و قدرت‌ها و ملت‌هایی وجود دارند که بی‌رحمانه آمادهٔ نابودی دیگرانند، دیگران نیز باید خود را برای جنگ مسلح کنند.
شراره
۲
آرایِ نهادی حقوقی زمانی به عدالت مطلوب جامعه نزدیک‌تر می‌شود که به نام و به سود جمع باشد؛ و هرچه اختیارات جامعه بیش‌تر باشد می‌تواند احترام به عدالتِ مطلوب خود را به دیگران نیز بقبولاند.
شراره
۲
قدرت در وحدت نهفته است.
سِوین
۲
«هرگز جنگی خوب و صلحی بد وجود نداشته است»
شراره
۱
هنرمندان، برخلاف مورخان، جنگ را از منظر فاتحان نمی‌بینند، بلکه از چنان حساسیت بنیادینی برخوردارند که به آنان امکان می‌دهد تا زشتی‌های جنگ را به تصویر بکشند و نشان دهند که جنگ چه‌سان زندگی سرشار از امید و آرزوی انسان‌ها را تباه می‌کند، آن‌ها را به اسارت می‌کشد، با خواری و ذلّت روانهٔ اردوگاه‌ها می‌کند، انسان‌ها را به کشتار همنوعان خود وامی‌دارد، پیر و جوان و کودک را آواره، و حاصل کار و کوشش چند نسل را نابود و ویران می‌کند.
:)
۱
آیا تمام علوم طبیعی به نوعی از اسطوره‌شناسی منتهی نمی‌شود؟
:)
۱
تجربه نشان داده است که نظام‌های تمامیت‌خواه برای بقا و ادامهٔ حیات خود به وضعیت بحرانی نیاز دارند؛ و چه بحرانی عمیق‌تر و عظیم‌تر از بروز و ادامه و گسترش جنگ.
:)
۰
تنها راه دست‌یابی به امنیت جهانی چشم‌پوشی بدون قید و شرط دولت‌ها از بخشی از آزادی عمل و حق حاکمیت‌شان است.
:)
۰
چرا توده‌ها اجازه می‌دهند با وسایل مذکور، آنان را تا مرز جنون، خشم، و قربانی شدن بکشانند؟ تنها پاسخی که می‌توان به پرسش فوق داد این است که در درون انسان‌ها نیاز به نفرت و نابودی وجود دارد.
:)
۰
اگر هدف از اتحاد فقط مبارزه با نیروی برتر باشد و پس از پیروزی از هم پاشیده شود، کاری از پیش نرفته است و نیروی بعدی که خود را قوی‌تر می‌یابد، می‌کوشد تا بار دیگر سلطهٔ زور را برقرار سازد و، به این ترتیب، این بازی تا ابد تکرار خواهد شد.
:)
۰
همبستگی اجتماعی باید همواره پابرجا بماند، خود را بازسازی کند و سازمان دهد و قوانینی وضع کند که از استیلای مجدد زور جلوگیری کند
:)
۰
وضعیت مطلوب و دلخواه طبعاً اجتماعی مرکب از مردمانی خواهد بود که زندگی غریزی خود را مطیع و مقهور دیکتاتوریِ خِرَد کرده باشند. هیچ عامل دیگری، حتی با چشم‌پوشی از پیوند احساسی توده‌ها، قادر به ایجاد چنین یگانگی کامل و مقاومی در میان آنان نیست
:)
۰
به باور من، علت اصلی برآشفتن ما در برابر جنگ این است که ما جز این چاره‌ای نداریم. ما صلح‌طلبیم؛ زیرا ما به دلایل اندامی باید صلح‌طلب باشیم. به همین دلیل نیز برای ما آسان است که دیدگاه‌هامان را با استدلال توجیه کنیم.
:)
۰
نه‌چندان به حرف‌های علوم فیزیک و شیمی و هیئت معتقدم و نه به حرف‌های روان‌شناسان، و خودمان را کودکانی بیش نمی‌دانم.
:)
۰
آنچه اما در کتاب‌های تاریخی کمتر به چشم می‌خورد گفتن از ترس و رنج و بی‌خانمانی و آوارگی مردمانی است که به زور یا با تبلیغ و تلقین بسیج می‌شوند و به میدان‌های جنگ کشانده و قربانی می‌شوند.