وقتی به آنجا رسيدم، ديگر ذله شده بودم. نه اينکه واقعا ذله شده بودم. آدم فکر میکند ذله شده، اما واقعا کم پيش میآيد که چنين احساسی پيدا کند. دليل اينکه احساس کردم ذله شدهام اين بود که عاقبت به مقصد رسيده بودم، اگر يک مايل ديگر تا مقصد فاصله بود، يک ساعت بعد ذله میشدم. ذات آدميزاد. چيزی شگفتانگيز.