راه گریز از کابوس، بیدارشدن از خواب است.
سپیده اسکندری
بیماری من تقریباً سه سال پیش نیمههای شب با خونریزی شروع شد و من همانطور که در پی وقوع هر حادثهٔ تازهای پیش میآید (و برخلاف آنچه بعدها به من توصیه کردند) بهجای آنکه در تختخواب بمانم، هیجانزده از جا بلند شدم. شک نیست که کمی ترسیده بودم. بهسمت پنجره رفتم، به بیرون خم شدم، بهسمت میز شستوشو برگشتم، توی اتاق بالا و پایین رفتم، روی تخت نشستم ــ مدام خون، اما هیچ نگران نبودم، چون بهمرور، به دلیلی خاص، فهمیده بودم که در صورت قطعشدن خونریزی، پس از سه چهار سال بیخوابی، برای نخستینبار خواهم خوابید.»
Roujan Abdoli
ایکاش میدانستی که من با چه تمنایی در هر کرده و گفتهٔ تو، حتی وقتی از آن رنج میبرم، دنبال هستهٔ مثبتی برای خود هستم.
Sahar
من ناآگاهام، این حقیقت همچنان به قوت خود باقی میماند، و این مسئله برای من خیلی ناگوار است. ولی ناآگاهی درضمن این مزیت را دارد که شخص ناآگاه بیشتر خطر میکند
سپیده اسکندری
خانواده ایذای خود را ذهناً میپذیرد و آن را به اتهام علیه خود تبدیل میکند، اتهامی که به چنین رژیمهایی نوید دوام ابدی میدهد. بیگناهان از کسانی تقاضای بخشش میکنند که لحظهای پیش در حقشان ظلم کردهاند. ولی به تقاضای بخشش آنها عمداً پاسخی داده نمیشود
Blue
کافکا معتقد است که حقیقت از بالا نمیآید، الهام یا هدیهای آسمانی نیست، حقیقت از غنای دنیا سرچشمه نمیگیرد، حاصل تجربیات ملموس نیست، از کار و همنوایی انسانی حاصل نمیشود. ادبیات واقعی از نظر او تنها از عمق میآید و هر چیزی که ریشه در اعماق نداشته باشد، چیزی سرهمبندیشده و مصنوعی است.
AS4438