جملات زیبا از متن کتاب سگ سفید | طاقچه
تصویر جلد کتاب سگ سفیدsubscriptionAvailable

کتاب سگ سفید

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۱۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
رومن گاری، سروش حبیبی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
صفورا
۹
انقلابی که پیروز شد ضایع شده است.
دانور🌱
۶
دانستم که من و پیت خفه‌کن در یک چیز به‌راستی با هم شباهت داریم و آن احتیاط فوق‌العاده بود در رابطه با آدم‌ها.
دانور🌱
۵
من همیشه کسانی را که در زندگی با آن‌ها سروکاری داشته‌ام یا با آن‌ها زندگی کرده‌ام در خیال برای خود بازآفریده‌ام. این کار برای کسی که حرفه‌اش خیال‌بازی و تصویرپردازی است آسان‌تر از دیگران است. به این ترتیب آدم خسته نمی‌شود و وقت خود را در کوشش برای شناختن نزدیکانش تلف نمی‌کند. دیگر در آن‌ها باریک نمی‌شود و دربند توجه زیاد به آن‌ها نیست. آن‌ها را برای خود بازمی‌آفریند. بعد هم وقتی کاری خلاف انتظار از آن‌ها دید سخت از آن‌ها می‌رنجد. می‌بیند که لیاقت ذوق و هنر او را نداشته‌اند.
parisa
۳
آن‌چه زمانی انسانیت خوانده می‌شد همیشه میان عشق به سگ و بیزاری از سگ‌صفتی در بلاتکلیفی دست‌وپا می‌زده است.
Bluelily
۲
چشم‌هایم را می‌بندم و می‌کوشم با حساب نازی‌هایی که در جنگ کُشته‌ام آرام شوم. اما این کار حاصلی جز افسردگی ندارد. می‌بینم می‌خواستیم بنیاد ظلم را براندازیم اما فقط آدم کُشتیم. به قول کامو مجرمی را به مرگ محکوم می‌کنند اما همیشه بی‌گناهی تیرباران می‌شود. همه‌جا همین معمای حل ناشدنی!
sin;)
۲
بشارت رستگاری را جز در ذات زنانگی نباید جُست.
سها
۲
کینه و نفرت قدرت عجیبی دارند. با آن‌ها می‌شود کوه را از جا کند.
elahe
۱
"انسان عاقبت موفق خواهد شد که شایستهٔ نامش بشود!"
shabnam nesari
۱
هیچ‌چیز نامعقول‌تر از این نیست که بر آن‌چه در قرون گذشته روی داده است با چشم امروزی قاضی شویم. ام
sin;)
۱
نسل‌ها همه رفتنی‌اند. برای همین ساخته شده‌اند.
sin;)
۱
آخر من می‌دانم که در اردوی نیک‌اندیشان هم شمار ناکسان و سودجویان از اردوی مقابل کم‌تر نیست.
sin;)
۱
"فکرش را بکن، پلیس بیمارستان را آتش بزند تا بگویند کار خود سیاه‌ها بوده! از این جالب‌تر می‌خواهی؟"
sin;)
۱
کهن‌ترین هم‌بستگیِ دنیا هم‌بستگیِ مرگ است. جوش‌خوردگیِ کسانی که با هم می‌کُشند یا کُشته می‌شوند.
سها
۱
یک سیگاربرگ هاوانا روشن می‌کنم که قیمت همان یک دانه‌اش برای غذای یک خانوادهٔ هندی به مدت ده روز کافی است.
sin;)
۰
من همیشه کسانی را که در زندگی با آن‌ها سروکاری داشته‌ام یا با آن‌ها زندگی کرده‌ام در خیال برای خود بازآفریده‌ام. این کار برای کسی که حرفه‌اش خیال‌بازی و تصویرپردازی است آسان‌تر از دیگران است.
sin;)
۰
من تا امروز خیال می‌کردم که هر جا که کینه باشد تربیت جایی ندارد و آن‌چه تربیت می‌نامند بیش‌تر تغییر شکل است، دست‌آموزی است.
sin;)
۰
دیگر حتی یک اتومبیل در خیابان‌ها نیست. در پیاده‌رو شاهد منظره‌ای سخت غم‌انگیزم: سیاه‌ها و سفیدها از کنار هم می‌گذرند و از نگاه کردن به روی هم طفره می‌روند. هر دو طرف احساس تقصیر می‌کنند. آن‌ها حتی نمی‌دانند که لحظه‌ای تاریخی را می‌گذرانند؛ که تولد تمدنی تازه اعلام می‌شود ولو این اعلام بسیار خفیف باشد.
sin;)
۰
آدم باید از هر جهت متعادل باشد تا توسط نامتعادلان از تعادل خارج نشود.
سها
۰
"نوح" یا همان جک کرترز، یکی از آدم‌هایی است که می‌شود با صفت "آرام" وصف‌شان کرد. آرامشی به‌طعنه‌آمیخته، که از قدرت درونی‌شان حکایت می‌کند و به‌قدری به این قدرتِ خود اطمینان دارند که نیازی به ظاهر ساختن خشونت آن حس نمی‌کنند. همان بی‌حرکتیِ عجیبْ پی‌گیر این اندامِ جسیم و جمع‌وجور است که از خشونتی مهارشده حکایت می‌کند، از یک جور خودداریِ سنجیدهٔ تن. اما این فکر کسی است که خود عادت کرده است که جانورِ درون خود را به‌شدت مهار کند. حال آن‌که من سپر انداخته و قبول کرده‌ام که مثل بسیاری از رانندگان وقتی پشت فرمان اتومبیل، یعنی وسیلهٔ ابراز قدرت خود، می‌نشینند قادر نیستم جانور مهارپاره‌کنی را که همه‌جا در سینه همراه دارم رام کنم و به راه تمدن آورم. به‌هرحال در هالیوود همه جک را با وجود سردی و بددماغی‌اش دوست دارند
سها
۰
بهتر است از نوشیدن الکل بگذرم. خوب می‌دانم که نمی‌توانم ویسکی‌خورده با یک تپانچهٔ پُر در شهر دور بگردم. الکل قلاده‌ام را پاره می‌کند. گیلاس را در گلدان خالی می‌کنم و پشت فرمان می‌نشینم
سها
۰
"انسان عاقبت موفق خواهد شد که شایستهٔ نامش بشود!"
سها
۰
"جین، گوش کن ببین چه می‌گویم. بیا یک‌خرده از این مدرسه‌ات که می‌خواهی "خالی از کینه" باشد صحبت کنیم… اگر این بچه‌های بینوا، در مدرسه‌ای که مخصوصاً به این منظور طرح شده، واقعاً با دل‌هایی پاک از کینه بار بیایند در مقابل دیگران پاک بی‌دفاع می‌مانند و با محیط سازگار نخواهند بود."
سها
۰
حرفه‌ای‌ها سگ‌های پلیس نظیر باتکا را "سگ حمله" می‌نامند، این سگ‌ها تقریباً همیشه تباری طویل، چندین نسلِ سگی پشت‌سر دارند که برای حمله تربیت شده‌اند. با این تدبیر آموخته‌ها از طریق توارث به نسل بعد منتقل و جزء طبیعت سگ می‌شود و کار پرورش را آسان می‌کند
سها
۰
اگر از حال دل‌های کریم یک چیز بفهمم همین احتیاج به داشتن اعتماد است که ممکن است به ضعف تعبیر شود. من خود از این کریمان نیستم. زیرا هیچ گذشت ندارم و توانایی فراموش کردنم از گذشتم هم کم‌تر است.
سها
۰
ولی من نمی‌بایست از آن‌ها گله‌ای داشته باشم. آن‌ها قرن‌ها بردگی پشت‌سر دارند. البته صحبت بردگی سیاه‌ها را نمی‌کنم. منظورم بردگی سفیدهاست. دو قرن است که بیچاره‌ها اسیر افکاری هستند که به آن‌ها تحمیل شده است و در بند پیش‌داوری‌هایی گرفتارند، که چون کلام مقدس پارسایانه نسل‌به‌نسل منتقل شده است و آن‌ها دست‌وپای خود را در قید مناسک بزرگ این افکارِ تلقین‌شدهٔ بسته می‌بینند، یعنی در قالب‌هایی، که مغزها را، همچون کفش‌های چوبینی که زمانی پاهای زنان چینی را از کودکی کج می‌کرد و از شکل می‌انداخت، در خود می‌فشارد