جملات زیبا از متن کتاب بندها | طاقچه
تصویر جلد کتاب بندهاsubscriptionAvailable

کتاب بندها

۴.۰(از ۳۳۲ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۴۳,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«محترمانه رنج کشیدن کار سختیه.»
fatii.ebii
۱۵۰
دوست داری بدانی من چی فکر می‌کنم؟ من فکر می‌کنم تو هنوز نفهمیده‌ای با من چه‌کار کرده‌ای. مثل این است که دست بکنی ته حلقم و آن‌قدر بکشی، بکشی، بکشی تا قلبم از جا دربیاید.
HaleH.Eb
۷۲
(چه بر سر جمله‌های قشنگی می‌آید که وارد ذهن‌مان می‌شوند؟ چه‌طور ما را سر شوق می‌آورند، و بعد چه‌طور معنای‌شان را از دست می‌دهند، یا غریبه می‌شوند، یا خجالت‌آور، یا مضحک؟)
lali
۵۱
به خیال من چون زمانی مجذوبم شده بودی، همیشه مجذوبم می‌ماندی. واقعاً باور داشتم احساسات واقعی هیچ‌وقت عوض نمی‌شوند، به‌خصوص در زندگی مشترک
tot farangi
۴۳
یک جا واندا می‌گوید که عشق فقط «ظرفی است که همه‌چیز را توش می‌چپانیم.» در اصل، محفظه‌ای، ظرفی توخالی است برای توجیه رفتارها و انتخاب‌های ما. مفهومی که تسکین‌مان می‌دهد، و معمولاً فریب‌مان هم می‌دهد.
Mehri Jabrailian
۲۸
«محترمانه رنج کشیدن کار سختیه.»
lali
۲۱
شاید هم اعتراضم کلی‌تر بود، اعتراض به میلِ شدید و فراگیر برای این‌که به هر چیزی که هوس می‌کنیم برسیم، بدون این‌که اهمیت بدهیم خطری دامن دیگری را می‌گیرد، و آسیب می‌زند
fafa
۱۸
از کتاب‌های عامه‌پسند یک مشت حرف و نکته درمی‌آوری که برای ملت جذابیت دارد و کارت را راه می‌اندازی
Mahboob
۱۵
نوشتن راهی است برای نجات دادن زندگی، برای شکل و معنی بخشیدن به آن. چیزی را که پنهان کرده‌ایم آشکار می‌کند، چیزی را که نادیده گرفته‌ایم، یا نصفه‌ونیمه به یاد می‌آوریم، یا انکارش کرده‌ایم نبش قبر می‌کند.
❤ محمد حسین ❤
۱۵
بندها رمانی است پُر از قوطی، چه واقعی و چه نمادین. ولی صرف این‌که قوطی‌ها حی‌وحاضرند دلیل نمی‌شود چیزهایی گم نشوند.
zahra rahimzadeh
۱۳
وقتی ترکم کردی عذاب کشیدم، بیش‌تر به خاطر اون بخشی از وجودم که بیخود و بی‌جهت واسه تو قربانی کرده بودم. وقتی هم که دوباره تو زندگیم قبولت کردم، فقط برای این بود که چیزی رو که ازم گرفته بودی پس بگیرم. ولی زود فهمیدم بعیده بتونم چیزی رو که باید به‌م برمی‌گردوندی از توی کلاف گوریدهٔ تلاطم‌های درونی و خواسته‌ها و نیازها و احساسات پیدا کنم.
بهار
۱۱
بی‌سابقه بود. حالا داشت خودش را به خاطر من از بین می‌برد. بااین‌حال، من این خودویرانگریِ او را مجوزی می‌دیدم برای این‌که باز هم از او بیش‌تر فاصله بگیرم
فائزه هستم
۱۰
سرکوب میل و خواسته، عقب‌موندگیه
❤ محمد حسین ❤
۱۰
شعر می‌خواندم و گاهی زمزمه‌وار برایش تکه‌هایی از متن را می‌خواندم ــ بیش‌تر از این‌که بخواهم برای او بخوانم، دلم می‌خواست خودم لذت بیش‌تری ببرم.
Fatemeh Abdi ☁️
۸
(چه بر سر جمله‌های قشنگی می‌آید که وارد ذهن‌مان می‌شوند؟ چه‌طور ما را سر شوق می‌آورند، و بعد چه‌طور معنای‌شان را از دست می‌دهند، یا غریبه می‌شوند، یا خجالت‌آور، یا مضحک؟
zhale
۸
این پدر و مادرمون هستند که باید جبران کنند. به خاطر این‌که مغز و احساسات‌مون رو نابود کردند.
ghazaleh
۷
اشتباهش این بود که نفهمید وقتی دست به کاری زدی که به آدم‌ها صدمه می‌زنه و تا عمق وجودشون رو نابود می‌کنه، یا اون‌ها رو می‌کُشی، یا درهرحال یک جوری تا ابد نابودشون می‌کنی، دیگه راه برگشتی نیست.
Mostafa F
۷
احساسات واقعی هیچ‌وقت عوض نمی‌شوند، به‌خصوص در زندگی مشترک.
Sarisaclub
۷
چرا به خود زحمت می‌دهیم و دست به خلق ساختارها می‌زنیم، اگر بناست چندی بعد از آن‌ها بیزار شویم، بگریزیم، و دست‌آخر دوباره خراب‌شان کنیم.
asoo
۶
به خیال من چون زمانی مجذوبم شده بودی، همیشه مجذوبم می‌ماندی.
❤ محمد حسین ❤
۶
عدم‌اعتراض به معنی رضایت است،
Fateme
۶
می‌دانم که باید بنویسم خواستم خودم را بکُشم، ولی این حرف دقیق نیست. من از هر لحاظ مُرده‌ام
هدیه
۶
خودم رو به‌ت گره زدم. جوون بودم، حس می‌کردم جذبت شدم، نمی‌دونستم جذب شدن چه‌قدر چیز تصادفی‌ایه
Mephisto
۵
«بی‌پولی مساوی است با بی‌عشقی»
❤ محمد حسین ❤
۵
ما با ازدواج در نقش‌های‌مان زندانی می‌شویم ــ نقش شوهر، زن، مادر، پدر، بچه.
چڪاوڪ [deranggah@]
۵
«محترمانه رنج کشیدن کار سختیه.»
Fateme
۵
درد همیشه حی‌وحاضر بود، هیچ‌وقت فروکش نمی‌کرد
zhale
۵
«محترمانه رنج کشیدن کار سختیه.»
eloohii
۵
تو من را قبلش کُشته بودی، نه به عنوان زنت، بلکه به عنوان آدمی که در زنده‌ترین و ناب‌ترین لحظه‌های زندگی‌اش به سر می‌برد.
حیران
۵
تو فقط زنی رو می‌بینی که خیسِ عرق پای گاز وایساده، خونه رو می‌شوره و می‌سابه، بچه‌ها رو تروخشک می‌کنه. ولی من یه چیز دیگه هم هستم، آدمم!
hedi_696
۵