کسانی که از جبهه دورند خیال میکنند که جنگ فقط یک مسابقه مشتزنی غولآساست که خودشان از طریق روزنامهها از دور تماشایش میکنند. در حالی که اصلا این طور نیست. مرضی است که وقتی به نظر میرسد در یک نقطه از دستش در رفتهای از یک نقطه دیگر سردرمیآورد. امروز نویون آزاد میشود، فردا دیگر نه نانی در کار است و نه شکلاتی، پس فردا کسی که خیالش راحت بوده و در نهایت مجسم میکرده که برایش مهم نباشد که گلولهای بهاش بخورد وحشت برش میدارد چون در روزنامه میخواند که باید به خدمت برود.