
کتاب بافتههای رنج
پدیدآورندگان:
علیمحمد افغانیانتشارات:
انتشارات نگاه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
🍃Anee shirley🍃
۳
گویی کار انسان وقتی که از روی ذوق مخصوصی باشد یک موسیقی باطنی است که آدم با قلب خودش به آن گوش میدهد. همانطور که بزرگ کردن فرزند یک موسیقی است. همانطور که عبادت خدا یا جهاد در راه خلق خدا یک موسیقی است.
مامان زیبا
۳
او یک هنرمند است. حالا چه اهمیتی دارد که غذاهای زیادی بلد نیست بپزد. اهل دید و بازدید و معاشرت با این و آن نیست، و خودنماییها و کش و فشهایی را که لازمه این معاشرتها و دید و بازدیدها است ندارد.
🍃Anee shirley🍃
۲
گر روز اول بابا بزرگ ما حضرت آدم گول شیطان را نمیخورد و دست به طرف خوشه گندم دراز نمیکرد، ما فرزندان او برای همیشه رستگار بودیم و این عذابها را هم نمیکشیدیم. او گناه کرد و حالا تا آخر دنیا ما باید کیفر پس بدهیم. بشر هرچه میکشد از دست شکمش است.
دنیای کتاب
۲
او یک هنرمند است. حالا چه اهمیتی دارد که غذاهای زیادی بلد نیست بپزد. اهل دید و بازدید و معاشرت با این و آن نیست، و خودنماییها و کش و فشهایی را که لازمه این معاشرتها و دید و بازدیدها است ندارد.
🍃Anee shirley🍃
۱
با این همه آیا انسان موجودی نیست که هرچه بیشتر غمزده و دلمرده باشد بیشتر استعداد شادی کردن را دارد. میگویم استعداد، شاید بهتر بود بگویم لیاقت
🍃Anee shirley🍃
۱
آدم حتی برای گریه کردن هم باید دل خوش داشته باشد.
مامان زیبا
۱
گویی کار انسان وقتی که از روی ذوق مخصوصی باشد یک موسیقی باطنی است که آدم با قلب خودش به آن گوش میدهد. همانطور که بزرگ کردن فرزند یک موسیقی است. همانطور که عبادت خدا یا جهاد در راه خلق خدا یک موسیقی است.
دنیای کتاب
۱
گاهی وقتها با خودم فکر میکنم آیا آنها که خوبند همیشه خوبند و آنها که بدند همیشه بدند، یا اینکه بدی و خوبی یک امر اتفاقی است و انسانی که در یک موقعیت بد یا خوب میشود ممکن است در جای دیگر و وقت دیگر درست رفتاری برعکس نشان بدهد.
دنیای کتاب
۰
او با تمام نیروی حس و اندیشهای که در وجودش هست جذب قالی است. جذب یک نقش، یک گل یا دقیقتر بگویم، سایه یک گل. زیرا کار او با همین سایهها است که جان میگیرد و از نیست به هست درمی آید.
دنیای کتاب
۰
او نیز تو را با هر خط چهره و با هر زمزمه روح میشناسد. تو که خالق یکتای او بودهای و بخشی از عمر و هستی خود را دادهای تا از نیستی به هستیاش آوردهای ـ شما دوتا با هم در خوب و بد یک دوران دو یا سه یا چند ساله، خاطرهها و یادبودهای تلخ و شیرین فراوانی دارید.
دنیای کتاب
۰
در حقیقت همه ما انگشت طلایی بودیم. چون که با انگشتهای خود پشت آن دستگاههای جهنمی برای صاحب کارخانه طلا درست میکردیم. انگشتهای ما برای مردم لایه طلا بود برای خودمان بلا. با آن حتی نمیتوانستیم زیر چارقد سرمان را بخارانیم.
دنیای کتاب
۰
همین حالا هم توی سال گرانی هستیم. میگویند اگر احمدشاه برود وضع بهتر میشود. نان ارزان میشود. ولی هیچکس نمیداند فردا چه پیش میآید. یک وقت میبینی وضعی پیش میآید که از گرانی ۸۸ هم بدتر است.
