جملات زیبای کتاب جنس ضعیف | طاقچه
تصویر جلد کتاب جنس ضعیف

بریده‌هایی از کتاب جنس ضعیف

انتشارات:انتشارات نگاه
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۴از ۲۶ رأی
۳٫۴
(۲۶)
هیچ انقلابی را نمی‌شود عظیم تلقی کرد مگر آن که زنان یک کشور وَ نحوهٔ زنده‌گی‌شان را دگرگون کند. بدونِ زنان هیچ انقلابی پیروز نمی‌شود. شاید زنان از نظرِ جسمی ضعیف‌تر از مردان باشند اما از لحاظِ روحی نیرویی صد برابرِ مردان دارند. اگر می‌توانستم ارتشِ آزادی هند را از زنان تشکیل دهم، بدونِ شک قبل از یک سال به پیروزی می‌رسیدم.
سلاله
لطفآ برای خواننده‌گانتان بنویسید روی خرابه‌های شهرهایی از این سرزمین که طعمهٔ حریق شدند، نسل تازه‌یی از زنان به وجود آمده که دیگر نه تنها سمبلِ زیبایی، یا عروسکی شکننده نیست، بل‌که می‌تواند دربارهٔ سرنوشتِ خود تصمیم بگیرد! همهٔ این‌ها نتیجه جنگ است! زنان ژاپنی تنها کسانی هستند که در جنگِ خانمان‌سوز پیروز شده‌اند!»
miladan
«ـ ببینین! من جُدا از هندی بودنم مسیحی‌اَم... گیاه‌خوار هم هستم و معتقدم تمامِ گاوا موجداتِ خُداوندن... پس نمی‌شه گفت من حیوونا رو دوست ندارم، ولی روزی که هندیا یاد بگیرن گاوی رو که وسطِ خیابون خوابیده و راه رو بند آورده با لگد از جا بُلند کنن، من می‌تونم تو آرامش بمیرم! مشکل اینه که ما دچارِ خرافاتیم! مقدس دونستنِ گاو یکی از همین خرافاته! امروز صبح با دخترایی بودم که تو لباسِ ساری گرمِ بازی تنیس بودن! من خودم ورزش‌کارم و ریاستِ کلوپِ تنیس زنان هند با منه! دخترا دورم جمع شدن و ازم امضا خواستن... گفتم تا وقتی با ساری تنیس بازی می‌کنین از امضا خبری نیست! تنیس لباسِ مخصوصِ خودش رو داره! حرفشون این بود که پدرمادراشون نمی‌ذارن ساریاشون رو دربیارن! بهشون گفتم نباید حرفِ اونا رو گوش بدن! مگه انقلاب بدونِ اجرا نکردنِ دستور اتفاق می‌افته؟»
miladan
خورشید تو این کشورا روشنی عجیبی داره. نورش سفیده و پاک به نظر میاد. اما اکثرِ زنا هیچ‌وقت این نور رو نمی‌بینن و حس نمی‌کنن. چشمای اونا به تاریکی و سیاهی عادت کرده. به تاریکی توی شکمِ مادر، بعدش تاریکی خونهٔ پدری، بعد از اون تاریکی خونهٔ شوهر و... آخر از همه تاریکی قبر!
lucifer
دو هزار و پونصد تا زن تو مدرسه‌ها و دانش‌گاهای پکن درس می‌دن تا این حقیقتِ تلخ که تا بیست سال قبل زنای چین خوندن نوشتن نمی‌دونستن رو از ذهنِ خودشون و دنیا پاک کنن.
lucifer
پیداکردن زنِ خوش‌بخت تو دنیا کارِ زیاد آسونی نیست!
نیومون
فهمیدم که تمومِ زنای دنیا شبیهِ همن و آرزوهای واحدی دارن مثلِ خانواده، خونه، پول برای گذرونِ زنده‌گی و... آزادی!
lucifer
سالِ هزار و نُه‌صد و پنجاه و هشت، زنا تو چینِ شمالی یه کوهِ بزرگ رو متلاشی کردن و یه سد باهاش ساختن. دویست هزار نفر زن این کار رو کردن که سبدای پُرِ سنگ رو در حالی جابه‌جا می‌کردن که اکثرآ یه بچه هم به پشتشون بسته بودن!
شهاب‌واره
«ـ چه لزومی داره زنا خوندن و نوشتن یاد بگیرن؟ اصلا واسه کی می‌خوان چیزی بنویسن؟ اونا فقط حق دارن واسه شوهراشون بنویسن و شوهراشون هم که کنارشونن! پس دیگه چه احتیاجی به نوشتن؟»
miladan
یاد یه جملهٔ ویلیام‌دمبی افتادم که گفته: یک گیشا آن‌چنان می‌رقصد که انگار عاشقِ خود است وَ نمی‌تواند تمامِ عشقی که در درونش هست را بیرون بریزد.
miladan
حرفشون این بود که پدرمادراشون نمی‌ذارن ساریاشون رو دربیارن! بهشون گفتم نباید حرفِ اونا رو گوش بدن! مگه انقلاب بدونِ اجرا نکردنِ دستور اتفاق می‌افته؟»
lucifer
هیچ انقلابی را نمی‌شود عظیم تلقی کرد مگر آن که زنان یک کشور وَ نحوهٔ زنده‌گی‌شان را دگرگون کند. بدونِ زنان هیچ انقلابی پیروز نمی‌شود.
lucifer
آدما موجوداتِ احمقی هستن و هر چی بیشتر دچارِ قوانینِ دست و پا گیرِ دنیای متمدن می‌شن، به حماقتشون اضافه می‌شه.
H_82
مگه انقلاب بدونِ اجرا نکردنِ دستور اتفاق می‌افته؟»
سلاله
سال هزار و نُه‌صد و چهل و یک، وقتی که تو شانگهای پزشک بودم، با چشمای خودم دیدم که یه پدر و مادر دخترشون رو به جرمِ باکره نبودن کشتن. تازه اون دختر باکره بود! خودم معاینش کرده بودم و از این بابت مطمئن بودم اما تایید کردن یا نکردنِ من واسه اونا فایده‌یی نداشت! مثلِ یه سگِ هار اون دخترک رو با قلوه سنگ کشتن! پلیس کاری باهاشون نکرد!
Mephisto
نصفِ این جمعیت زَنن و تو اغلبِ کشورای این منطقه زنا تو حجابِ بلندی که اسمش چادره زنده‌گی می‌کنن. چادر به اونا این امکان رو می‌ده که از نوک پا تا فرقِ سرشون رو از هر مردِ نامحرمی ـ که شوهر یا پسرِ خودشون نباشه ـ پنهون کنن. زنا از پشتِ دریچه‌یی که بالای این حجاب قرار داره به آسمون و خورشید و دیگرون نگاه می‌کنن. مثلِ کسی که از پنجرهٔ مشبکی بیرون رو بِپاد!
leili L
زنای حرم هیچ خبری از چیزایی که پشتِ دیوارای حرم اتفاق می‌اُفته ندارن و وقتی قدم به اون‌جا می‌ذارن می‌دونن که دیگه هیچ‌وقت بیرون نمی‌رن. زنای عربستان اون‌قدر موجودای به‌دردنخوری به حساب میان که حتا اسمشون تو دفترِ ثبت احوال نوشته نمی‌شه. بعضی وقتا فقط اسمِ خانواده‌گی تو کارتِ شناسایی‌شون میاد. عکس‌برداشتن ازشون ممنوعه و کم‌تر زنی اون‌جاس که معنی کلمهٔ عجیبی که تو جاهای دیگهٔ دنیا بهش عشق می‌گن رو بدونه. مرد، خدای زن و صاحبِ تمومِ هستیشه.
leili L
تو سرزمینِ پُر تناقضی زنده‌گی می‌کنیم! پنجاه میلیون میمون تو این کشور زنده‌گی می‌کنن که خورد و خوراکشون قدِ خوراک پنجاه میلیون بچه‌س! بچه‌ها از گرسنه‌گی می‌میرن اما هیچ‌کس میمونا رو نمی‌کشه چون این حیوون توی هند، مقدس به حساب میاد ولی ببرا که آزاری واسه کسی ندارن رو می‌کشیم! میلیون میلیون گاو داریم که ترافیک شهری درست می‌کنن ولی کسی جرأت بیرون انداختن یا کشتن و خوردنشون رو نداره چون گاو هم یه حیوونِ مقدسه!
leili L
برام تعریف کرده بودن! حتا اون مراکزِ دولتی که واسه نگه‌داری از بیوه‌زنا هست رو نشونم دادن! مثلِ خونه‌های سال‌مندانی بودن که تو غرب هست! اون‌جا از پیره‌مردا و پیره‌زنایی که دیگه کسی نمی‌خواتشون نگه‌داری می‌کنن ولی خیلی از زنای بیوه سن و سالی نداشتن و گاهی سنشون از پونزده سال بیشتر نبود! مدیرِ یکی از این مراکز برام گفت که کم سن و سالا معمولا مقاومت بیشتری از خودشون نشون می‌دن! مثلا وقتی تو روزای مرخصی مسئولینِ اون‌جا تشویقشون می‌کردن که برن بیرون و یه گشتی بزنن، اونا طفره می‌رن و خجالت می‌کشن تو خیابون ظاهر بشن! احساسِ گناه می‌کنن و ترجیح می‌دن تو اتاقاشون باقی بمونن و آوازای سوزناک بخونن!»
leili L
جمیله ـ که جوون‌ترین زنِ اون دسته بود ـ جواب داد: «ـ اینا جهیزیه شوهرمه! موقع ازدواج با خودش آوردشون!» کاظم خان پرسید: «- شوهرت الان کجاس؟» «ـ خونهٔ مادرش!» «ـ چرا اون‌جا؟» «ـ من اون رو فرستادم خونهٔ مادرش! کار نمی‌کرد! حتا حاضر نبود شیرهٔ درختا رو جمع کنه... کاری به این راحتی! نه می‌تونست یه درخت رو ارّه کنه، نه بلد بود برنج بپزه! منم انداختمش بیرون! دیگه وقتشه که مردا هم خودشون گلیمشون رو از آب بیرون بکشن! زمونه داره عوض می‌شه! مگه نه؟»
آسیه
پس خیلی از زنای ژاپنی که هیچ‌وقت بدونِ شوهراشون از خونه هم بیرون نرفته بودن به تب و تاب اُفتادن. یاد گرفتن اونیفورم و پالتوی سربازی بدوزن. حتا گیشاها از اتاقای معطرشون بیرون اومدن تا بتونن یه کاری واسه کشورشون بکنن. این زنا زیرِ بمبارانای نفس‌گیر تا فاجعهٔ هیروشیما پا به پای مرداشون جنگیدن و وقتی مردا شکست خورده و حقیر و با تن و روحِ خسته به خونه‌هاشون برگشتن، بالاخره بعدِ هزار سال یه حقیقتِ مهم رو فهمیدن: اونا شکست‌نخوردنی و نمردنی نیستن!
آسیه
«ـ یکی از دوستام که کوالالامپورنشین بود، با یه مادرسالار ازدواج کرده... البته این زن تو جنگل به دوستم تجاوز کرده بود و... چون بدقیافه نبود و پنج تا مزرعه برنج داشت دوستم باهاش ازدواج کرد! تو اروپا هم از این اتفاقا می‌اُفته؟» «ـ آره! خیلی زیاد!» «ـ روزای اول، زنه نمونهٔ یه زنِ خوب بود! کارای سنگین رو زنه می‌کرد و تنها مشکل این بود که هر چی دوستِ من سرِ کار درمی‌آورد هم می‌رفت تو جیبِ اون! کم کمک خُلق و خوش عوض شد و درخواست طلاق کرد! زمین و پولا رو واسه خودش نگه داشت و دوستم رو فرستاد خونهٔ مادرش...
نیومون
پسرامون باید با دخترای بی‌زمین و مزرعه ازدواج کنن... من آیندهٔ پسرم جونوس رو روشن نمی‌بینم... جونوس تنها پسرِ این خانواده‌س. خدا اون بی‌چاره رو پسر آفریده! مردا دنیای سختی دارن! برای همین می‌خوام اون درس بخونه تا بتونه یه کار خوب پیدا کنه و خودش جهیزیه خودش رو جور کنه تا با یه دختر که زمین‌دار باشه ازدواج کنه! تا حالا سه تا دندونم رو خرج این‌کار کردم!»
نیومون
شامِ چینی خوردیم. از بینِ غذاهای چینی فقط مغزِ میمون رو فاکتور گرفتیم. این غذایی که درست کردنش تو هنگ‌کنگ خیلی سخته چون باید از مغزِ میمونی درست بشه که بذاره همون‌طور که هنوز داره نفس می‌کشه، مغزش رو دربیارن!
نیومون
«ـ ببینین! من جُدا از هندی بودنم مسیحی‌اَم... گیاه‌خوار هم هستم و معتقدم تمامِ گاوا موجداتِ خُداوندن... پس نمی‌شه گفت من حیوونا رو دوست ندارم، ولی روزی که هندیا یاد بگیرن گاوی رو که وسطِ خیابون خوابیده و راه رو بند آورده با لگد از جا بُلند کنن، من می‌تونم تو آرامش بمیرم! مشکل اینه که ما دچارِ خرافاتیم! مقدس دونستنِ گاو یکی از همین خرافاته!
miladan
«ـ فایده‌یی نداره که یه گیشا صورتِ زیبا داشته باشه اما جمله‌های زیبا به دهنش نیاد! یه گیشا باید دربارهٔ همه چی بدونه! از سیاست بگیر تا فلسفه... نمی‌دونم شما معنی کلمهٔ گیشا رو می‌دونین یا نه؟ گی به معنی انسانه و شا یعنی فرهنگ! گیشا قبل از لذت بردن از جذابیتش باید از فرهنگِ بالایی داشته باشه!»
miladan
بعدِ چرخیدن دورِ دنیا باز به همون جای اول برگشته بودم. تو این مسافرت جز چرخیدنِ یه نواختِ تمامِ زنا دور یه محورِ بدبختی احمقانه چیزی به چشمم نخورده بود و به این نتیجهٔ تلخ رسیده بودم که هیچ‌کدوم از زنا نتونسته بودن اون‌جوری که باید راهِ خوش‌بختی واقعی رو از بی‌راهه‌ها تشخیص بدن...
miladan
پاکستان ـ این تیکهٔ کرهٔ خاکی که توش ازدواجِ عاشقانه‌یی صورت نمی‌گیره و دختری بی‌شوهر نمی‌مونه و حساب کتاب به احساسات می‌چربه
leili L
طرفی هم یه زنِ بیوه چه کار می‌تونه بکنه؟» «ـ می‌تونه دوباره ازدواج کنه! قانونِ هند اجازهٔ این کار رو داده!» «ـ بله! از تصویبِ قانونِ ازدواجِ مجدد خبر دارم اما خودم تا به حال ندیدم که یه زنِ هندی ازدواجِ مجدد کنه!»
leili L
زنای هندی ـ مثلِ اغلبِ زنای آسیایی ـ به خاطرِ عشق ازدواج نمی‌کنن، اونا ازدواج می‌کنن تا بچه به دنیا بیارن! هرچه‌قدر تعدادِ بچه‌هاشون بیشتر باشه خوشبخت‌ترن و شادتر!
lucifer

حجم

۱۶۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۹۸ صفحه

حجم

۱۶۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۹۸ صفحه

قیمت:
۷۳,۰۰۰
تومان