
کتاب کسی نیست به سرهنگ نامه بنویسد
انتشارات:
انتشارات کتابسرای نیک٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
هادی محمودی
۳
"خوشخیال نباشید، جناب سرهنگ. دیگر انقدر بزرگ شدهایم که منتظر ظهور منجی نباشیم.
کاربر ۱۰۵۹۹۸۷۷
۳
خدا خودش چارهساز است
moonaamii
۲
زندگی همین است دیگر."
سرهنگ آه کشید: "همین طور است. تا به حال چیزی بهتر از زندگی اختراع نشده."
moonaamii
۱
عصرِ همان روز، هنگامی که رفقای آگوستین، خوشبین به پیروزی خروس، خانه را ترک کردند، سرهنگ هم احساس کرد حالش خوش و مساعد است. زن مویش را کوتاه کرد. سرهنگ سرش را با هر دو دست لمس کرد و گفت: "باعث شدی بیست سال جوانتر بشوم." زن به نظرش رسید که شوهرش حق دارد.
گفت: "حالم که خوب باشد، میتوانم مرده را هم زنده کنم."
moonaamii
۱
گفت: "منتظر یک نامه فوری هستم. با پُست هوایی فرستاده شده."
مأمور همه کازیههای دستهبندی شده را جستوجو کرد. بررسی که تمام شد، نامهها را به ترتیب حروف الفبا سرجایشان گذاشت اما حرفی نزد. کف دستها را تکان داد و نگاهی معنیدار نثار سرهنگ کرد.
سرهنگ بهش گفت: "امروز حتماً باید میرسید."
مأمور شانه بالا انداخت.
"تنها چیزی که حتماً به موقع میرسد اجل است و بس، جناب سرهنگ."
Ghavamin
۱
روزنامهها فقط راجع به اروپا حرف میزنند و بس. بهترین کار این است که اروپاییها بیایند اینجا و ما برویم اروپا. این جوری همه از اوضاع کشور خودشان باخبر میشوند.
Ghavamin
۱
تنها چیزی که حتماً به موقع میرسد اجل است و بس،
Ghavamin
۱
"کلاه سرم نمیگذارم که مجبور نشوم جلوی کسی از سرم بردارمش."
MjavadF
۰
زن گفت: "موقعی هم که برای انتخابات خودت را به آب و آتش میزدی حقت بود از پست و مقامها سهم ببری. بابت این هم که در جنگ داخلی جانت را به خطر انداختی، حقت بود از بازنشستگیِ کهنه سربازها سهم ببری. الان همه زندگیشان تأمین است، فقط تو درمانده یک لقمه نان و بیپشت و پناه ماندهای."
Ghavamin
۰
گفت: "از این گذشته، اگر روزی حس کنم که ناخوشم، خودم را به دست هیچکس نمیسپرم. شخصاً خودم را میاندازم توی سطل زباله."
ژولیت
۰
تا به حال چیزی بهتر از زندگی اختراع نشده.
Taj_Setayesh
۰
سرهنگ پرسید: "اخبارِ تازه چی؟"
پزشک چند تا از روزنامهها را به دستش داد.
گفت: "معلوم نیست. آدم سخت میتواند از لابهلای مطالبی که ممیزی اجازه میدهد منتشر شوند بفهمد قضیه از چه قرار است."
Taj_Setayesh
۰
سرهنگ گفت: "امیدی به برگزاری انتخابات نیست."
پزشک گفت: "خوشخیال نباشید، جناب سرهنگ. دیگر انقدر بزرگ شدهایم که منتظر ظهور منجی نباشیم."
Taj_Setayesh
۰
"از وقتی ممیزی شروع شده، روزنامهها فقط راجع به اروپا حرف میزنند و بس. بهترین کار این است که اروپاییها بیایند اینجا و ما برویم اروپا. این جوری همه از اوضاع کشور خودشان باخبر میشوند."
کاربر ۱۰۵۹۹۸۷۷
۰
ناسپاسی بشری حد و مرز ندارد
کاربر ۱۰۵۹۹۸۷۷
۰
جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت است
کاربر ۱۰۵۹۹۸۷۷
۰
تنها چیزی که حتماً به موقع میرسد اجل است و بس