
٪۴۰
مسلم عباسپور
۱۳۰
نمیدانم چرا آدمیزاد تمایل دارد وقتی چیزی را درک نمیکند بدیاش را بگوید.
کاربر ۱۱۴۰۰۳۳
۱۲۲
شنید، خنده بر لبانش خشکید.
شمس ادامه داد: «اما چیزی که میخواستم بگویم این است که اگر کسی دنبالِ مال و منال و مقام برود، غرق جواهر شود و جامه اطلس و حریر بر تن کند، یعنی کارهایی مثل کارهای شما بکند حضرت قاضی، غیرممکن است بتواند خدا را بیابد!»
پارسا اجاقلو
۸۱
انگار در درونم رازی است که نه از دیگران، بلکه از خودم پنهان میشود.
مسلم عباسپور
۶۹
«درست است که خدا را با گشتن نمیتوان پیدا کرد اما خدا را فقط کسانی پیدا میکنند که به دنبالش میگردند.»
مسلم عباسپور
۶۶
مذهب ما یکی است. آن هم خداست.»
پارسا اجاقلو
۴۴
اگر انسان بدبینانه نگاه کند به همهجا، طبیعی است که همهجا بدی ببیند
مسلم عباسپور
۴۴
فاحشه باشی یا باکره؛ افتاده باشی یا عاصی، فرقی نمیکند؛ آرزوی یافتن خدا در قلب همه ما، در اعماق وجودمان پنهان است. از لحظهای که به دنیا میآییم، گوهر عشق را درونمان حمل میکنیم. آنجا میماند به انتظارِ کشف شدن
Helique
۴۴
«اگر کسی بگوید 'هرچه لازم باشد بدانم، میدانم`، به او نه به چشم استاد، بلکه به چشم جاهل و نادان باید نگاه کرد. فقط نادانها گمان میکنند همه چیز را میدانند.»
مسلم عباسپور
۳۹
مولانا خودش را «خاموش» مینامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیدهای که شاعری، آن هم شاعری که آوازهاش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستیاش، چیستیاش، حتی هوایی که تنفس میکند چیزی نیست جز کلمهها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور میشود که خودش را «خاموش» بنامد؟
مسلم عباسپور
۲۹
حتی پس از گذشت هشتصد سال، امروز هم روح شمس تبریزی و روح مولانا جلالالدین رومی، زنده و سیال، میانمان در حال سماعند...
Helique
۲۷
«یا عشق را یادم بده یا ناراحت نشدن از نبود عشق را.»
مسلم عباسپور
۲۱
شمس ابرو در هم کشید: «آزمودنِ صحّتِ ایمانِ دیگران وظیفه ما انسانها نیست. بنده نمیتواند ایمان بندهای دیگر را بسنجد. مگر نمیدانی؟»
Helique
۲۰
یعنی میگویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع میکند؟ راستی، خاموشی را میشود شنید؟
مسلم عباسپور
۱۵
برای تولد لحظهای باید لحظه پیش از آن بمیرد. همانطور که برای زایش «منِ» جدید، منِ کهنه باید پژمرده و خشک شود...
zahra
۱۴
قاعده بیست و پنجم: فقط در آینده دنبال بهشت و جهنم نگرد. هر گاه بتوانیم یکی را بدون چشمداشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشیم، در اصل در بهشتیم. هر گاه با یکی منازعه کنیم و به نفرت و حسد و کین آلوده شویم، با سر به جهنم افتادهایم.
pppp
۱۴
«لابد وقتی مُردم همین حرفها را پشت سر جنازهام میزنند»
فاطیما
۱۴
قاعده چهاردهم: به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو. بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بیتو. نگران این نباش که زندگیات زیر و رو شود. از کجا معلوم زیرِ زندگیات بهتر از رویش نباشد.
فاطیما
۱۴
قاعده بیست و هفتم: این دنیا به کوه میماند، هر فریادی که بزنی، پژواک همان را میشنوی. اگر سخنی خیر از دهانت برآید، سخنی خیر پژواک مییابد. اگر سخنی شرّ بر زبان برانی، همان شرّ به سراغت میآید.
پس هر که دربارهات سخنی زشت بر زبان راند، تو چهل شبانهروز درباره آن انسان سخن نیکو بگو. در پایان چهلمین روز میبینی که همه چیز عوض شده. اگر دلت دگرگون شود، دنیا دگرگون میشود.
فاطیما
۱۴
خدا دوست دارد بندههای عزیزش را در بیابان سرگردان کند تا وقتی به آب میرسند، قدرش را بدانند.
فاطیما
۱۳
«قاعده هجدهم: تمام کائنات با همه لایهها و با همه بغرنجیاش در درون انسان پنهان است. شیطان مخلوقی ترسناک نیست که بیرون از ما در پی فریب دادنمان باشد، بلکه صدایی است درونِ خودمان. در خودت به دنبال شیطان بگرد، نه در بیرون و در دیگران. و فراموش نکن هر که نفْسش را بشناسد، پروردگارش را شناخته است. انسانی که نه به دیگران، بلکه به خود بپردازد، سرانجام پاداشش شناخت آفریدگار است.»
Helique
۱۲
چون عشق جوهره و هدف اصلی زندگی است. چنانکه مولانا به ما یادآوری کرده، روزی میرسد که عشق به چابکی گریبان همه را میگیرد، حتی گریبان آنهایی را که از او فراریاند، و حتی گریبان کسانی را که از کلمه «رمانتیک» مثل نوعی گناه استفاده میکنند.
راشد فلاحی
۱۲
«صوفی میگوید به جای آنکه درباره دیگران داوری کنم و حکم بدهم، درون خودم را مینگرم. نادان میگوید همه نقصهای دیگران را پیدا میکنم. اما فراموش نکنید کسانی که در دیگران دنبال خطا میگردند اکثر اوقات خودشان خطاکارند. میگویند وارد جزئیات شویم، آنگاه کل را فراموش میکنند. درختها نمیگذارند جنگل را ببینند...»
Helique
۱۰
قاعده شانزدهم: خدا بینقص و کامل است، او را دوست داشتن آسان است. دشوار آن است که انسان فانی را با خطا و صوابش دوست داشته باشی. فراموش نکن که انسان هر چیزی را فقط تا آن حد که دوستش دارد، میتواند بشناسد. پس تا دیگری را حقیقتآ در آغوش نکشی، تا آفریده را به خاطر آفریدگار دوست نداشته باشی، نه به قدر کافی ممکن است بدانی، نه به قدر کافی ممکن است دوست داشته باشی
Helique
۱۰
صوفی آن است که حتی وقتی خواستهاش محقق نشده، شکر گوید.
فاطیما
۱۰
قاعده یازدهم: قابله میداند که زایمان بیدرد نمیشود. برای آنکه «تو» یی نو و تازه از تو ظهور کند باید برای تحمل سختیها و دردها آماده باشی.
راشد فلاحی
۹
قاعده سی و دوم: همه پردههای میانتان را یکییکی بردار تا بتوانی با عشقی خالص به خدا بپیوندی. قواعدی داشته باش، اما از قواعدت برای راندن دیگران یا داوری در بارهشان استفاده نکن. بهویژه از بتها بپرهیز، ای دوست. و مراقب باش از راستیهایت بت نسازی! ایمانت بزرگ باشد اما با ایمانت در پی بزرگی مباش!
Helique
۸
«به دستهایمان توجه کنید. انگشتهایمان مدام باز و بسته میشوند. میگیریم و رها میکنیم. رها میکنیم و میگیریم. یک بار به درون، بار دیگر به بیرون. بعد از آنکه دستمان را مشت کردیم، حکمآ بازش میکنیم. وگرنه مثل افلیجها میشویم. هستیمان هم همینطور است. لحظهای باز میشود، لحظهای بسته میشود. گاه دلمان میگیرد، گاه باز میشود. این حالتها که به نظر متضاد میرسند، جوهره هستی است. به پرنده در حال پرواز نگاه کنید. به حرکت بالهایش توجه بفرمایید، یک بار به پایین، یک بار به بالا. یک غم، یک خوشی. اینطوری است زندگی. متوازن و موزون.»
Helique
۸
«یا عشق را یادم بده یا ناراحت نشدن از نبود عشق را.»
Helique
۸
«این موسیقی بدعت است، کفر است.» دست بردارید آقایان! هنری که با عشق اجرا میشود چطور ممکن است کفر باشد. لابد میخواهند بگویند خدا موسیقی را، نه فقط موسیقیای که با دهان و ساز اجرا میشود بلکه نوای عزیزی که تمام کائنات را در بر گرفته، به ما عطا کرده، بعد هم گوش دادن به آن را منع کرده؛ همینطور است؟ مگر نمیبینید کلّ طبیعت، هر لحظه و همهجا، به ذکر او مشغول است؟
Helique
۸
من می خورم و هر که چو من اهل بود
می خوردن من به نزد او سهل بود
