گفته بود یک مستند دیده که در آن گرگهای ماده راه ورسم شکار را با بازی با خرگوشها به بچههایشان یاد میدهند. حمله میکنند، بعد برمیگردند و بیخیال خرگوش میشوند و زمانی که خرگوش از پناهگاهش بیرون میآید، این بار با بچهگرگی مواجه میشود که آماده دریدن اوست. گفته بود گرگِ آدمیزاد زمان است، بیخیال آدم میشود، آدم هم بیخیال او میشود، بعد ناگهان سر بلند میکند آدمیزاد و رخ به رخ میشود با زمان.