جملات زیبا از متن کتاب علیه تو اعلان عشق می دهم | طاقچه
تصویر جلد کتاب علیه تو اعلان عشق می دهمsubscriptionAvailable

کتاب علیه تو اعلان عشق می دهم

مجموعه شعر

۴.۲(از ۲۴ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر جهان، عاشقانه

قیمت:

۴۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

تاریخ در خاورمیانه با خون نوشته می‌شود
آزادی
۴۹
خاورمیانه کجا رفت؟ این تمدن شعر و غزل را کدام چنگیز و تیمور بر باد داد؟!
آزادی
۲۹
ما دیر یکدیگر را ملاقات کردیم و زود از هم جدا شدیم
غریب
۲۶
ای پاکیزگیِ برف سال آینده، دوستت می‌دارم با تمامیِ اشتیاق ممکن و با تمامیِ غصه‌ها...
nia
۱۷
من درِ صدف حلزونی‌ام را به روی خود محکم بسته‌ام پس چگونه صدای تو نفوذ کرده است
رِ
۱۶
جز پیکر تو مرا وطنی نیست
آزادی
۱۳
تو چونان صاعقه در من رخنه کرده‌ای و مرا به دو نیم ساخته‌ای نیمی که دوستت می‌دارد و نیمی که در عذاب است
آزادی
۱۳
صدایت را به خاطر خواهم آورد تا مرگ بر من گوارا گردد
آزادی
۱۰
برای ما بسنده است، همین که ما در یک سیاره زندگی می‌کنیم و یک ماه بر ما می‌تابد...
Faezeh
۹
چگونه می‌توانم تو را ببخشم تو از درجه‌ی غلیانْ مرا به سرمای زیر صفر رساندی تو نور در پوست من بودی تو نفس بلند شادی در چشمان من بودی تو تمامیِ چیزهای زیبا و شریف بودی و تمام چیزهایی که حرفه‌ی چالش‌برانگیزی داشت
nia
۸
و به خاطر توست که بوسه آفریده شده است!...
رسول
۸
جز گندم دستانت مرا نانی نیست.
آزادی
۸
دغدغه‌ی من تو دغدغه‌ی من شده‌ای درباره‌ی تو و برای تو می‌نویسم، تا تو را حاضر کنم
Limou
۸
جدایی یا وصل من علیه تو اعلانِ عشق می‌دهم علیه تو اعلانِ صلح می‌دهم علیه تو اعلانِ اشتیاق می‌دهم علیه تو اعلانِ عفو می‌دهم بی‌هیچ پشیمانی چرا که من جسمم را و روحم را به تو بخشیدم.
nia
۷
پیش از چشمان تو مرا تاریخی نیست
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۷
پیش از تو کسان زیادی بودند... اما هیچ‌کس نبود بعد از تو؟ تو!... پیش از تو زنی بودم که در میانه‌ی بوس‌و‌کنار خمیازه می‌کشید و برنامه‌های تلویزیون را دنبال می‌کرد پیش از تو از دلتنگی رو به مرگ بودم چونان نقطه‌ای در میانه‌ی دایره!...
غریب
۷
آیا می‌توان آن لحظه‌های روشن شمع‌گونه را خاموش‌کرد،
آزادی
۷
هیچ قطره‌ای در موج قادر نیست که به سوی ذره‌ی شنی برگردد که قبلاً او را دربرگرفته بود
رِ
۶
جمعه غمگین است و من عاشقی غمگینم و تو درون جسمم مصلوب شده‌ای،
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۶
تاریخ در خاورمیانه با خون نوشته می‌شود
تینا
۶
تنها زلزله‌ باشد که بازمانده‌ی ما و خاکستر ما را درهم آمیزد، بعد از آن‌که زندگانی شادی یک دیدار نامتناهی را بر ما حرام گردانید.
nia
۵
پیش از آن‌که بروم با خودم گفتم: برای ما بسنده است، همین که ما در یک سیاره زندگی می‌کنیم و یک ماه بر ما می‌تابد...
غریب
۵
آه، مرا بگز من گرسنه‌ی تمامیِ زهرهایت هستم
آزادی
۵
با تو ذوب شدم، رقصیدم و همه‌جا پراکنده شدم و به پریزادی اساطیری بدل شدم که عریانْ بر اسب اصیل عربی برنشسته است
آزادی
۵
ای غریبه... باور مکن وقتی به تو می‌گویم فراموشت کرده‌ام، و این‌که سینه‌ی تو دیگر آشیانه‌ی من نیست و این‌که چشمانت دیگر افق من نیست و این‌که خشم تو گیوتین من نیست... زیرا قلب من همواره گویی زرین است که می‌غلتد بر پله‌های طبع تو و میدان‌های هوشیاری و باران‌های روزهای تو...
Hasti.hdd
۴
شب‌های فراق طولانی‌ست گسترده به اندازه‌ی دو قاره...
Faezeh
۴
پیش از تو کسان زیادی بودند... اما هیچ‌کس نبود
Faezeh
۴
خاورمیانه در غبار تاریخی دیگرگونه گم شده است.
آزادی
۴
من جسمم را و روحم را به تو بخشیدم.
آزادی
۴
چرا مرا از گنجشک کوچ به میخ تابوت غم بدَل کردی
آزادی
۴