جملات زیبای کتاب شبانه ها در غیاب احمد شاملو | طاقچه
تصویر جلد کتاب شبانه ها در غیاب احمد شاملو

بریده‌هایی از کتاب شبانه ها در غیاب احمد شاملو

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۵.۰از ۱ رأی
۵٫۰
(۱)
فقط کفش‌هایم بزرگ شده فقط فربه‌تر و اندکی سنگین وگرنه هنوز همان هفت‌سالهٔ حیرت و پرسشم که بَلَد نیستم بندِ کفش‌هایم را گره بزنم بستنِ دکمه‌های پیراهنم دشوار است و عبور از عرض خیابان و خواندنِ تیترِ دُرُشتِ روزنامه‌ها...
۱۰۱۲۰۲۹۵
عبور از سختی‌ها ساده است، البته به شرطی که سرسخت شده باشی.
۱۰۱۲۰۲۹۵
همه، همه ناخواسته به این گوشهٔ دردآور پناه آورده بودند. تبعیدگاهی به نام وطن مثلاً.
۱۰۱۲۰۲۹۵
همیشه همین بوده است قصهٔ آخرِ شب که شبِ آخر است. دنیا کوچک است این ماییم که زود بزرگ شده از شبِ استعاره به صبح رسیده‌ایم.
۱۰۱۲۰۲۹۵
عشق عادتِ آدمی به دیدارِ آدمی‌ست. عشق گاهی اندوهِ بی‌زیانِ آدمی‌ست در فهمِ فاصله، خواب، هوا، حوصله... خلاص! مهم نیست یک عده آل‌بُرده ــ در غیابِ چراغ ـ چه می‌گویند شب خودش می‌آید، می‌گذرد، می‌رود یک‌طرفی!
۱۰۱۲۰۲۹۵
خیلی حرف دارم به همین سه‌نقطه‌های مکرر چه بارشِ آرامی... سه‌نقطه یعنی سایه رو به خواب خواب رو به هر چه خوش... طوری که دلت می‌خواهد باران را ببوسی. هر طرفی که رو به آرامشِ آدمی باشد مهم همین است نه آن منزلِ منتظر نه آن مقصدِ بی‌بَلَد نه آن ممکنِ لابه‌غیر.
۱۰۱۲۰۲۹۵
خیلی وقت است باران نیامده باد نخوانده خاک نخفته است. ما همه عزادارِ کُشتگانِ سالِ آینده‌ایم!
۱۰۱۲۰۲۹۵
مردم شب‌ها تاریکی از رود می‌گیرند و روزها می‌خوابند تا دیگر هیچ دردی را به یاد نیاورند.
۱۰۱۲۰۲۹۵

حجم

۱۳۰٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۲۳۰ صفحه

حجم

۱۳۰٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۲۳۰ صفحه

قیمت:
۱۳۷,۰۰۰
۶۸,۵۰۰
۵۰%
تومان