جملات زیبای کتاب حفره | طاقچه
تصویر جلد کتاب حفره

بریده‌هایی از کتاب حفره

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۸از ۴۸ رأی
۳٫۸
(۴۸)
ماندگار ناگهان متوجه شد که دارد با خشونت فریاد می‌زند. ساکت شد. کوشید آرام شود. کرامت جوابی نداشت، اما احساس می‌کرد هنوز باید چیزی بگوید. «اما همهٔ این‌ها باعث نمی‌شه ما هر کاری که بخوایم می‌تونیم انجام بدیم.» ماندگار پیش آمد و در چشمان کرامت خیره شد. «می‌دونی چی هولناکه جناب سروان؟ ما هر کاری که بخوایم می‌تونیم بکنیم.»
محسن
پارچه را کنار زد و به چهرهٔ سرد و خاموش مردِ جوان نگاه کرد که چشمانش باز و خیره به جایی ناپیدا بود. ماندگار همیشه این‌جور وقت‌ها فکر می‌کرد که آن‌ها از آن‌سوی مرگ به کجا و به چه خیره مانده‌اند. اگر می‌توانست از درون چشمانِ مردگان بنگرد، راز هیچ جنایتی بر او پنهان نمی‌ماند، زیرا نگاه وحشت‌زدهٔ مقتول همیشه و تا همیشه به قاتل خیره است که سرد و سنگین پیش می‌آید و در یک لحظه او را به آن‌سوی زندگی پرتاب می‌کند.
asra

حجم

۱۲۲٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۵ صفحه

حجم

۱۲۲٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۵ صفحه

قیمت:
۱۴۳,۰۰۰
۷۱,۵۰۰
۵۰%
تومان