جملات زیبا از متن کتاب پنج داستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب پنج داستانsubscriptionAvailable

کتاب پنج داستان

۴.۲(از ۱۳ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
جلال آل احمد
انتشارات: 
انتشارات به سخن

قیمت:

۴۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اعتراض جلال از این است که اگر طرح، آزادی زنان را شعار می‌دهد، چرا نباید خودش نوع پوشش خود را انتخاب کند و مأموران حکومتی و آجانها باید به‌زور این آزادی را به آنان تحمیل کنند و چادر از سر زنان بردارند! و آیا اصولاً می‌شود آزادی را به‌زور به کسی داد؟ آیا این اعمال فشار و زور خود نوعی سلب آزادی نیست؟
امیرماکان جعفری
۵
توی کلاس که نشسته بودی و مشق می‌کردی یا توی حیاط که بازی می‌کردی و مدیر مدام پاپی می‌شد و هی داد می‌زد که: «اگه آفتاب می‌خوای این‌ور، اگه سایه می‌خوای اون‌ور.»
کاربر ۱۱۸۳۲۳۶
۲
گلدسته‌ها چیز دیگری بود. با تن آجری و ترک‌ترک و سرهای ناتمام که عین خیار با یک ضرب چاقو کله‌شان را پرانده باشی و کفه‌ای که بالای هرکدام زیر پای آسمان بود و راه‌پله‌ای که لابد در شکم هرکدام بود
کاربر ۱۱۸۳۲۳۶
۲
می‌گفت «کراهت» دارد اسم خدا را با دست چپ نوشتن؛
نسترن
۱
و زار زد. عین زارزدن پیرمردها پای منبر؛
نسترن
۱
و آیا اصولاً می‌شود آزادی را به‌زور به کسی داد؟ آیا این اعمال فشار و زور خود نوعی سلب آزادی نیست؟
کاربر ۷۲۵۶۶۸۸
۱
یک‌جفت کفش پاشنه‌بلند دم در بود. درست مثل یک آدم لنگ‌دراز که وسط صف نشسته نماز جماعت ایستاده باشد.
نسترن
۰
عنکبوت در این داستان نماد مرگ است که دامهایش را برای شکار زندگی زنده‌ها تنیده است و زنده‌هایی که ناخودآگاه در دامش گرفتار آمده‌اند، بی‌هیچ قدرت تحرکی درانتظار مرگ هستند.
کاربر ۷۲۵۶۶۸۸
۰
فهمیدم که معلممان تو اتاق اول دالان مدرسه می‌خوابد و تریاک می‌کشد و اگر صبحها اخلاقش خوب است؛ یعنی که کیفور است و اگر بد است؛ یعنی که خمار است و مدرسه شش کلاس دارد و توی کلاس ششم، دیوارها پراز نقشه است و بچه‌هاش نمی‌گذارند ما برویم تو تماشا.
کاربر ۷۲۵۶۶۸۸
۰