جملات زیبای کتاب شاگرد قصاب | طاقچه
تصویر جلد کتاب شاگرد قصابsubscriptionAvailable

کتاب شاگرد قصاب

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۴۴ رأی)
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
imalializade
۱۵
دنیا پُرِ کسانی است که آدم را ناامید می‌کنند.
AS4438
۱۰
چه‌طوری تنهایی آدم تمام می‌شود؟ خنده‌دارتر از این نشنیده بودم.
imalializade
۱۰
وقتی وارد آشپزخانه شدم دیدم مادرم گوشه‌ای ایستاده و یک صندلی چپه هم روی میز است. گفتم صندلی آن بالا چه‌کار می‌کند، یک تکه سیم که مال بابا بود آن بالا از سقف تاب می‌خورد ولی نگفت آن بالا چه‌کار می‌کند فقط ایستاده بود و با ناخنش ور می‌رفت و هی دهنش را باز می‌کرد که چیزی بگوید ولی چیزی نمی‌گفت.
Mehr
۱۰
رفت طبقهٔ بالا و در را شکست دید که دخترک از طنابی تاب می‌خورد چاقویش را درآورد و طناب را برید و توی جیبش این نامه را پیدا کرد قبرم را پهن و عمیق بکنید یک سنگ مرمر روی سر و پایم بگذارید و وسطش یک کبوتر نقاشی کنید که دنیا بداند به خاطر عشق مُردم
imalializade
۹
اگر خدا صدات می‌کنه وظیفه‌ت اینه که وحشت نکنی.
imalializade
۷
هر جا که سرگردان باشی، عشق مادر نعمت است.
Amirhesam
۷
تمام چیزهای زیبای این دنیا دروغ هستند. آخرسر هیچ ارزشی ندارند.
Farnaz
۶
از باران خوشم می‌آمد. صدای آب و زمین نرم، انگار علف‌های سبز کنارت جوانه می‌زدند. به این می‌گویند زندگی. نشستم و زل زدم به قطرهٔ آبی نوک یک برگ. نمی‌توانست تصمیمش را بگیرد که بیفتد یا نه. مهم نبود... عجله نداشتم. گفتم عجله نکن قطره... تا دلت بخواهد وقت داریم. تمام وقت دنیا مال ماست.
Hasti
۶
اگر بهم می‌گفتند برو بیرون و تمام کمونیست‌ها رو به خاطر ما بکش جواب می‌دادم حتماً رفیق.
ginko
۶
یک روز جو به من گفت صدای این هواکش بهترین صدای روی زمینه. گفتم چرا؟ گفت برای این‌که می‌دونی همیشه اون‌جاست.
کرم کتابخوان
۵
نشستم و زل زدم به قطرهٔ آبی نوک یک برگ. نمی‌توانست تصمیمش را بگیرد که بیفتد یا نه. مهم نبود... عجله نداشتم. گفتم عجله نکن قطره... تا دلت بخواهد وقت داریم. تمام وقت دنیا مال ماست.
کرم کتابخوان
۴
یه روز یه کک به اون یکی می‌گه سگه رو بخوریم یا ببریم؟
فهیم
۳
دنیا پُرِ کسانی است که آدم را ناامید می‌کنند.
کرم کتابخوان
۳
از باران خوشم می‌آمد. صدای آب و زمین نرم، انگار علف‌های سبز کنارت جوانه می‌زدند. به این می‌گویند زندگی
کرم کتابخوان
۳
نشستم و زل زدم به قطرهٔ آبی نوک یک برگ. نمی‌توانست تصمیمش را بگیرد که بیفتد یا نه. مهم نبود... عجله نداشتم. گفتم عجله نکن قطره... تا دلت بخواهد وقت داریم.
ginko
۳
دوست داشتم توی صورتش بخندم: چه‌طوری تنهایی آدم تمام می‌شود؟ خنده‌دارتر از این نشنیده بودم.
Ailin_y
۳
هفتهٔ دیگه تنهاییت تموم می‌شه، از انفرادی می‌آی بیرون، نظرت چیه؟ دوست داشتم توی صورتش بخندم: چه‌طوری تنهایی آدم تمام می‌شود؟ خنده‌دارتر از این نشنیده بودم.
imalializade
۲
گفت پس خدابه‌همراهت من رفتم، گناهکاران آسایش ندارند، گفتم درست می‌گین، هیچ‌کس آسایش نداره،
sharareh.ch
۲
به دستانم که به سفیدی مرمر بودند نگاه کردم و با خودم گفتم مُرده بودن شبیه زنِ توی آهنگ چه حسی دارد؟ با خودت فکر می‌کنی چیزهای زیبای دنیا آخرسر خیلی هم خوب نیستند، نه؟ می‌خواهم مُرده بمانم. فکر کردم احتمالاً همچین حسی دارد.
Farzan
۲
من و والتر داشتیم دست می‌دادیم که یک دقیقه حواسم پرت شد و با صدای بم کابویی گفتم خب دکی‌جون فکر کنم دیگه نبینیم همدیگه رو. فوری حواسم جمع شد و دست از این مدل حرف زدن کشیدم چون دیدم والتر دارد نگاهم می‌کند و با خودش می‌گوید این رو ولش کنم بره یا دوباره ببرمش تو و ببندمش به قرص و این‌دفعه کله‌ش رو هم سوراخ کنم؟ ممنونم والتر.
Hasti
۲
اینا باهم صلح‌بکن نیستن، کار تمومه.
Hasti
۲
اینا باهم صلح‌بکن نیستن، کار تمومه. اون روز تو مغازه به‌شون گفتم الانه که باید تسبیحاتون رو دربیارین، هفتهٔ دیگه دیره.
فاطمه بهفر
۲
آدم‌های لال چون نمی‌توانند داد بزنند احتمالاً توی شکم‌شان سیاه‌چاله دارند.
Ailin_y
۲
می‌دانستم که یک روز برمی‌گردم و فکر می‌کنم که آیا هرگز در آن کلیسا بوده‌ام یا فقط تصورش کرده‌ام؟
Ailin_y
۲
با خودت فکر می‌کنی چیزهای زیبای دنیا آخرسر خیلی هم خوب نیستند، نه؟ می‌خواهم مُرده بمانم.
Ailin_y
۲
خواستم وسط میدان بایستم و داد بزنم می‌شنوین چی می‌گم؟ ولی نمی‌دانستم چه چیزی بود که دوست داشتم بقیه بشنوند.
کاربر ۲۴۳۴۲۱۹
۱
همه به خاطر کاری که با خانم نوجنت کرده بودم دنبالم می‌گشتند.
کاربر ۴۳۴۳۸۸۶
۱
کی فکر می‌کرد این‌قدر زود بمیره؟ خدای بزرگ داس دستشه و همه رو درو می‌کنه، کسی رو از قلم نمی‌ندازه!