من و والتر داشتیم دست میدادیم که یک دقیقه حواسم پرت شد و با صدای بم کابویی گفتم خب دکیجون فکر کنم دیگه نبینیم همدیگه رو. فوری حواسم جمع شد و دست از این مدل حرف زدن کشیدم چون دیدم والتر دارد نگاهم میکند و با خودش میگوید این رو ولش کنم بره یا دوباره ببرمش تو و ببندمش به قرص و ایندفعه کلهش رو هم سوراخ کنم؟ ممنونم والتر.