جملات زیبا از متن کتاب محاکمه | طاقچه
تصویر جلد کتاب محاکمه
off
٪۵۰

کتاب محاکمه

۳.۸(از ۷۷ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر ماهی

۱۴۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۷۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
با خود فکر کرد: «دست‌های زنانه بی‌سروصدا خیلی چیزها را سروسامان می‌دهند.»
naarvan.bookworm
۲۱
فکر کرد چرا باید بگذارم یاوه‌گویی این ارگان‌های پست ــ کسانی که خودشان قبول دارند دون‌پایه هستند ــ بیش از این سردرگمم کند؟ به‌هرحال این‌ها از چیزهایی حرف می‌زنند که از آن سر درنمی‌آورند. اطمینان این‌ها به‌واسطهٔ حماقتشان امکان‌پذیر شده است. چند کلمه حرف با آدمی همتراز خودم بیش از ساعت‌ها گفت‌وگو با این‌ها موضوع را روشن می‌کند. در فضای باز اتاق چند بار بالا و پایین رفت.
naarvan.bookworm
۱۵
مسئلهٔ اصلی این است که چه کسی مرا متهم کرده است؟ چه مرجعی دادرسی را بر عهده دارد؟ شما کارمند رسمی هستید؟ هیچ‌یک از شما یونیفرم به تن ندارد، مگر این‌که بخواهیم لباس‌های شما را»، ــ این‌جا رو به فرانتس کرد ــ «یونیفرم بنامیم.
naarvan.bookworm
۱۵
به‌واقع قانون دفاع را مجاز نمی‌شمرد، بلکه فقط آن را تحمل می‌کند، و حتی این‌که آیا می‌توان قانون مربوطه را دست‌کم در جهت تحمل دفاع تفسیر کرد، خود محل بحث و جدل است. در اصل دادگاه هیچ وکیل‌مدافعی را به رسمیت نمی‌شناسد
seza68
۸
چه‌بسا در غل و زنجیر به‌سربردن بهتر از آزادبودن است.
محمدعلی دهاقین
۷
می‌گفت حتی اگر اصلاحاتِ جزیی امکان‌پذیر باشد ــ ولی این تصور چیزی نیست جز یک خرافهٔ بی‌معنی ــ متهم در بهترین حالت به بهبود وضع در آینده کمک کرده، ولی با انگشت‌نماکردن خود نزد کارمندهای کینه‌جو به شخص خود به‌شدت لطمه زده است.
محمدعلی دهاقین
۶
مرد روستایی تازه به‌سراغ قانون می‌آید، دربان در کنار آن حضور دارد. قانون او را به خدمت گمارده است، تردید در قدر و منزلت او، تردید در قانون به حساب می‌آید.» کا. به نشان نفی سر تکان داد و گفت: «با این تفسیر موافق نیستم. چون با قبول این تفسیر، ناچاریم هر گفتهٔ دربان را راست بدانیم. ولی تو خودت به‌تفصیل استدلال کردی که چنین چیزی امکان‌پذیر نیست.» کشیش گفت: «نه، نباید هر گفتهٔ او را راست بدانیم. فقط باید ضرورت آن را بپذیریم.» کا. گفت: «تفسیری غم‌انگیز. دروغ به آیین جهان بدل می‌شود.» این کلام پایانی کا. بود، ولی داوری نهایی او به حساب نمی‌آمد.
محمدعلی دهاقین
۶
من فقط جایی از خطر می‌ترسم که بخواهم بترسم
Sepehr Danaiefar
۶
چنان می‌نمود که انگار شرم عمری طولانی‌تر از او خواهد داشت.
Amin
۴
«همیشه کار به سرکشی می‌انجامد.»
AH.Shakeri
۴
بیماری من تقریبآ سه سال پیش نیمه‌های شب با خونریزی شروع شد و من همان‌طور که در پی وقوع هر حادثهٔ تازه‌ای پیش می‌آید (و برخلاف آنچه بعدها به من توصیه کردند) به‌جای آن‌که در تختخواب بمانم، هیجان‌زده از جا بلند شدم.
کاربر ۳۷۷۵۰۳۳
۳
دروغ به آیین جهان بدل می‌شود.
Afshin
۳
چون کوچک‌ترین شک و شبهه حتی در پیش‌پاافتاده‌ترین مسایل هم همیشه عذاب‌آور است، و اگر بتوان آن را، مثل این مورد، به‌آسانی برطرف کرد، باید بلافاصله دست به کار شد.
naarvan.bookworm
۳
اگر هم قلبم تاب نیاورد، دست‌کم فرصت شایسته‌ای به دست آورده است که کاملا با شکست روبه‌رو شود.»
ali73
۲
ولی از اشتباه‌تان دست بردارید، این‌قدر سرسختی نکنید. در برابر این دادگاه ایستادگی ممکن نیست، باید اعتراف کرد. پس در اولین فرصت اعتراف کنید. بعد از اعتراف است که امکان گریز به دست می‌آید. تازه آن‌وقت هم بدون کمک دیگری گریز امکان‌پذیر نیست. ولی نگران چنین کمکی نباشید، من خودم کمکتان می‌کنم.»
naarvan.bookworm
۲
پس درست نیست از چیزی که ممکن است برایم فایده داشته باشد صرف‌نظر کنم. حتی اگر امید کسب فایده از سویی بسیار ناچیز باشد، باز حق ندارم آن را نادیده بگیرم.
mohi vk
۲
منطق به‌راستی تزلزل‌ناپذیر است، اما در برابر انسانی که می‌خواهد زندگی کند، تاب مقاومت ندارد.
Amin
۲
همیشه در این دادرسی مسایلی مطرح می‌شوند که عقل از درک آن‌ها عاجز می‌ماند. شخص خسته‌تر و آشفته‌تر از آن است که از بسیاری چیزها سر دربیاورد، این است که به خرافات پناه می‌برد.
Shiva
۲
دربارهٔ خطری که مرا تهدید می‌کند حرفی نزنید. من فقط جایی از خطر می‌ترسم که بخواهم بترسم. بیایید.
مهدیه مرادبخش
۲
البته این طرز برخورد با وکلا هم بی‌دلیل نیست. هدف این است که وکلا حتی‌المقدور از میدان به درشوند، به‌گونه‌ای که متهم تمام بار را به‌تنهایی به دوش بکشد. راه وروشی کارساز، ولی اگر درنهایت کسی به این نتیجه برسد که در این دادگاه وجود وکیل برای متهم بی‌فایده است، کاملا به خطا رفته است. درست برعکس، وجود وکیل در هیچ دادگاهی به اندازهٔ این دادگاه ضرورت ندارد.
محمدعلی دهاقین
۱
شما فراموش کردید که ما، هرکسی هم که باشیم، باز در برابر شما مردهای آزادی هستیم. این چیز کم‌اهمیتی نیست.
naarvan.bookworm
۱
چیزی که گفته بود، گزنده بود، گزنده‌تر از آنچه قصد داشت بگوید، ولی به‌هرحال واقعیت را به زبان آورده بود و سزاوار بود با تحسین و تشویق حاضران روبه‌رو شود. ولی همه ساکت ماندند
naarvan.bookworm
۱
شاید هم در آن سکوت انفجاری در حال تکوین بود که کار را یکسره می‌کرد.
naarvan.bookworm
۱
چیزی که برای من پیش آمده است، موردی فردی محسوب می‌شود و به‌عنوان موردی فردی اهمیت چندانی ندارد، چون من آن را خیلی جدی نمی‌گیرم. ولی همین مورد نمونه‌ای است از دادرسی‌هایی که علیه بسیاری افراد به جریان می‌افتد. من این‌جا از این افراد دفاع می‌کنم و نه از خودم.»
naarvan.bookworm
۱
من فقط جایی از خطر می‌ترسم که بخواهم بترسم.
naarvan.bookworm
۱
دربارهٔ خطری که مرا تهدید می‌کند حرفی نزنید. من فقط جایی از خطر می‌ترسم که بخواهم بترسم.
naarvan.bookworm
۱
گفت: «شما چشم‌های سیاه قشنگی دارید»
naarvan.bookworm
۱
نگارش عریضه کاری بود تقریبآ بی‌پایان. لازم نبود کا. آدم خیلی ترسویی باشد تا به‌آسانی به این نتیجه برسد که ممکن نیست بتواند نگارش آن را به پایان برساند. نه به دلیل حیله‌گری و تن‌پروری که فقط وکیل را از نگارش عریضه بازمی‌داشت، بلکه به دلیل ناآگاهی از اتهام وارده و حتی احتمال گسترش آن، لازم بود تمام زندگی و همهٔ رویدادهای آن را با همهٔ جزییات به یاد می‌آورد، می‌نوشت و همهٔ زیروبم آن را بررسی می‌کرد
نوید
۱
گفت: «بنابراین تبرئه‌ای وجود ندارد. ولی این واقعیت، برداشت مرا از دادگاه تأیید می‌کند. از این‌سو هم که نگاه کنی، بیهوده است. یک جلاد به‌تنهایی می‌تواند جایگزین کل دادگاه شود.»
نوید
۱
از این‌که در ارتباط با مسئلهٔ خود کمک هراندازه ناچیز بیگانه‌ای را بپذیرد نفرت داشت. مایل هم نبود از کسی چیزی بخواهد و باعث شود دیگری از کارش بویی ببرد
Arno
۱