
بریدههایی از کتاب محاکمه
۳٫۸
(۵۷)
با خود فکر کرد: «دستهای زنانه بیسروصدا خیلی چیزها را سروسامان میدهند.»
naarvan.bookworm
مسئلهٔ اصلی این است که چه کسی مرا متهم کرده است؟ چه مرجعی دادرسی را بر عهده دارد؟ شما کارمند رسمی هستید؟ هیچیک از شما یونیفرم به تن ندارد، مگر اینکه بخواهیم لباسهای شما را»، ــ اینجا رو به فرانتس کرد ــ «یونیفرم بنامیم.
naarvan.bookworm
فکر کرد چرا باید بگذارم یاوهگویی این ارگانهای پست ــ کسانی که خودشان قبول دارند دونپایه هستند ــ بیش از این سردرگمم کند؟ بههرحال اینها از چیزهایی حرف میزنند که از آن سر درنمیآورند. اطمینان اینها بهواسطهٔ حماقتشان امکانپذیر شده است. چند کلمه حرف با آدمی همتراز خودم بیش از ساعتها گفتوگو با اینها موضوع را روشن میکند. در فضای باز اتاق چند بار بالا و پایین رفت.
naarvan.bookworm
بهواقع قانون دفاع را مجاز نمیشمرد، بلکه فقط آن را تحمل میکند، و حتی اینکه آیا میتوان قانون مربوطه را دستکم در جهت تحمل دفاع تفسیر کرد، خود محل بحث و جدل است. در اصل دادگاه هیچ وکیلمدافعی را به رسمیت نمیشناسد
seza68
چهبسا در غل و زنجیر بهسربردن بهتر از آزادبودن است.
محمدعلی دهاقین
مرد روستایی تازه بهسراغ قانون میآید، دربان در کنار آن حضور دارد. قانون او را به خدمت گمارده است، تردید در قدر و منزلت او، تردید در قانون به حساب میآید.» کا. به نشان نفی سر تکان داد و گفت: «با این تفسیر موافق نیستم. چون با قبول این تفسیر، ناچاریم هر گفتهٔ دربان را راست بدانیم. ولی تو خودت بهتفصیل استدلال کردی که چنین چیزی امکانپذیر نیست.» کشیش گفت: «نه، نباید هر گفتهٔ او را راست بدانیم. فقط باید ضرورت آن را بپذیریم.» کا. گفت: «تفسیری غمانگیز. دروغ به آیین جهان بدل میشود.»
این کلام پایانی کا. بود، ولی داوری نهایی او به حساب نمیآمد.
محمدعلی دهاقین
چنان مینمود که انگار شرم عمری طولانیتر از او خواهد داشت.
Amin
میگفت حتی اگر اصلاحاتِ جزیی امکانپذیر باشد ــ ولی این تصور چیزی نیست جز یک خرافهٔ بیمعنی ــ متهم در بهترین حالت به بهبود وضع در آینده کمک کرده، ولی با انگشتنماکردن خود نزد کارمندهای کینهجو به شخص خود بهشدت لطمه زده است.
محمدعلی دهاقین
اگر هم قلبم تاب نیاورد، دستکم فرصت شایستهای به دست آورده است که کاملا با شکست روبهرو شود.»
ali73
من فقط جایی از خطر میترسم که بخواهم بترسم
Sepehr Danaiefar
بیماری من تقریبآ سه سال پیش نیمههای شب با خونریزی شروع شد و من همانطور که در پی وقوع هر حادثهٔ تازهای پیش میآید (و برخلاف آنچه بعدها به من توصیه کردند) بهجای آنکه در تختخواب بمانم، هیجانزده از جا بلند شدم.
کاربر ۳۷۷۵۰۳۳
دروغ به آیین جهان بدل میشود.
Afshin
شاید هم در آن سکوت انفجاری در حال تکوین بود که کار را یکسره میکرد.
naarvan.bookworm
گفت: «شما چشمهای سیاه قشنگی دارید»
naarvan.bookworm
چون کوچکترین شک و شبهه حتی در پیشپاافتادهترین مسایل هم همیشه عذابآور است، و اگر بتوان آن را، مثل این مورد، بهآسانی برطرف کرد، باید بلافاصله دست به کار شد.
naarvan.bookworm
ولی از اشتباهتان دست بردارید، اینقدر سرسختی نکنید. در برابر این دادگاه ایستادگی ممکن نیست، باید اعتراف کرد. پس در اولین فرصت اعتراف کنید. بعد از اعتراف است که امکان گریز به دست میآید. تازه آنوقت هم بدون کمک دیگری گریز امکانپذیر نیست. ولی نگران چنین کمکی نباشید، من خودم کمکتان میکنم.»
naarvan.bookworm
منطق بهراستی تزلزلناپذیر است، اما در برابر انسانی که میخواهد زندگی کند، تاب مقاومت ندارد.
Amin
نگارش عریضه کاری بود تقریبآ بیپایان. لازم نبود کا. آدم خیلی ترسویی باشد تا بهآسانی به این نتیجه برسد که ممکن نیست بتواند نگارش آن را به پایان برساند. نه به دلیل حیلهگری و تنپروری که فقط وکیل را از نگارش عریضه بازمیداشت، بلکه به دلیل ناآگاهی از اتهام وارده و حتی احتمال گسترش آن، لازم بود تمام زندگی و همهٔ رویدادهای آن را با همهٔ جزییات به یاد میآورد، مینوشت و همهٔ زیروبم آن را بررسی میکرد
کاربر ۹۵۱۶۹۶۷
البته این طرز برخورد با وکلا هم بیدلیل نیست. هدف این است که وکلا حتیالمقدور از میدان به درشوند، بهگونهای که متهم تمام بار را بهتنهایی به دوش بکشد. راه وروشی کارساز، ولی اگر درنهایت کسی به این نتیجه برسد که در این دادگاه وجود وکیل برای متهم بیفایده است، کاملا به خطا رفته است. درست برعکس، وجود وکیل در هیچ دادگاهی به اندازهٔ این دادگاه ضرورت ندارد.
محمدعلی دهاقین
شما فراموش کردید که ما، هرکسی هم که باشیم، باز در برابر شما مردهای آزادی هستیم. این چیز کماهمیتی نیست.
naarvan.bookworm
چیزی که گفته بود، گزنده بود، گزندهتر از آنچه قصد داشت بگوید، ولی بههرحال واقعیت را به زبان آورده بود و سزاوار بود با تحسین و تشویق حاضران روبهرو شود. ولی همه ساکت ماندند
naarvan.bookworm
چیزی که برای من پیش آمده است، موردی فردی محسوب میشود و بهعنوان موردی فردی اهمیت چندانی ندارد، چون من آن را خیلی جدی نمیگیرم. ولی همین مورد نمونهای است از دادرسیهایی که علیه بسیاری افراد به جریان میافتد. من اینجا از این افراد دفاع میکنم و نه از خودم.»
naarvan.bookworm
من فقط جایی از خطر میترسم که بخواهم بترسم.
naarvan.bookworm
دربارهٔ خطری که مرا تهدید میکند حرفی نزنید. من فقط جایی از خطر میترسم که بخواهم بترسم.
naarvan.bookworm
پس درست نیست از چیزی که ممکن است برایم فایده داشته باشد صرفنظر کنم. حتی اگر امید کسب فایده از سویی بسیار ناچیز باشد، باز حق ندارم آن را نادیده بگیرم.
mohi vk
همیشه در این دادرسی مسایلی مطرح میشوند که عقل از درک آنها عاجز میماند. شخص خستهتر و آشفتهتر از آن است که از بسیاری چیزها سر دربیاورد، این است که به خرافات پناه میبرد.
Shiva
به دلیل ناآگاهی از اتهام وارده و حتی احتمال گسترش آن، لازم بود تمام زندگی و همهٔ رویدادهای آن را با همهٔ جزییات به یاد میآورد، مینوشت و همهٔ زیروبم آن را بررسی میکرد.
راستی که چه کار ملالآوری. چهبسا این کار به درد آن میخورد که پس از بازنشستگی، ذهنِ به دوران کودکی بازگشتهای را سرگرم کند و به آن یاری برساند که روزهای طولانی را به شب برساند. ولی حالا که کا. برای انجام فعالیتهایش به تمام فکر خود نیاز داشت، حالا که او در حال پیشرفت بود و حتی برای معاون مدیرکل تهدید به حساب میآمد، در این روزها که هر ساعت آن به سرعت برق میگذشت و او میخواست از شامگاه و شبهای کوتاه جوانی خود لذت ببرد، در چنین زمانی میبایست دست به کار نوشتن چنین عریضهای میشد
کاربر ۹۵۱۶۹۶۷
همیشه که کسی در کنارش نبود تا به او هشدار بدهد. چرا باید یکچنین شک و تردید ناشناختهای درست در لحظهای در هشیاریاش رخنه میکرد که لازم بود با تمام نیرو دست به کار شود! نکند قرار بود مشکلاتی که در انجام وظایف اداری احساس میکرد، در مورد محاکمه هم بهسراغش بیایند؟
کاربر ۹۵۱۶۹۶۷
فیگور در میان این روشنی برجسته مینمود و دیگر نهچندان یادآور الههٔ عدالت بود و نه الههٔ پیروزی، بلکه یکسر به الههٔ شکار میمانست
کاربر ۹۵۱۶۹۶۷
گفت: «بنابراین تبرئهای وجود ندارد. ولی این واقعیت، برداشت مرا از دادگاه تأیید میکند. از اینسو هم که نگاه کنی، بیهوده است. یک جلاد بهتنهایی میتواند جایگزین کل دادگاه شود.»
کاربر ۹۵۱۶۹۶۷
حجم
۲۸۷٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۶
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
حجم
۲۸۷٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۶
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان