
کاربر ۳۴۵۳۹۵۱
۱۲
باد بخت مسافر است
ریحون
۸
سراب نقشهیمسافر است در بیابانها
اگر سراب نبود
مسافر پیش نمیرفت
تا آب بیاورد.
ریحون
۵
یک بار خشمگین گفتم: فردا را چطور زنده میمانی؟
گفت: مرا با فردا چه کار؟ اصلاً فکرش را نمیکنم.
من همینم که هستم: هیچم عوض نمیکند، هیچ را
هم عوض نمیکنم... کنار رو، خورشید بتابد!
گفتم: نه من اسکندرم نه تو دیوژن
گفت: اما بی اعتنایی را فلسفهای است،
این از صفات امید است!
