زیگموند باومن (بیوگرافی و دانلود کتاب‌ها)

زیگموند باومن

بیوگرافی زیگموند باومن

زیگموند باومن (Zygmunt Bauman) جامعه‌شناس و فیلسوف لهستانی‌بریتانیایی بود که در ۱۹ نوامبر ۱۹۲۵ در شهر پوزنان لهستان به دنیا آمد و در ۹ ژانویه ۲۰۱۷ در لیدز انگلستان درگذشت. او از مهم‌ترین نظریه‌پردازان اجتماعی قرن بیستم به‌ شمار می‌آید و آثارش بیشتر درباره‌ی مدرنیته، هولوکاست، مصرف‌گرایی پسامدرن و مدرنیته‌ی سیال است.

باومن در خانواده‌ای یهودی و غیرمذهبی متولد شد. در سال ۱۹۳۹، با حمله‌ی آلمان نازی و شوروی به لهستان، خانواده‌اش به شرق و اتحاد جماهیر شوروی گریختند. در جنگ جهانی دوم به ارتش اول لهستان که تحت کنترل شوروی بود پیوست و به‌عنوان افسر سیاسی در نبردهای کولبرگ و برلین شرکت کرد و نشان شجاعت نظامی گرفت. پس از جنگ، یکی از جوان‌ترین سرگردهای ارتش لهستان شد. از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۳ در سپاه امنیت داخلی فعالیت داشت، اما میزان دخالت او در امور امنیتی و اطلاعاتی مشخص نیست. خودش بعدها گفت پیوستن به این نهاد در ۱۹سالگی اشتباه بود، هرچند شغلش صرفاً دفتری بوده است.

در همین دوران در آکادمی علوم سیاسی و اجتماعی ورشو، جامعه‌شناسی خواند و در سال ۱۹۵۴ مدرک کارشناسی ارشد گرفت. پس از اخراج از ارتش به‌دلیل اقدام پدرش برای مهاجرت به اسرائیل ـ که باعث اختلافی موقت میانشان شد ـ تدریس را در دانشگاه ورشو آغاز کرد و در سال ۱۹۵۶ رساله‌ی دکتری‌اش را درباره‌ی دکترین سیاسی حزب کارگر بریتانیا دفاع کرد. نخستین کتاب مهمش درباره‌ی جنبش سوسیالیستی بریتانیا بود که در سال ۱۹۵۹ به لهستانی و در سال ۱۹۷۲ به انگلیسی منتشر شد. در دهه‌ی ۱۹۶۰ کتاب جامعه‌شناسی روزمره را نوشت که در لهستان با استقبال گسترده روبه‌رو شد و بعدها مبنای کتاب انگلیسی تفکر جامعه‌شناختی یا جامعه‌شناسانه اندیشیدن قرار گرفت.

باومن ابتدا به مارکسیسم وفادار بود، اما تحت‌تأثیر آنتونیو گرامشی و گئورگ زیمل، کم‌کم از حکومت کمونیستی لهستان فاصله گرفت. با وجود تکمیل پژوهش‌های دانشگاهی، به‌خاطر دیدگاه‌های انتقادی‌اش، به مقام استادی رسمی نرسید. در جریان بحران سیاسی سال ۱۹۶۸، از حزب حاکم کناره گرفت و در پی موج یهودستیزی و پاکسازی سیاسی، از دانشگاه اخراج شد و ناچار به ترک لهستان و انصراف از تابعیتش شد. او ابتدا به اسرائیل رفت و در دانشگاه تل‌آویو تدریس کرد، سپس در سال ۱۹۷۰ به بریتانیا مهاجرت کرد و در دانشگاه لیدز استاد جامعه‌شناسی شد.

در سال‌های پایانی قرن بیستم، باومن بر جنبش‌های ضدجهانی‌سازی تأثیر گذاشت. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۱ سیاست‌های اسرائیل را به‌شدت نقد کرد و گفت دولت اسرائیل از هولوکاست برای توجیه رفتارهای غیرقابل‌قبول خود بهره می‌برد.

باومن بیش از ۵۰ کتاب و صدها مقاله نوشت که محور اصلی‌شان مدرنیته، اخلاق، جهانی‌شدن و مصرف‌گرایی است. او در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ رابطه‌ی مدرنیته با بوروکراسی و حذف اجتماعی را بررسی کرد و در کتاب مشهورش، مدرنیته و هولوکاست، نشان داد که هولوکاست محصول منطق مدرنِ نظم، اطاعت و عقلانیت ابزاری بود، نه بازگشت به توحش پیشامدرن.

در آثار دهه‌ی ۱۹۹۰ به تحلیل پساسرمایه‌داری مصرفی پرداخت و گفت جامعه از تولیدمحور به مصرف‌محور تبدیل شده است؛ امنیت قربانی آزادی شده و انسان‌ها در وضعیتی سیال از ترس‌ها و خواسته‌های ناپایدار زندگی می‌کنند. او برای توضیح این وضعیت مفهوم مدرنیته‌ی سیال را ساخت؛ جایی که روابط، ارزش‌ها و هویت‌ها دائماً در حال تغییر و لغزش‌اند.

او در سال‌های پایانی عمرش درباره‌ی هنر و فرهنگ نیز نوشت و معتقد بود در دنیای سیال امروز، هنر تنها زمانی معنا دارد که از جاودانگی و ثبات دست بردارد و در حرکت و تغییر مداوم معنا بیابد.

باومن جوایز معتبری چون جایزه‌ی آمالفی (۱۹۹۲)، جایزه‌ی تئودور آدورنو (۱۹۹۸) و جایزه‌ی آستوریاس (۲۰۱۰) را دریافت کرد. دانشگاه لیدز نیز به افتخارش مؤسسه‌ی باومن را بنیان گذاشت.

او تا پایان عمر فعال ماند و تا واپسین سال‌ها درباره‌ی جامعه‌ی مدرن، اخلاق و سرشت انسان در جهان ناپایدار امروز قلم زد.