دیوید هیوم
بیوگرافی دیوید هیوم
دیوید هیوم متولد ۷ می ۱۷۱۱ در ادینبرو اسکاتلند، فیلسوف، تاریخنگار، اقتصاددان و مقالهنویس بود. پدرش در کودکی او فوت کرد و مادرش به تنهایی خانواده را بزرگ کرد. هیوم در ۱۲ سالگی وارد دانشگاه ادینبرو شد، اما تحصیلات رسمی خود را کامل نکرد و علاقهمند به فلسفه و مطالعه آثار کلاسیک بود. در ۱۸سالگی تجربهای فلسفی عمیق داشت که مسیر فکریاش را تغییر داد و باعث شد سالها به مطالعه و نوشتن بپردازد. در این دوران به بیماریای مبتلا شد که بعدها «بیماری دانشمندان» نام گرفت و مجبور به مصرف دارو و تغییر سبک زندگی شد. با وجود نداشتن ثروت و حرفه رسمی، هیوم سفرهایی به فرانسه داشت و بهدلیل اتهامات الحادی نتوانست به شغل دانشگاهی برسد. اما بهعنوان مقالهنویس و کتابدار دانشگاه ادینبرو شناخته شد. آثار او از جمله «تاریخ انگلستان» بسیار موفق و تاثیرگذار بود. هیوم دو کتاب مهم «بررسی درباره فهم انسان» و «بررسی درباره اصول اخلاق» را در اواخر عمرش نوشت که خود آنها را برجستهترین آثارش میدانست. اگرچه او نقدهایی به آثار اولیه خود داشت، اما امروزه این آثار بهعنوان یکی از مهمترین نوشتههای فلسفه غرب شناخته میشوند.
دیوید هیوم بهخاطر سیستم تأثیرگذار تجربهگرایی، شکگرایی فلسفی و طبیعتگرایی متافیزیکیاش شناخته میشود. او با کتاب «رسالهٔ دربارهٔ طبیعت انسان» تلاش کرد علمی طبیعیگرایانه از انسان ارائه دهد که پایههای روانشناختی طبیعت انسانی را بررسی کند. هیوم مانند جان لاک معتقد بود دانش انسانی تنها از تجربه ناشی میشود و وجود ایدههای ذاتی را رد میکرد. او استدلال میکرد استدلال استقرایی و باور به علیت را نمیتوان بهصورت منطقی توجیه کرد و این باورها بیشتر نتیجه عادت ذهنیاند، زیرا ما هرگز علت و معلولی را مستقیم نمیبینیم بلکه تنها وقوع مکرر دو رویداد را تجربه میکنیم.
هیوم مخالف عقلگرایان فلسفی بود و معتقد بود که رفتار انسان بیشتر تحت تأثیر احساسات است تا عقل. او مشهور است به جمله «عقل بردهٔ احساسات است» و اخلاق را مبتنی بر احساسات میدانست نه اصول مجرد. او همچنین اولین کسی بود که مسئله «هست - باید» را به وضوح مطرح کرد؛ یعنی نمیتوان از یک واقعیت صرف به یک حکم ارزشی رسید. هیوم وجود خود (خودآگاهی) را نوعی توهم دانست و باور داشت که ما فقط مجموعهای از ادراکات را تجربه میکنیم که با پیوند ایدهها به هم مرتبطاند. او همچنین قائل به سازگاری اراده آزاد با جبر علی بود.
