
دانلود و خرید کتاب صوتی کافه شیشه ای
معرفی کتاب صوتی کافه شیشه ای
کتاب صوتی کافه شیشهای نوشتهی امید الهیفر مجموعهای از چند داستان است که در فضاها و زمانهای مختلف میگذرد و بر لحظههای بحرانی زندگی آدمهای معمولی تمرکز دارد. این کتاب صوتی را خانه داستان چوک منتشر کرده است و کتاب با گویندگی مهدی رضایی منتشر شده است. در این مجموعه شنونده با جهان شخصیتهایی روبهرو میشود که در میانهی جنگ، فقر، عشق، قمار، کارگری معدن و روزمرگیهای خشن شهر، ناگهان با یک انتخاب یا یک خاطرهی دفنشده مواجه میشوند. کافه، مدرسه، بیمارستان، معدن و خانههای سادهی حاشیهای به صحنههایی برای دیدن ترسها، امیدها و تناقضهای این آدمها تبدیل شده است.
درباره کتاب کافه شیشه ای
کتاب صوتی کافه شیشهای مجموعهای از چند داستان است که امید الهیفر در آن به زندگی آدمهایی پرداخته است که در ظاهر معمولی هستند اما در لحظهای خاص، لایههای پنهان شخصیتشان آشکار میشود. این کتاب صوتی را خانه داستان چوک منتشر کرده است و کتاب کافه شیشهای با گویندگی مهدی رضایی فضایی نزدیک به ذهن و زبان شخصیتها ایجاد کرده است؛ از خبرنگاری که بعد از ۳۰ سال با دیدن یک دوربین، خاطرهی مصاحبه با مادری داغدیده را به یاد میآورد تا معلم تاریخی که در حیاط مدرسه با حضور سربازان، ناگهان از کلاس درس به صف اعدام پرتاب میشود. در کتاب صوتی کافه شیشهای هر داستان جهان مستقل خود را دارد اما در همهی آنها نوعی حس تعلیق، ناامنی و مواجهه با خشونت دیده میشود. داستانهایی مانند دوستش داشتم، آخرین پنجشنبه، روز کارگران، کافه شیشهای و نالههای زمینی هرکدام به بخشی از این جهان اشاره کردهاند؛ از رابطههای خانوادگی گسسته و رفاقتهای فراموششده تا کارگران معدن، کارگران روزمزد، رانندهی آمبولانس، پرستار، سرباز معلم و دختر و پسری که در کافهای کوچک درگیر بدهی، اعتیاد و سوءظن هستند. کتاب صوتی کافه شیشهای در چند بخش نسبتاً بلند روایت شده است و هر بخش با زاویهدیدی نزدیک به ذهن شخصیت اصلی پیش میرود. شنونده در این کتاب صوتی با صحنههایی از جنگ، مراسم خاکسپاری، اتاق بیمارستان، حیاط مدرسه، کافهی دانشجویی و معدن زیرزمینی روبهرو میشود که در آنها مسئلهی مرگ، ترس، پول، شرم، قضاوت و بیرحمی روزمره بهطور مکرر تکرار شده است.
خلاصه داستان کافه شیشه ای
در کتاب صوتی کافه شیشهای چند روایت بههمپیوسته از زندگی آدمهایی شنیده میشود که در موقعیتهای به ظاهر عادی، ناگهان با حقیقتی تکاندهنده روبهرو میشوند. در داستان دوستش داشتم، راوی با پیدا کردن دوربین قدیمی، مصاحبهی ۳۰ سال پیش خود با مادری را دوباره میبیند که پس از یافتن جسد پسرش فقط یک جمله میگوید: دوسش داشتم. در بخش آخرین پنجشنبه، معلم تاریخ در مدرسهای برفی، از کلاس محبوبش به میدان اعدام کشیده میشود و شاگردانش شاهد فروپاشی او هستند. در ادامهی کتاب صوتی کافه شیشهای داستان روز کارگران به دیدار دوبارهی دو پسرعمو در بیمارستان میپردازد که یکی از آنها پس از سقوط عمدی از ساختمان، بهدنبال گرفتن خسارت و دیه است. در داستان کافه شیشهای، فضای یک کافهی دانشجویی و رابطهی پسر باریستا و دختر مو قرمز، بهواسطهی یک میز شیشهای ترکخورده، بدهی و خشونت ناگهانی به هم میریزد. در نالههای زمینی، راوی پزشک جوانی است که در ریزش معدن با کارگران مرده و رانندهای روبهرو میشود که همزمان نمایندهی معدن و واسطهی استخدام کارگران جدید است.
چرا باید کتاب کافه شیشه ای را بشنویم؟
شنیدن کتاب صوتی کافه شیشهای فرصتی است برای دیدن جزئیات زندگی آدمهایی که معمولاً در حاشیه میمانند؛ کارگر معدن، معلم تاریخ، رانندهی آمبولانس، دختر دانشجو یا مادری که ۳۰ سال منتظر خبر پسرش بوده است. این کتاب صوتی نشان میدهد چگونه یک شیء کوچک، یک میز ترکخورده یا یک دوربین قدیمی میتواند دریچهای به گذشته، خشونت پنهان و احساسات سرکوبشده باز کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور، فضاهای شهری و روستایی خشن، و روایتهایی دربارهی جنگ، کارگری، فقر، روابط خانوادگی و تنهایی علاقهمند هستند. همچنین برای علاقهمندان به داستانهای کوتاه بلند و فضاسازیهای تیره و تأملبرانگیز مناسب است.
زمان
۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۱۱۰٫۰ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد
زمان
۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۱۱۰٫۰ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد