کتاب صوتی اسب چوبی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی اسب چوبی

دانلود و خرید کتاب صوتی اسب چوبی

نویسنده:الهام فلاح
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی اسب چوبی

کتاب صوتی اسب چوبی نوشته‌ الهام فلاح روایتی بلند و نفس‌گیر از زندگی زنی است که ناگهان همه‌چیز زیر پایش خالی می‌شود؛ از امنیت ظاهری زندگی زناشویی تا تصویر مردی که سال‌ها به‌عنوان تکیه‌گاه شناخته است. نشر رادیو پنجره آن کتاب را با گویندگی مهتاب احمدی منتشر کرده است و شنونده را از همان سطرهای آغازین، وسط بحرانی خانوادگی و حقوقی پرتاب می‌کند که ریشه‌هایش سال‌ها پیش کاشته شده است. در این کتاب صوتی، صدای راوی زن، محور اصلی است؛ زنی که با زبانی سرراست و پرجزئیات، از لحظه‌ بازداشت ناگهانی محبی، شوهرش، شروع می‌کند و قدم‌به‌قدم شنونده را در دل ماجرای قاچاق، پرونده‌ سنگین قضایی، ویرانی تدریجی اعتماد و فروپاشی تصویر «مرد موفق» جلو می‌برد. حضور شخصیت‌هایی مثل کیاشا، پسر نوجوان، مادر راوی، بابا، اشرفی، حاج داوود و وکیل‌های مختلف، لایه‌های خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی این بحران را پررنگ می‌کند. کتاب صوتی اسب چوبی در مرز میان روایت خانوادگی، تعلیق ناشی از یک پرونده‌ امنیتی و کاوش در ترس‌ها و توهمات روزمره‌ طبقه‌ متوسط شهری حرکت کرده است. گویندگی مهتاب احمدی با تمرکز بر لحن درونی و تردیدهای راوی، فضای خفقان، اضطراب و خشم فروخورده‌ او را به شنونده نزدیک می‌کند و نشر رادیو پنجره با این تولید، تجربه‌ای شنیداری فراهم کرده است که بیش از هر چیز بر صدای یک زن و نگاه او به قدرت، پول، مادرشدن و ترس از آینده تکیه دارد.

درباره کتاب اسب چوبی

کتاب اسب چوبی داستان زنی است که در همان سطرهای اول، با صحنه‌ بردن محبی، شوهرش، توسط مأموران روبه‌رو می‌شود؛ صحنه‌ای ناگهانی، مثل «صاعقه‌ غروب یک روز اردیبهشت» که همه‌چیز را می‌شکافد. الهام فلاح در آن کتاب، روایت را کاملاً از زاویه‌ دید این زن پیش می‌برد؛ زنی که در جنوب، دور از تهران، با زندگی «آسه برو آسه بیا» خو گرفته و پلیس و دستبند را فقط در فیلم‌ها دیده است. حالا اما با یک پرونده‌ قاچاق سنگین، انتقال محبی به تهران، ترس از مصادره‌ اموال، و آینده‌ مبهم کیاشا روبه‌رو است. متن، به‌جای حرکت سریع در خط داستان، روی جزئیات می‌ایستد: از گاوصندوق و طلاها و سند خانه‌ خیابان ویلا تا گرمای کشنده‌ شهریور زیر درخت‌های اوکالیپتوس، صف‌های زندان، و دفترخانه‌ای در ستارخان که در آن، ناگهان حجم واقعی دارایی‌های پنهان محبی رو می‌شود؛ زمین‌ها، مغازه‌ها، خانه‌ها و حساب‌هایی که راوی هرگز از آن‌ها خبر نداشته است. کتاب اسب چوبی در ادامه، شنونده را وارد شبکه‌ای از آدم‌ها و مناسبات می‌کند: اشرفیِ دیلاق و نامرتب که هم پیشکار است و هم واسطه، حاج داوود که در آپارتمان مبله‌اش در جلفا نقش «حلّال مشکلات» را بازی می‌کند، و وکیل‌هایی که هرکدام به‌نوعی از ترس، منفعت یا فشار، پرونده را رها می‌کنند. در کنار این خط اصلی، لایه‌ پررنگ‌تری از داستان، رابطه‌ راوی با مادرش، با بابا، با سما (دوست قدیمی)، و با کیاشا است؛ نوجوانی که هم‌زمان باید با غیبت پدر، دروغ‌های محافظه‌کارانه‌ مادر، و نگاه سنگین فامیل کنار بیاید. ساختار کتاب فصل‌بندی کلاسیک صریحی در متن ارائه نمی‌دهد اما روایت به‌صورت قطعه‌های بلند پیوسته پیش می‌رود که هرکدام حول یک موقعیت شکل گرفته‌اند: باز شدن گاوصندوق، رفتن به تهران و خانه‌ خیابان ویلا، کشف سندها در دفترخانه، دیدار با حاج داوود، تلاش برای پیدا کردن وکیل تازه، ملاقات‌های زندان، و گفت‌وگوهای شبانه با مادر. در هر بخش، گذشته‌ راوی (سال‌های مدرسه، خواستگاری محبی، ازدواج، بارداری، مهاجرت به جنوب) با اکنونِ پراضطرابش گره می‌خورد و شنونده به‌تدریج می‌فهمد این بحران حقوقی، فقط ظاهر ماجراست و زیر آن، سال‌ها سکوت، نادیده‌گرفتن خود، و واگذاری قدرت خوابیده است.

خلاصه داستان اسب چوبی

در مرکز کتاب اسب چوبی، زنی ایستاده که ناگهان با غیبت مردی روبه‌رو می‌شود که همه‌چیز زندگی‌اش به او گره خورده است. محبی را «مثل صاعقه» می‌برند؛ راوی و کیاشا فقط تماشا می‌کنند و دو ساعت بعد، مادر با گریه‌ تلفنی از «خواب سگ» و انتظار بلا حرف می‌زند. از همان لحظه، ترس جای هر احساس دیگری را می‌گیرد. راوی دو شب تا صبح می‌لرزد، آیفون تصویری را بی‌هدف می‌زند و کوچه‌ خالی را نگاه می‌کند. وقتی به گاوصندوق سر می‌زند، می‌فهمد از دنیای مالی محبی تقریباً هیچ نمی‌دانسته؛ فقط طلاهای خودش، ساعت‌های محبی، کمی ارز و سند خانه‌ خیابان ویلا که سه‌دانگ به نام او و سه‌دانگ به نام کیاشاست. با انتقال محبی به تهران، راوی همراه کیاشا و بعد با حضور مادر و بابا، وارد چرخه‌ زندان‌ها، بازداشتگاه‌ها، واسطه‌ها و «آشنا»ها می‌شود. در این مسیر، هم‌زمان باید خانه‌ کوچک خیابان ویلا را سرپا نگه دارد، کیاشا را آرام کند، و زیر بار سرزنش‌های مادر درباره‌ «مدیریت زنانه» و «بنز میلیاردی» محبی دوام بیاورد. سربازی که موبایل و ساعت محبی را در کیسه‌ وکیوم‌شده تحویل می‌دهد، اولین نشانه‌ فاصله‌ واقعی راوی با جهان مردانه‌ شوهرش است؛ جهانی که در آن، کارخانه‌ یخ‌سازی و «ترخیص تفریحی ماشین‌های خارجی» فقط پوسته‌ای روی معاملات بزرگ‌تر است. در دفترخانه‌ای در ستارخان، اشرفی پوشه‌ای پر از سند رو می‌کند: زمین‌های شمال، مغازه‌های علاءالدین، خانه‌ گیشا، زمین کرج، مغازه‌ قشم و واحد تجاری نیاوران. محبی دستور داده همه‌ این‌ها به نام کیاشا و با وکالت به نام راوی منتقل شود. این کشف، هم حس خیانت و فریب را در راوی بیدار می‌کند و هم او را ناگهان در موقعیت قدرت مالی قرار می‌دهد؛ قدرتی که بلد نیست با آن چه کند. هم‌زمان، حاج داوود وارد می‌شود؛ مردی سیاه‌چرده با تسبیح در دست که در آپارتمان مبله‌اش، فهرستی از «بایدها» می‌دهد: سیم‌کارت اعتباری بی‌نام، حساب دوامضایی به نام اشرفی و یک نفر مورد اعتماد خانواده، انتقال همه‌ پول‌های محبی، مراقبت از آیفون و پاسپورت‌ها، و پرداخت «علی‌الحساب ۳۰۰ میلیون» (ترجیحاً ارز) برای شروع کار وکیلِ پشت‌پرده. راوی بین ترس، خشم و احساس حماقت معلق است. از یک‌سو، باید نقش «زن امانت‌دار» را برای مادر و بابا بازی کند؛ خانه را برق بیندازد، برای کیاشا وافل درست کند، قفل‌ها را چک کند و وانمود کند همه‌چیز تحت کنترل است. از سوی دیگر، در دفترخانه، امضای محبی را تمرین می‌کند، سندها را به نام خودش می‌زند، و بعد از فهمیدن اینکه کارت بانکی محبی در دست اشرفی است، با واقعیت دیگری از وابستگی مالی روبه‌رو می‌شود. هر قدم برای نجات محبی، در عمل به فرصتی برای دیگران تبدیل می‌شود تا از او و پول‌های شوهرش بهره‌برداری کنند؛ از حاج داوود و وکیل نامرئی‌اش که ۳۰۰ میلیون را می‌گیرند و پرونده را رها می‌کنند تا رابطه‌ صفات، صاحب اصلی بار، که با تهدید، وکیل‌ها را می‌ترساند. در این میان، رابطه‌ راوی با مادرش به میدان اصلی کشمکش تبدیل می‌شود. مادر مدام از «عیب» می‌گوید؛ از اینکه زن نباید به شوهرش شک کند، نباید به فکر زدن سندها به نام خودش باشد، نباید جلوی بچه از خودش ضعف نشان بدهد. راوی در ذهنش سال‌های گذشته را مرور می‌کند: کودکی در کرج، فشار برای شاگرداولی، عشق‌های ناکام نوجوانی، خواستگاری محبی، ازدواجی که بیشتر شبیه معامله‌ طبقاتی بوده، بارداری، ترس محبی از خوابیدن کنار زن حامله، و مهاجرت به جنوب. حالا می‌بیند چطور سال‌ها «عقب‌نشینی» کرده تا مردش جلو بیاید و در نهایت، خودش لب پرتگاه مانده است. کیاشا، پسر ۱۳ ساله، در این بحران، هم کودک است و هم شاهد. از بازی‌های کامپیوتری و شاتگان مجازی‌اش جدا نمی‌شود اما حرف‌های بزرگسالان را می‌فهمد، دروغ‌های مادر را تشخیص می‌دهد و در سکوت، عکس‌هایش با محبی را ورق می‌زند. او هم در کوچه با معلم ساده‌دل مراغه‌ای روبه‌رو می‌شود که کارت بازرگانی‌اش را به محبی کرایه داده و حالا همه‌چیزش را باخته، هم از مادر می‌پرسد «بابا که دار نمی‌زنن؟» و هم با بوی سس کچاپ و عرق نوجوانی، سعی می‌کند تکیه‌گاه عاطفی مادر باشد. در ادامه، راوی با کمک سما و شوهرش، به وکیل تازه‌ای می‌رسد؛ امین، جوانی هم‌سن‌وسال خودش که برخلاف حاج داوود، صریح‌تر از فشارها و تهدیدها حرف می‌زند. او می‌گوید صاحب بار، صفات، با پاسپورت چینی از کشور خارج شده و با پول، وکیل قبلی را خریده تا پرونده‌ محبی روی زمین بماند. پیشنهاد می‌کند به‌جای تکیه بر واسطه‌های خاکستری، مستقیم سراغ ریشه‌ ماجرا بروند و زیر زبان خود محبی را بکشند؛ مردی که هنوز هم در ملاقات‌ها، بیشتر از حفظ ظاهر و کنترل دارایی‌هایش حرف می‌زند تا اعتراف به نقش واقعی‌اش در قاچاق تجهیزات شنود و دوربین‌های امنیتی. در تمام این مسیر، راوی مدام بین دو میل در نوسان است: یک‌بار می‌خواهد همه‌ پول‌ها را بردارد، با کیاشا از کشور برود و محبی را با پرونده‌اش تنها بگذارد؛ بار دیگر، به‌خاطر بچه، به‌خاطر سال‌های زندگی مشترک، و به‌خاطر فشاری که از مادر و بابا و فامیل می‌آید، دوباره وارد بازی نجات می‌شود. متن، پایان قطعی سرنوشت محبی و پرونده را در اختیار شنونده نمی‌گذارد اما تا جایی پیش می‌رود که تصویر روشنی از بهای سنگینی که این زن برای سال‌ها سکوت، وابستگی و اعتماد بی‌چون‌وچرا پرداخته، بسازد.

چرا باید کتاب اسب چوبی را بشنویم؟

کتاب اسب چوبی شنونده را با روایتی روبه‌رو می‌کند که در آن، بحران حقوقی و امنیتی فقط سطح ماجراست و زیر آن، لایه‌های عمیق‌تری از روابط خانوادگی، نقش‌های جنسیتی و ترس‌های روزمره خوابیده است. این کتاب صوتی نشان می‌دهد چگونه یک زن، که سال‌ها از جزئیات مالی و کاری شوهرش کنار گذاشته شده، ناگهان مجبور می‌شود همه‌چیز را به‌تنهایی جمع کند: از پیدا کردن وکیل و چانه‌زدن با واسطه‌ها تا مدیریت خانه، مراقبت از فرزند نوجوان و تحمل قضاوت‌های مادر و اطرافیان. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای دیدن از درونِ ذهن زنی که هم قربانی است و هم در بسیاری از لحظه‌ها، آگاهانه سکوت کرده و عقب نشسته است. روایت، بدون شعار، نشان می‌دهد «زن خوب بودن» در تعریف سنتی خانواده‌ او، چطور به از دست‌دادن تدریجی قدرت و صدا منجر شده و حالا در اوج بحران، همین زن باید تصمیم‌های سخت بگیرد: اعتماد کند یا نه، سندها را به نام چه کسی بزند، پول را برای نجات شوهر خرج کند یا برای ساختن آینده‌ خودش و کیاشا کنار بگذارد. از سوی دیگر، کتاب اسب چوبی تصویری ملموس از سازوکارهای غیررسمی اطراف پرونده‌های بزرگ ارائه کرده است؛ از حاج داوود و دفتر مبله‌اش تا وکیل‌هایی که با یک پیام تهدیدآمیز کنار می‌کشند. شنونده با جزئیات می‌بیند چگونه پول، رابطه، ترس و «آبرو» در هم می‌پیچند و آدم‌های معمولی را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهند که هیچ آموزشی برایشان ندیده‌اند. این کتاب صوتی برای کسانی که به دنبال داستانی پرکشش، شخصیت‌محور و سرشار از جزئیات زندگی روزمره‌ طبقه‌ متوسط شهری هستند، تجربه‌ای است که هم از نظر عاطفی درگیرکننده است و هم از نظر اجتماعی تأمل‌برانگیز.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب اسب چوبی به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های معاصر شهری با محوریت زنان و خانواده علاقه‌مندند و دوست دارند از زاویه‌ دید یک زن، با بحران‌هایی مثل پرونده‌های قضایی، قاچاق، فروپاشی اعتماد و فشارهای فامیلی روبه‌رو شوند. این کتاب صوتی به شنوندگانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ روابط مادر و دختر، نقش‌های سنتی زن و مرد، و تأثیر ناگهانی مسائل حقوقی و اقتصادی بر زندگی روزمره را دارند و همچنین به کسانی که از روایت‌های طولانی، جزئی‌نگر و شخصیت‌محور لذت می‌برند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۱۱ ساعت و ۵۳ دقیقه

حجم

۵۷۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۱۱ ساعت و ۵۳ دقیقه

حجم

۵۷۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۱۷۰,۰۰۰
تومان