کتاب صوتی اولدوز و کلاغ ها + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی اولدوز و کلاغ ها

دانلود و خرید کتاب صوتی اولدوز و کلاغ ها

نویسنده:صمد بهرنگی
گوینده:صفا صهری
انتشارات:نشر صهری
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی اولدوز و کلاغ ها

کتاب صوتی اولدوز و کلاغ‌ها نوشته‌ی صمد بهرنگی با گویندگی صفا صهری و به‌کوشش نشر صهری منتشر شده است. این کتاب صوتی قصه‌ی دختربچه‌ای به نام اولدوز است که در شهری کوچک و خانه‌ای پر از تنهایی و سخت‌گیری زندگی می‌کند و ناگهان با دوستی غیرمنتظره روبه‌رو می‌شود: ننه‌کلاغه. از دل همین آشنایی، دنیایی تازه از دوستی، همدلی، اعتراض کودکانه به بی‌عدالتی و آرزوی فرار از رنج‌های روزمره شکل می‌گیرد. در این کتاب صوتی شنونده با فضای خانه‌ای روبه‌رو می‌شود که در آن زن‌بابا با تندی و تحقیر رفتار می‌کند و پدری خسته و خاموش حضور دارد. در مقابل، کلاغ‌ها با همه‌ی ظاهر «زشت» و «سیاه»شان، مهربان‌ترین و فهمیده‌ترین موجودات زندگی اولدوز می‌شوند. روایت، از زبان خود اولدوز شروع می‌شود؛ دختری ۱۰ ساله که از همان ابتدا شرط می‌گذارد این قصه فقط برای بچه‌هایی باشد که یا فقیرند یا نازپرورده و ازخودراضی نیستند. کتاب صوتی اولدوز و کلاغ‌ها با لحن صمیمی اولدوز، شنونده را وارد جهان کودکی می‌کند که میان ترس از زن‌بابا، دلتنگی برای مادر واقعی، دوستی با پسربچه‌ای به نام یاشار و رفاقت با کلاغ‌ها، کم‌کم یاد می‌گیرد به نابرابری‌ها و بی‌رحمی‌ها «نه» بگوید. گویندگی صفا صهری به این روایت کودکانه جان داده است و شنونده را همراه اولدوز، از اتاق تنگ و تاریک خانه تا آسمان شهر کلاغ‌ها می‌برد.

درباره کتاب اولدوز و کلاغ ها

کتاب اولدوز و کلاغ‌ها داستانی است از صمد بهرنگی که در قالب روایت اول‌شخص از زبان خود اولدوز تعریف شده است. در آغاز، اولدوز مستقیماً با بچه‌ها حرف می‌زند، خودش را معرفی می‌کند، از ۱۰ ساله‌بودنش می‌گوید و توضیح می‌دهد که چگونه سرگذشتش را برای «آقای بهرنگ» تعریف کرده تا او آن را به قصه تبدیل کند. همین مقدمه، حال‌وهوای کتاب را روشن می‌کند: قصه‌ای که قرار است بیشتر از همه، دل بچه‌های فقیر یا بچه‌هایی را که نازپرورده نیستند، به‌دست بیاورد. فضای داستان در شهری کوچک و خانه‌ای شکل می‌گیرد که فقط یک خیابان دارد؛ جایی که اولدوز با بابا و زن‌بابا زندگی می‌کند و مادرش در ده مانده است. در همین محیط است که تنهایی، ترس، گرسنگی و تحقیر، زندگی روزمره‌ی اولدوز را می‌سازد. کتاب اولدوز و کلاغ‌ها در چندین بخش و ماجرای پی‌درپی پیش می‌رود که می‌توان آن‌ها را مثل فصل‌های نانوشته‌ی کتاب دید: از «پیداشدن ننه‌کلاغه» و دوستی اولدوز با او و «آشناشدن با آقا کلاغه»، تا «اعدام ننه‌کلاغه»، «خانه قروق می‌شود» با آمدن سگ سیاه، «روزهای پریشانی و گرسنگی آقا کلاغه»، «نقشه برای آزادکردن آقا کلاغه»، «قتل برای آزادی آقا کلاغه از زندان»، «بچه‌های عاقل پدر و مادرهای نادان را دست می‌اندازند»، «زمستان سخت می‌گذرد»، «بازگشت کلاغ‌ها»، «ننه بزرگ و تور»، و درنهایت «حرکت الدوز در زندان» و سفر بزرگ اولدوز و یاشار به شهر کلاغ‌ها. در پایان کتاب اولدوز و کلاغ‌ها، نامه‌ای از بچه‌های یک کلاس دبستانی خوانده می‌شود که بعد از شنیدن قصه، برای نویسنده نوشته‌اند؛ نامه‌ای پر از دلتنگی برای اولدوز، یاشار و کلاغ‌ها که نشان می‌دهد این قصه چطور با ذهن و دل بچه‌ها گره خورده است.

خلاصه کتاب اولدوز و کلاغ ها

داستان از جایی شروع می‌شود که اولدوز ۱۰ ساله، در اتاقی تنها نشسته، از زن‌بابای خشنش می‌ترسد و عروسک سخنگوی گم‌شده‌اش را یاد می‌کند. در همین تنهایی است که چشمش به کلاغ سیاهی می‌افتد که لب حوض آب می‌خورد. این کلاغ، «ننه‌کلاغه» است؛ زنی کلاغ با چهار بچه که خیلی زود با اولدوز دوست می‌شود. ننه‌کلاغه از صابون‌دزدی و ماهی‌دزدی‌اش می‌گوید و توضیح می‌دهد که وقتی شکم خودش و بچه‌هایش گرسنه است، «دزدی‌نکردن» گناه بزرگ‌تری است. این حرف‌ها برای اولدوز که همیشه فقط نصیحت خشک شنیده، تازه و تکان‌دهنده است. ننه‌کلاغه کم‌کم برای اولدوز هم‌بازی و هم‌صحبت می‌شود. یک روز، او یکی از بچه‌هایش را برای بازی پیش اولدوز می‌آورد؛ کلاغ کوچولویی که اسمش را «آقا کلاغه» می‌گذارند. آقا کلاغه هنوز پرواز بلد نیست و ننه‌کلاغه به اولدوز می‌سپارد که تا دو هفته باید به او غذا بدهد و کمک کند پرواز یاد بگیرد، وگرنه می‌میرد. اولدوز، آقا کلاغه را زیر پلکان، در لانه‌ی خالی مرغ‌ها قایم می‌کند تا از چشم زن‌بابا دور بماند. از این‌جا به بعد، زندگی اولدوز رنگ دیگری می‌گیرد: او برای آقا کلاغه عنکبوت جمع می‌کند، ماهی می‌گیرد، صابون می‌دزدد و از ننه‌کلاغه چیزهای زیادی درباره‌ی گرسنگی، ترس، مرگ و شجاعت می‌آموزد. اما زن‌بابا که از کلاغ‌ها متنفر است، یک روز صبح ننه‌کلاغه را می‌گیرد، او را از درخت آویزان می‌کند و با چوب می‌زند تا می‌میرد. اولدوز برای دفاع از دوستش به زن‌بابا حمله می‌کند، کتک می‌خورد و بیهوش می‌شود. بعد از این حادثه، آقا کلاغه و اولدوز در سوگ ننه‌کلاغه با هم درد دل می‌کنند و آقا کلاغه تعریف می‌کند که مادرش هنگام کتک‌خوردن، از حق زندگی کلاغ‌ها و از بی‌عدالتی حرف زده است. کمی بعد، برای محافظت از ماهی‌های حوض، عمو سگی سیاه می‌آورد و خانه «قروق» می‌شود؛ دیگر هیچ کلاغی نمی‌تواند نزدیک شود و رساندن غذا به آقا کلاغه سخت می‌شود. اولدوز و یاشار برای نجات آقا کلاغه نقشه می‌کشند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند سگ را با انداختن سنگی بزرگ از پشت‌بام بکشند تا راه برای بیرون‌آوردن آقا کلاغه باز شود. سگ می‌میرد، اما آقا کلاغه آن‌قدر گرسنه و ضعیف شده که دیگر توان پرواز ندارد و همان‌جا در آغوش یاشار جان می‌دهد. یاشار با زیرکی، صحنه را طوری مرتب می‌کند که انگار «از ما بهتران» سگ را کشته‌اند؛ بابای اولدوز و همسایه‌ها وحشت‌زده جن‌گیر و دعانویس می‌آورند و با بسم‌الله و دعا و طلسم، خودشان را گول می‌زنند. در این میان، بچه‌ها در سکوت، هم مرگ آقا کلاغه را سوگواری می‌کنند و هم از نادانی بزرگ‌ترها تعجب می‌کنند. زمستان سختی می‌رسد؛ برف و سرما، گنجشک‌ها و حتی بعضی کلاغ‌ها را می‌کشد، فقر و بیکاری دامن خانواده‌ها را می‌گیرد، خواهر شیرخوار یاشار از سرما زیر کرسی می‌میرد و بچه‌ها از نزدیک می‌بینند که چرا بعضی‌ها زغال و نان ندارند. زن‌بابا بچه‌ای به دنیا می‌آورد که با همه‌ی نذر و دعا، خیلی زود می‌میرد و او باز همه‌چیز را گردن «از ما بهتران» و چشم‌زخم می‌اندازد. در این مدت، اولدوز در دلش منتظر بازگشت کلاغ‌ها می‌ماند و پرهای آقا کلاغه را مثل یادگاری در قوطی رادیو پنهان می‌کند. با آمدن بهار و نزدیک‌شدن تابستان، دو کلاغ تازه وارد داستان می‌شوند: برادر آقا کلاغه و «دوشیزه کلاغه» که خواهر اوست. آن‌ها به‌دنبال یاشار و اولدوز می‌گردند و خبر می‌آورند که در «شهر کلاغ‌ها» از این دو بچه‌ی انسان زیاد گفته شده است. کمی بعد، «ننه بزرگ» کلاغ‌ها هم وارد می‌شود؛ کلاغی پیر و دانا که مادر ننه‌کلاغه بوده. او به اولدوز و یاشار پیشنهاد می‌دهد به شهر کلاغ‌ها بروند، اما شرط می‌گذارد: باید خودشان با کمک کلاغ‌ها، توری محکم از پشم ببافند تا کلاغ‌ها بتوانند آن‌ها را روی هوا حمل کنند. این تور، هم نشانه‌ی کار و زحمت بچه‌هاست و هم وسیله‌ی سفرشان. اولدوز و یاشار پنهانی، با پشم‌هایی که کلاغ‌ها می‌آورند و بند رخت سیمی خانه‌ی یاشار، شروع به نخ‌ریسی و توربافی می‌کنند. زن‌بابای اولدوز وقتی پشم‌ها را روی پشت‌بام می‌بیند، باز همه‌چیز را به «از ما بهتران» ربط می‌دهد و برای دعانویس نقشه می‌کشد، اما بچه‌ها پشم‌ها را می‌دزدند و کارشان را ادامه می‌دهند. سرانجام تور آماده می‌شود و ننه بزرگ روز حرکت را تعیین می‌کند: ظهر، وقتی دو کلاغ سه‌بار قارقار کردند، بچه‌ها باید با تور به پشت‌بام بروند. روز موعود، زن‌بابا اولدوز را در آشپزخانه زندانی کرده است. هزاران کلاغ بر فراز محله جمع می‌شوند، آسمان و دیوارها سیاه می‌شود و مردم وحشت‌زده با دیگ روی سر، به حیاط‌ها می‌ریزند. ننه بزرگ و چند کلاغ دیگر به سراغ درِ قفل‌شده‌ی آشپزخانه می‌روند؛ ننه یاشار با سنگ قفل را می‌شکند و اولدوز را آزاد می‌کند. اولدوز بقچه‌ی کوچکش را برمی‌دارد، به ننه یاشار می‌سپارد که به‌جای او کتک نخورد و خودش را به پشت‌بام می‌رساند. آن‌جا، روی تور کنار یاشار می‌نشیند، کلاغ‌ها با منقار و چنگال تور را می‌گیرند و به فرمان ننه بزرگ، به‌سوی آسمان اوج می‌گیرند. بابا و زن‌بابا با لباس‌های پاره و صورت‌های زخمی، از پایین سنگ و چوب پرت می‌کنند و داد می‌زنند، اما کلاغ‌ها آن‌ها را رها می‌کنند و دور می‌شوند. در راه، ننه بزرگ پرهای آقا کلاغه را که اولدوز نگه داشته بود، به‌عنوان یادگار یک مادر و پسر فداکار به همه نشان می‌دهد و پستونکی را که زن‌بابا برای ساکت‌کردن اولدوز خریده بود، از آسمان پایین می‌اندازد. او از کلاغ‌ها می‌خواهد دوستان شهید و ناکامشان را فراموش نکنند و بچه‌ها هم قول می‌دهند ننه‌کلاغه و آقا کلاغه را همیشه به یاد داشته باشند. در دوردست، کوه‌های بلند و «شهر کلاغ‌ها» پیدا می‌شود؛ جایی که قرار است اولدوز و یاشار، دور از زن‌بابا و ترس و گرسنگی، اما نه دور از مسئولیت و یاد دوستانشان، زندگی تازه‌ای را شروع کنند.

چرا باید کتاب اولدوز و کلاغ ها را بشنویم؟

شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای ورود به دنیای کودکی که هم‌زمان هم ساده و بازیگوش است و هم پر از سؤال‌های جدی درباره‌ی فقر، بی‌عدالتی و ترس. در دل قصه‌ی اولدوز و کلاغ‌ها، شنونده با این تجربه روبه‌رو می‌شود که یک دختربچه‌ی ظاهراً ضعیف، چطور می‌تواند با دوستی، همدلی و شجاعت، در برابر تحقیر و خشونت بایستد و راهی برای رهایی پیدا کند. این کتاب صوتی نشان می‌دهد که «خوب» و «بد» همیشه همان‌طور که بزرگ‌ترها تعریف می‌کنند نیست؛ کلاغ‌هایی که به‌عنوان «دزد و کثیف» شناخته می‌شوند، در این قصه مهربان‌ترین و آگاه‌ترین شخصیت‌ها هستند و در مقابل، بعضی بزرگ‌ترها با خرافه، ترس و خودخواهی، هم به خودشان و هم به بچه‌ها آسیب می‌زنند. شنونده در طول داستان می‌بیند که چطور بچه‌ها می‌توانند با فکرکردن، همدستی و کارکردن کنار هم، از دل شرایط سخت راهی تازه بسازند. کتاب صوتی اولدوز و کلاغ‌ها همچنین تصویری روشن از زندگی خانواده‌های فقیر، زمستان‌های سخت، بیکاری، گرسنگی و نابرابری ارائه می‌دهد، بی‌آنکه به شعار تبدیل شود. دوستی اولدوز و یاشار، رابطه‌ی آن‌ها با ننه‌کلاغه و ننه بزرگ، و سفرشان به شهر کلاغ‌ها، شنونده را به این فکر می‌اندازد که دوستی با «دیگری» و شنیدن صدای کسانی که معمولاً نادیده گرفته می‌شوند، چه‌قدر می‌تواند نگاه انسان را عوض کند. برای شنونده‌ای که به قصه‌های کودک‌محور علاقه دارد، این کتاب صوتی نمونه‌ای است از روایتی که هم ماجراجویی و خیال دارد و هم واقعیت تلخ را نشان می‌دهد؛ هم از فرار و رؤیا حرف می‌زند و هم از مسئولیت و یاد دوستان از دست‌رفته. در پایان، نامه‌ی بچه‌های مدرسه‌ای که قصه را شنیده‌اند، پلی می‌سازد میان دنیای داستان و دنیای واقعی شنونده و نشان می‌دهد این قصه چطور می‌تواند در ذهن بچه‌ها ادامه پیدا کند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن این کتاب صوتی به بچه‌ها و نوجوانانی پیشنهاد می‌شود که به قصه‌های پرماجرا، دوستی با حیوانات و داستان‌های پر از گفت‌وگو و شیطنت علاقه دارند. همچنین به والدین، مربیان و آموزگارانی پیشنهاد می‌شود که می‌خواهند درباره‌ی فقر، نابرابری، خشونت خانگی، خرافه و شجاعت بچه‌ها با کودکان صحبت کنند و به‌دنبال متنی داستانی برای شروع این گفت‌وگوها هستند. به شنونده‌هایی هم پیشنهاد می‌شود که به آثار صمد بهرنگی و روایت‌هایی علاقه‌مندند که از زاویه‌ی نگاه بچه‌ها، زندگی سخت طبقات فرودست را نشان می‌دهد و در عین حال، امید و امکان تغییر را زنده نگه می‌گذارد.

معرفی نویسنده
عکس صمد  بهرنگی
صمد بهرنگی

هانس کریستین اندرسن ایران، پدر قصه‌های آذربایجان، صمد بهرنگی یکی از نویسندگان سرشناس و محبوب ادبیات کودک و نوجوان در کشور و خالق داستان ماهی سیاه کوچولو است. بهرنگی معلمی بود که اغلب داستان‌های خود را برای کودکان فقیر و روستایی می‌نوشت. این داستان‌ها بیانی ساده و صمیمی دارند و شخصیت‌های آن‌ها اغلب کودک، حیوان و عروسک هستند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۲ ساعت و ۲ دقیقه

حجم

۱۱۲٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۲ ساعت و ۲ دقیقه

حجم

۱۱۲٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۶,۰۰۰
تومان