
دانلود و خرید کتاب صوتی اصول موفقیت
معرفی کتاب صوتی اصول موفقیت
کتاب صوتی اصول موفقیت نوشتهی جک کنفیلد با ترجمهی شادن پژواک و گویندگی کاوه مرحمتی مجموعهای از ایدهها و تجربههای شخصی نویسنده دربارهی ساختن زندگی دلخواه است که نشر شادن پژواک آن را منتشر کرده است. در این کتاب صوتی کنفیلد از کودکی سخت و پرتنش خود در خانوادهای فقیر در تگزاس و ویرجینیای غربی شروع میکند و نشان میدهد چطور از دل همان شرایط به نویسندهای شناختهشده، سخنران حرفهای و خالق مجموعهی سوپ جوجه برای روح تبدیل شده است. این کتاب صوتی با فضای یک سمینار زنده پیش میرود؛ جایی که نویسنده روبهروی جمعی از مخاطبان ایستاده و با مثالها، داستانها و گفتوگوهای مستقیم با حاضران اصولی را که به باور او «رمز قفل موفقیت» هستند توضیح داده است. کنفیلد در این اثر از ۶۴ اصل صحبت کرده است اما در این نسخه روی تعدادی از اصول کلیدی تمرکز شده که بهنوعی هستهی مرکزی نگاه او به موفقیت را میسازند؛ اصولی مثل مسئولیتپذیری کامل، هدفگذاری شفاف، تصویرسازی ذهنی، اقدام مداوم، بازخورد گرفتن و پشتکار. کتاب صوتی اصول موفقیت با لحن گفتاری، پر از مثالهای روزمره، داستانهای واقعی از زندگی افراد مختلف و روایتهایی از مسیر حرفهای خود کنفیلد است و شنونده را قدمبهقدم وارد دنیای ذهنی و عملی او در مورد موفقیت شخصی، مالی، شغلی و روابط میکند.
درباره کتاب اصول موفقیت
کتاب اصول موفقیت با تمرکز بر تجربههای زیستهی جک کنفیلد شکل گرفته است؛ از کودکی در خانوادهای آشفته با پدری خشن و مادری الکلی تا سالهایی که بهعنوان معلم کار میکرد و بعد به سخنران و نویسندهای شناختهشده تبدیل شد. در این کتاب صوتی کنفیلد مدام به این نقطه برمیگردد که موفقیت برای او «اتفاق» نبوده بلکه نتیجهی کشف و بهکارگیری مجموعهای از اصول تکرارپذیر است؛ چیزی که دوستش آن را به «رمز قفل» تشبیه کرده است. او توضیح داده است که طی حدود ۳۰ سال با ورزشکاران، سیاستمداران، کارآفرینان و افراد موفق در حوزههای مختلف گفتوگو کرده تا بفهمد این رمزها چیست و بعد آنها را در قالب ۶۴ اصل در کتاب مکتوب خود جمع کرده است. در نسخهی صوتی حاضر او اعلام کرده است که فقط ۸ یا ۹ اصل هستهای را انتخاب کرده تا روی آنها تمرکز کند و نشان دهد چگونه میتوان با عملکردن به همین تعداد محدود، درآمد، زمان آزاد و تعادل زندگی را در چند سال متحول کرد. در کتاب اصول موفقیت ساختار رسمی فصلبندی کلاسیک چندان پررنگ نیست و بیشتر با جریان یک سمینار پیش میرود اما در دل این جریان میتوان چند بخش مشخص را تشخیص داد. در بخشهای ابتدایی، کنفیلد از زندگی شخصی خود، شکلگیری حساسیتش نسبت به رنج دیگران و تولد ایدهی سوپ جوجه برای روح میگوید و بعد به سراغ مفهوم «رمز قفل موفقیت» و نقش سیستمها میرود. سپس فصل اول را به اصل پایهای «۱۰۰ درصد مسئولیتپذیری» اختصاص داده است و فرمول معروف خود یعنی «رویداد + واکنش = نتیجه» را معرفی کرده است. در ادامه به موضوعاتی مثل تغییر واکنشها، خروج از منطقهی راحتی، قدرت افکار و کلمات، حذف عبارتهایی مثل «نمیتونم»، تأثیر اطرافیان، انتخاب دوستان و محیط، تصمیمگیری دربارهی اینکه دقیقاً چه میخواهیم، دستهبندی اهداف در هفت حوزهی زندگی، قانون پنج، تصویرسازی ذهنی، اصل ۳۰ روزه، اقدام الهامگرفته، بازخورد گرفتن، کنارآمدن با طردشدن، پشتکار و این ایده که «هیچوقت برای شروع دیر نیست» پرداخته است. هر کدام از این بخشها با داستانهای متعدد از زندگی واقعی افراد مختلف همراه شده است؛ از کارآفرینان و پزشکان تا ورزشکاران، نویسندگان، نوجوانان معلول و آدمهای عادی که با تغییر نگاه و رفتار خود به نتایج تازهای رسیدهاند.
خلاصه کتاب اصول موفقیت
در مرکز کتاب صوتی اصول موفقیت این ادعا قرار دارد که موفقیت مجموعهای از اصول قابل یادگیری است نه امتیازی ذاتی یا شانسی. کنفیلد ابتدا با روایت زندگی خودش و مثال دوستش اورن هاتسن (قهرمان شطرنج، فروشندهی برتر کادیلاک و سخنران حرفهای) این ایده را جا میاندازد که اگر «رمز قفل» را بدانی، جنسیت، نژاد، سن و ضریب هوشی تعیینکنندهی نهایی نیستند. او سپس توضیح میدهد که سالها وقت گذاشته تا این رمزها را از دل تجربهی افراد موفق بیرون بکشد و در قالب ۶۴ اصل جمع کند و در این کتاب صوتی روی چند اصل کلیدی تمرکز کرده است. یکی از اولین اصول، پذیرش ۱۰۰ درصد مسئولیت زندگی است. کنفیلد فرمول «رویداد + واکنش = نتیجه» را معرفی کرده است و نشان داده است که رویدادها اغلب خارج از کنترلاند اما واکنش همیشه در اختیار فرد است. او با مثالهایی ساده مثل خرجکردن یا سرمایهگذاری ۲۰۰ دلار، یا واکنش والری به توهین فرضی، نشان داده است که نتیجهی نهایی نه به خود رویداد بلکه به معنایی که فرد به آن میدهد و واکنشی که انتخاب میکند وابسته است. از اینجا به بعد مسئولیتپذیری به معنای کنارگذاشتن غرزدن، سرزنش دیگران و بهانهآوردن تعریف شده است. اصل بعدی، آگاهشدن از سه حوزهای است که فرد بر آنها کنترل دارد: رفتارها، افکار و تصویرهای ذهنی. کنفیلد روی قدرت کلمات و جملاتی مثل «نمیتونم» مکث کرده است، از کنیزیولوژی و آزمایش عضلهها مثال آورده است و توضیح داده است که چگونه گفتن «نمیتونم» عملاً بدن و ذهن را ضعیف میکند. او حتی از جریمهکردن کارمندان شرکت خودش برای استفاده از این عبارتها گفته است تا نشان دهد تغییر زبان چگونه فرهنگ یک محیط را عوض میکند. در ادامه با نقل قولی از هنری فورد و داستانهایی از متی و کایل مینارد (جوانانی با نقص عضو که در ورزش و زندگی فعالاند) این پیام را تقویت کرده است که محدودیت اصلی اغلب در ذهن شکل میگیرد. کنفیلد سپس به نقش محیط و اطرافیان میرسد. او با استناد به جملهی جیم ران که «آدمها متوسط پنج نفری هستند که بیشترین وقت را با آنها میگذرانند» شنونده را به بازنگری در جمعهای خود دعوت کرده است. داستانهایی مثل یادداشت مردی برای همسرش بعد از تصادف («من تو را دوست دارم، نه ماشین را») برای نشاندادن اهمیت روابط امن و بیقیدوشرط در شکوفایی خلاقیت و موفقیت به کار رفته است. بخش مهم دیگری از کتاب به تصمیمگیری دربارهی اینکه دقیقاً چه میخواهیم اختصاص دارد. کنفیلد توضیح داده است که کمتر از ۱۰ درصد مردم اهداف مشخص و قابلاندازهگیری دارند و همین گروه صاحب بخش بزرگی از درآمدهاست. او پیشنهاد کرده است که اهداف در هفت حوزهی مالی، کاری/تجاری، تفریح و خوشگذرانی، سلامتی و تناسباندام، روابط، رشد شخصی و اثرگذاری/میراث تعریف شوند. برای هر حوزه مثالهایی از زندگی خودش آورده است؛ از یادگرفتن سالسا و پیانو تا طراحی دورهمیهای مردانه و پروژههای خیریه و کاشت میلیونها درخت. در ادامه، مفهوم «هدف بزرگ و غیرمنتظره» و «قانون پنج» مطرح شده است. کنفیلد توضیح داده است که هر فرد باید یک هدف بسیار بزرگ انتخاب کند که زندگی کاری یا شخصی او را چند برابر بهتر کند؛ مثل نوشتن یک کتاب پرفروش یا راهاندازی برنامهی رادیویی. بعد باید هر روز پنج اقدام واقعی برای نزدیکشدن به آن هدف انجام دهد. او تجربهی خود در فروش سری سوپ جوجه برای روح را مثال زده است؛ اینکه چطور هر روز پنج کتاب رایگان برای افراد مختلف فرستادهاند، حتی برای اعضای هیئت منصفهی دادگاه او.جی. سیمپسون، و چگونه بعد از ۱۴ ماه مداومت، کتاب وارد فهرست پرفروشها شده است. یکی از بخشهای پررنگ کتاب به تصویرسازی ذهنی و کارکرد مغز اختصاص دارد. کنفیلد با اشاره به آزمایشهای بسکتبال و تمرینهای ناسا با عینکهای معکوس، اصل ۳۰ روزه را توضیح داده است: برای ساختن عادت یا تغییر الگوهای ذهنی باید حداقل ۳۰ روز بدون وقفه روی آن کار کرد. او پیشنهاد کرده است که شنونده روزی دو بار، صبح و شب، اهداف خود را با جزئیات تصور کند؛ خانه، ماشین، سفرها، روابط و دستاوردها را در ذهن ببیند تا سیستم عصبی و «فیلتر ادراکی» مغز (سیستم رتیکولار) شروع به تشخیص فرصتها و منابع مرتبط کند. پس از این، نوبت به «اقدام الهامگرفته» میرسد. کنفیلد توضیح داده است که تصویرسازی و هدفگذاری بدون عمل، بینتیجه میماند. او با داستانهایی مثل تجربهی فروشندگان لکسوس که در دوران رکود بهجای انتظار برای مشتری، ماشینها را به مهمانیها بردند و در دو هفته ۶۰ درصد تستکنندگان را به خریدار تبدیل کردند، نشان داده است که اقدام خلاقانه چگونه نتیجه را عوض میکند. اصل بعدی «ارزیابی و بازخورد» است؛ اینکه بعد از هر اقدام باید از دیگران پرسید چه چیزی کار میکند و چه چیزی نه، و از ترس شنیدن نقد و طردشدن نترسید. کنفیلد در بخشهای پایانی روی پشتکار و این ایده که «هیچوقت برای شروع دیر نیست» تأکید کرده است. داستانهایی مثل هلن کلاین که در ۵۵ سالگی دویدن را شروع کرد و بعدها چندین ماراتن طولانی را تمام کرد، یا کلیف یانگ ۶۱ ساله که در ماراتن ۸۰۰ کیلومتری رکورد زد چون قانون «۱۸ ساعت دویدن و ۶ ساعت خواب» را نمیدانست و تمام شب را دوید، برای نشاندادن قدرت استمرار و بیتوجهی به قضاوت دیگران آورده شده است. در پایان، کنفیلد با روایتهایی مثل ماجرای زن مبتلا به سرطان که میخواست با چنگالی در دست دفن شود تا به دیگران یادآوری کند «اتفاقهای خوبی در راه است» کتاب را با دعوت به عملکردن به اصول، نه فقط فکرکردن به آنها، جمعبندی کرده است.
چرا باید کتاب اصول موفقیت را بشنویم؟
کتاب صوتی اصول موفقیت برای شنوندهای که بهدنبال یک مجموعه شعار کوتاه نیست بلکه میخواهد ببیند اصول موفقیت در زندگی واقعی چطور کار میکنند جذاب است. این کتاب صوتی بهجای تکیه بر تئوریهای抽象، از دل تجربههای شخصی جک کنفیلد و دهها داستان واقعی شکل گرفته است؛ از کودکی سخت نویسنده تا رکوردهای فروش کتابهایش، از شکستهای اولیه در پیدا کردن ناشر تا نمونههای عینی از شرکتها و افرادی که با بهکارگیری همین اصول درآمد و کیفیت زندگی خود را تغییر دادهاند. شنونده در طول این کتاب صوتی با چند دستاورد مشخص روبهرو میشود: اول، درک عمیقتری از مفهوم مسئولیتپذیری و نقش واکنشهای شخصی در شکلدادن به نتایج زندگی به دست میآورد. دوم، یاد میگیرد چطور اهداف را در هفت حوزهی مختلف زندگی تعریف و آنها را به اهداف قابلاندازهگیری تبدیل کند. سوم، با ابزارهایی مثل تصویرسازی ذهنی، اصل ۳۰ روزه و قانون پنج آشنا میشود که کمک میکنند فاصلهی بین رؤیا و عمل پر شود. چهارم، نگاه تازهای به ترس از طردشدن، اشتباهکردن و دیرشروعکردن پیدا میکند و میبیند چطور میتوان این ترسها را به بخشی از مسیر رشد تبدیل کرد. ویژگی دیگر این کتاب صوتی فضای سمیناری آن است؛ لحن گفتاری، پرسشوپاسخ با حاضران، مثالهای زنده و روایتهای کوتاه باعث شدهاند شنیدن آن شبیه حضور در یک کارگاه طولانی باشد. شنونده نهتنها با مفاهیم آشنا میشود بلکه میبیند این مفاهیم در موقعیتهای مختلف کاری، مالی، خانوادگی و شخصی چگونه به کار رفتهاند. برای کسانی که میخواهند برنامهای برای چند سال آیندهی زندگی خود طراحی کنند، این کتاب صوتی هم چارچوب فکری ارائه کرده است و هم نمونههای عملی از کسانی که این مسیر را رفتهاند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی اصول موفقیت به کسانی پیشنهاد میشود که در نقطهای از زندگی احساس ایستایی، سردرگمی یا نارضایتی دارند و میخواهند مسئولیت بیشتری برای تغییر شرایط خود بپذیرند. همچنین به دانشجویان، کارمندان، کارآفرینان، فروشندگان، مربیان، مشاوران و هر کسی که با هدفگذاری، رشد فردی، مدیریت زمان، افزایش درآمد یا بهبود روابط درگیر است پیشنهاد میشود. به افرادی که با ترس از شکست، طردشدن، دیرشروعکردن یا کمبود اعتمادبهنفس دستوپنجه نرم میکنند و به شنیدن داستانهای واقعی از تغییر و پشتکار علاقه دارند نیز توصیه میشود. این کتاب صوتی برای کسانی که به فضای سمینارهای انگیزشی و گفتوگوهای زنده علاقهمندند مناسبتر از کسانی است که بهدنبال متنی کاملاً آکادمیک و تحلیلی هستند.
زمان
۵۲ دقیقه
حجم
۳۶٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵۲ دقیقه
حجم
۳۶٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد