دانلود رایگان کتاب صوتی مثل خودم نه مثل آدم
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی مثل خودم نه مثل آدم

دانلود و خرید کتاب صوتی مثل خودم نه مثل آدم

نویسنده:طنین تقوی
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی مثل خودم نه مثل آدم

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان مثل خودم نه مثل آدم نوشته طنین تقوی روایتی نمایشی از زندگی نوجوانی است که در تن و هویت تحمیلی اطرافیانش جا نمی‌شود و در جست‌وجوی نام و چهره واقعی خود است. در این کتاب صوتی شنونده با فضایی خانوادگی و شهری روبه‌رو است که در آن تنش‌های نسلی، سوءتفاهم‌های عاطفی و خشونت‌های کلامی و جسمی در کنار لحظه‌های کوتاه همدلی و امید قرار گرفته است. خانه داستان چوک این کتاب صوتی را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی گروه گویندگان و در قالب یک نمایش رادیویی اجرا شده است. در این اثر، روایت از زاویه دید نوجوانی پیش می‌رود که خانواده و جامعه او را «امیرعلی» صدا می‌زنند اما خودش نام «سایه» را برای خود برگزیده است. تضاد میان این دو نام، نشانه تضاد عمیق‌تری است که در تمام صحنه‌های کتاب صوتی جریان دارد؛ تضادی میان بدن و ذهن، میان انتظارات دیگران و احساس درونی شخصیت اصلی. فضای اثر در خانه‌ای معمولی، مدرسه، خیابان، اتوبوس و مطب دکتر شکل می‌گیرد و شنونده به‌تدریج با فشارهای روانی، تحقیرها، ترس‌ها و درعین‌حال رؤیاهای این نوجوان آشنا می‌شود. نمایش رادیویی داستان مثل خودم نه مثل آدم با استفاده از دیالوگ، افکت‌های صوتی و بازی چند صدا، تجربه‌ای نزدیک به تئاتر برای شنونده می‌سازد و او را در دل موقعیت‌های روزمره اما پرتنش قرار می‌دهد. این کتاب صوتی نه‌تنها به رابطه فرزند با پدر و مادر می‌پردازد بلکه به نگاه جامعه به بدن، جنسیت، ظاهر و «مثل آدم بودن» هم سر می‌زند و نشان می‌دهد چگونه یک نوجوان میان این همه قضاوت و برچسب، به‌دنبال راهی برای نفس‌کشیدن و تعریف‌کردن خودش است.

درباره کتاب مثل خودم نه مثل آدم

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان مثل خودم نه مثل آدم اثری از طنین تقوی است که در قالب یک نمایش رادیویی تک‌اپیزودی، زندگی یک نوجوان را در چند روز پرتنش دنبال می‌کند. روایت با صحنه‌ای در اتاق شخصیت اصلی آغاز می‌شود؛ جایی که صدای چرخیدن کلید در قفل، جیرجیر جاسوئیچی، بیرون‌کشیدن چمدان از زیر تخت و بازشدن قفل رمزدار، شنونده را از همان ابتدا وارد فضای خصوصی و پنهان او می‌کند. در ادامه، شنونده با جزئیات دقیق میز آرایش، آینه شکسته، لوازم آرایش و رژلب قرمز گوجه‌ای روبه‌رو می‌شود؛ اشیایی که در این کتاب صوتی فقط وسیله نیستند بلکه نشانه‌هایی از هویت درونی و میل سرکوب‌شده شخصیت اصلی به دیده‌شدن به‌عنوان «سایه» هستند. کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان مثل خودم نه مثل آدم در چند بخش پیوسته، اما قابل تشخیص، پیش می‌رود: صحنه‌های خانه و درگیری با پدر، گفت‌وگوهای پرتنش و گاه متناقض با مادر، رابطه پیچیده و پرطعنه با برادر بزرگ‌تر، تجربه‌های روزمره در مدرسه و خیابان و درنهایت مراجعه به مطب دکتر آنا. هر بخش با تمرکز بر یک موقعیت، لایه‌ای تازه از فشارهای اجتماعی و خانوادگی را آشکار می‌کند. در خانه، شنونده شاهد خشونت فیزیکی و کلامی پدر است که با مشت و لگد و تحقیر، می‌خواهد از «امیرعلی» یک «پسر مرد» بسازد و هر نشانه‌ای از میل به آرایش، آینه و لباس زیر گیپور را «غلط» و «شرم‌آور» می‌داند. در مقابل، مادر در این کتاب صوتی چهره‌ای دوگانه دارد؛ از یک‌سو نگران، دعاخوان و دلواپس است و از سوی دیگر با جملات کلی و نصیحت‌های مبهم، ناخواسته همان فشارها را تکرار می‌کند. در بخش‌های میانی، نمایش رادیویی شنونده را به آشپزخانه، اتوبوس، مدرسه و باشگاه می‌برد؛ جایی که شخصیت اصلی با متلک‌ها، نگاه‌های هرزه، تمسخر همکلاسی‌ها و رفتار دوپهلو و آزاردهنده پسری به نام سلیمی روبه‌رو می‌شود. این صحنه‌ها نشان می‌دهد که فشار فقط از درون خانه نمی‌آید بلکه در کوچه و خیابان و حتی در جمع همسالان هم ادامه دارد. نقطه عطف کتاب صوتی در مطب دکتر زنان شکل می‌گیرد؛ جایی که دکتر آنا برای نخستین‌بار شخصیت اصلی را با نام «سایه» می‌پذیرد، به دردهایش گوش می‌دهد و به‌جای تحقیر، او را به صبوری و جست‌وجوی راه‌حل دعوت می‌کند. این مواجهه، پایانی قطعی برای داستان نمی‌سازد اما روزنه‌ای از امکان تغییر و همدلی را پیش چشم شنونده باز می‌کند.

خلاصه داستان مثل خودم نه مثل آدم

در مرکز کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان مثل خودم نه مثل آدم نوجوانی قرار دارد که در شناسنامه و در زبان خانواده «امیرعلی» است اما در درون خود را «سایه» می‌داند. روایت از اتاق او شروع می‌شود؛ جایی که در را آرام باز می‌کند، چمدان رمزدارش را بیرون می‌کشد و کیف لوازم آرایش صورتی‌نقره‌ای را باز می‌کند. ریمل، سایه چشم صدفی، کرم‌پودر و رژلب‌ها برای او فقط ابزار زیبایی نیستند بلکه نشانه‌هایی از هویتی هستند که اجازه بروز پیدا نکرده است. رژلب قرمز گوجه‌ای تازه‌خریده، بهانه‌ای می‌شود برای تمرین آرایش جلوی آینه شکسته‌ای که روی کنسول قرار دارد؛ آینه‌ای که هم‌زمان تصویر هزار «سایه» را نشان می‌دهد و ترک‌هایش با خون انگشت بریده، پررنگ‌تر می‌شود. در ادامه، شنونده با گذشته نزدیک او آشنا می‌شود: تعویض مدرسه به بهانه تقویت ریاضی، درحالی‌که دلیل اصلی دورکردن او از پسری به نام امیرسین بوده است؛ اجبار به رفت‌وآمد با پدر و تحمل نگاه‌ها و تکه‌پرانی‌های او؛ و دو روزی که پدر در مأموریت بوده و مادر با خواندن چهارقل و فوت‌کردن به سر و صورت فرزندش، دلواپسی خود را نشان داده است. شخصیت اصلی برای خرید رژلب و داشتن میز آرایش، مجبور شده از پول کرایه صرفه‌جویی کند و میز را از نظام‌آباد تا خانه با زحمت بیاورد. اما همین میز و آینه، بهانه‌ای می‌شود برای خشم شدید پدر؛ مشت‌ها و لگدهایی که هم به آینه می‌خورد و هم به بدن «امیرعلی»، همراه با تحقیرهایی که مردانگی را به‌عنوان تنها معیار ارزش‌مندی به رخ می‌کشد. در صحنه‌های بعدی، کتاب صوتی فضای آشپزخانه و رابطه با برادر بزرگ‌تر، امیرحسین، را نشان می‌دهد. گفت‌وگوی تند درباره خرید بادمجان، طعنه «مثل آدم رفتار کن تا باهات مثل آدم رفتار کنن» و پرتاب بادمجان به‌سوی او، تنش میان دو برادر/دو هویت را برجسته می‌کند. مادر در این میان، هم مدافع «احترام به بزرگ‌تر» است و هم نگران زخم انگشت سایه؛ اما در نهایت با جمله‌هایی مثل «به بزرگترت احترام بگذار» و «پدر بد بچه‌اش را نمی‌خواهد» عملاً جانب نظم موجود را می‌گیرد. شخصیت اصلی در اتاقش دوباره به چمدان برمی‌گردد، ست لباس زیر گیپور قرمز را بیرون می‌آورد و به یاد سلیمی می‌افتد؛ پسری که در باشگاه به او دست‌درازی کرده و پیشنهاد خرید لباس زیر قرمز داده است. این خاطره، مرز مبهم میان میل، آزار و سردرگمی هویتی را برای شنونده عیان می‌کند. درد شکم و دل‌آشوب، شخصیت را به سمت درمانگاه می‌کشاند. با دفترچه بیمه مادر و درحالی‌که هنوز نمی‌داند فرایند عادت ماهانه دقیقاً چیست، در صف مطب متخصص زنان می‌نشیند. نگاه‌های سنگین زن باردار، مرد همراهش و جابه‌جایی عمدی روی صندلی، نشان می‌دهد حضور ظاهراً «پسرانه» او در این فضا چقدر برای دیگران غیرمنتظره است. در اتاق دکتر، برای نخستین‌بار با کسی روبه‌رو می‌شود که نه‌تنها تحقیرش نمی‌کند بلکه با لبخند و آرامش، دردهایش را جدی می‌گیرد. دکتر آنا پس از شنیدن شرح دردهای ماهانه بدون خونریزی، داروی هیوسین تجویز می‌کند و وقتی به نام «امیرعلی» در دفترچه می‌رسد، مستقیم می‌پرسد که او را چه باید صدا کند. سایه در پاسخ، برای نخستین‌بار نام واقعی‌اش را بلند می‌گوید و از تنهایی، کتک‌ها، تحقیرهای پدر، دلواپسی‌های مادر و سختی‌های مدرسه حرف می‌زند. وقت کوتاه است و همه چیز گفته نمی‌شود اما همین چند دقیقه، نقطه چرخش درونی مهمی می‌سازد. دکتر آنا شماره تلفنش را می‌دهد، از امکان گفت‌وگوهای بعدی و پیدا کردن مشاور برای خانواده حرف می‌زند و از سایه می‌خواهد صبور باشد و به‌جای نفرت از اطرافیان، سعی کند آنها را هم بفهمد تا شاید راهی برای «درمان» پیدا شود. خروج سایه از درمانگاه با لبخند، سرِ بالا و قدم‌هایی که «نه مثل آدم، مثل خودش» است، آخرین تصویری است که کتاب صوتی برای شنونده به‌جا می‌گذارد؛ تصویری از هویتی که هنوز درگیر است اما دیگر کاملاً خاموش و بی‌صدا نیست.

چرا باید کتاب مثل خودم نه مثل آدم را بشنویم؟

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان مثل خودم نه مثل آدم فرصتی فراهم کرده است تا شنونده از زاویه دیدی نزدیک و بی‌پرده، با تجربه زیسته نوجوانی روبه‌رو شود که میان نام شناسنامه‌ای و نام انتخابی، میان بدن تحمیل‌شده و هویت درونی، در کشمکش است. این کتاب صوتی نشان می‌دهد که خشونت خانوادگی همیشه فقط مشت و لگد نیست؛ گاهی در قالب جمله‌های به‌ظاهر دلسوزانه، نصیحت‌های کلی، برچسب «مثل آدم رفتار کن» و نادیده‌گرفتن نام و خواسته فرد بروز پیدا می‌کند. شنیدن این اثر کمک می‌کند شنونده بفهمد پشت رفتارهای به‌ظاهر «لجبازانه» نوجوانان، چه حجم تنهایی، ترس و سردرگمی می‌تواند پنهان باشد. در این کتاب صوتی، خانه، مدرسه، خیابان، اتوبوس و مطب دکتر به‌عنوان صحنه‌هایی زنده و شنیدنی تصویر شده‌اند و هرکدام بخشی از فشار اجتماعی بر بدن و هویت را نشان می‌دهند. شنونده با جزئیات حسی مثل صدای جاسوئیچی، ترک‌های آینه، شوره نسکافه روی سرامیک، درد شکم در سالن انتظار درمانگاه و نفس‌کشیدن در هوای سرد دی‌ماه همراه می‌شود و همین همراهی، درک عمیق‌تری از وضعیت شخصیت اصلی می‌سازد. حضور دکتر آنا به‌عنوان شخصیتی که گوش می‌دهد، سؤال می‌پرسد و قضاوت نمی‌کند، در دل این فضای خشن و پرقضاوت، نمونه‌ای از امکان همدلی و حمایت حرفه‌ای را پیش چشم می‌گذارد. نمایش رادیویی داستان مثل خودم نه مثل آدم برای کسانی که به موضوعاتی مثل هویت جنسیتی، فشارهای خانوادگی، رابطه والدین و فرزندان، و تجربه نوجوانی در فضای شهری علاقه‌مند هستند، می‌تواند منبعی برای تأمل و گفت‌وگو باشد. این کتاب صوتی نه‌تنها تجربه فردی سایه را روایت کرده است بلکه به‌طور غیرمستقیم سؤالاتی درباره نقش پدر، مادر، مدرسه و نظام ارزشی «مثل آدم بودن» پیش می‌کشد و شنونده را دعوت می‌کند به این فکر کند که در برخورد با تفاوت و ناهماهنگی، چه واکنشی منصفانه‌تر و انسانی‌تر است.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان مثل خودم نه مثل آدم به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه فهم تجربه‌های متفاوت هویتی در دوران نوجوانی را دارند و می‌خواهند از زاویه‌ای نزدیک با احساسات و تنش‌های درونی یک نوجوان درگیر با بدن و جنسیت خود آشنا شوند. این کتاب صوتی به والدینی پیشنهاد می‌شود که به‌دنبال درک بهتر فاصله نسلی با فرزندان نوجوان هستند، به مشاوران، مربیان و معلمان که با نوجوانان کار می‌کنند و همچنین به شنوندگانی که به نمایش‌های رادیویی شهری و شخصیت‌محور علاقه‌مندند و می‌خواهند روایتی متمرکز بر خانواده، مدرسه و جامعه امروز را بشنوند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۱۷ دقیقه

حجم

۳۹٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۱۷ دقیقه

حجم

۳۹٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان