
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۲۴ (شهید نصرالله شفیعی)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۲۴ (شهید نصرالله شفیعی)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 24؛ شهید نصرالله شفیعی نوشتهی زهرا رحمانی روایتی بلند، صمیمی و پرجزئیات از زندگی و شهادت معاون عملیات ناو منطقهی دوم دریایی سپاه است که بهواسطهی گفتوگوهای طولانی با همسر شهید، فاطمه رنجبر، شکل گرفته است. این کتاب صوتی با گویندگی فیروزه آدابی و توسط نشر روایت فتح منتشر شده است و شنونده را از کوچهپسکوچههای یک روستای کویری تا موجهای خلیج فارس و قلب عملیاتهای دریایی سپاه همراه خود میبرد. در این کتاب صوتی، زندگی نصرالله شفیعی از کودکی در روستای نعمتآباد، سالهای نوجوانی و مبارزه علیه رژیم پهلوی، ورود به بسیج و سپس سپاه، حضور در جبههها و درنهایت نقش او در رویارویی با آمریکا در خلیج فارس روایت شده است. در کنار این خط اصلی، زندگی فاطمه رنجبر نیز بهعنوان دختری روستایی، دختر «عزیز» خیاط و مامای محل، و بعد همسر یک رزمندهی دریایی، با همهی رنجها، دلتنگیها، امیدها و ایستادگیهایش بهتفصیل بازگو شده است. کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 24؛ شهید نصرالله شفیعی بیش از آنکه فقط شرح چند عملیات و چند تاریخ باشد، به جزئیات زندگی روزمره، روابط خانوادگی، دغدغههای مالی، تربیت فرزندان، ترسها و دلنگرانیهای یک زن جوان در سالهای جنگ میپردازد و نشان میدهد پشت هر نام شهید، چه جهان گستردهای از خاطره و عاطفه و رنج و انتخاب نهفته است.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲۴ (شهید نصرالله شفیعی)
کتاب نیمه پنهان ماه 24؛ شهید نصرالله شفیعی با تمرکز بر روایت فاطمه رنجبر، همسر شهید، ساخته شده و زهرا رحمانی با حوصله و دقت، این روایت شفاهی را به متنی پیوسته و داستانوار تبدیل کرده است. در این کتاب، شنونده ابتدا با مقدمهی ناشر روبهرو میشود که فصل انقلاب اسلامی را در «کتاب قطور تاریخ» بهعنوان فصلی سرخ و بیخزان توصیف کرده است؛ فصلی که با خون شهدا و اشک بازماندگان نوشته شده است. سپس مقدمهی نویسنده، ایران را سرزمین نامآورانی میداند که در خلیج فارس و دیگر میدانها از جان خود گذشتهاند و نصرالله شفیعی را یکی از همین فرزندان دریا معرفی کرده است. در ادامهی کتاب نیمه پنهان ماه 24؛ شهید نصرالله شفیعی، متن اصلی در چندین فصل بلند و پیوسته پیش میرود؛ فصلهایی که عنوان مشخصی در متن خوانده نمیشود اما هر کدام حول یک مقطع از زندگی راوی و شهید شکل گرفته است: از کودکی فاطمه در خانوادهای پرجمعیت و بیپدر، کار در نخلستان و پای چرخ خیاطی، نقش «عزیز» بهعنوان خیاط و مامای ده، تا آشنایی با نصرالله از طریق برادرش علی، پنهانکردن اعلامیهها و نوارهای سخنرانی امام در خانه، و شکلگیری علاقهای که خود فاطمه ابتدا آن را جدی نمیگیرد. در بخشهای بعدی کتاب نیمه پنهان ماه 24؛ شهید نصرالله شفیعی، شنونده وارد جزئیات خواستگاری، نامزدی و ازدواج میشود؛ از گفتوگوی صریح نصرالله دربارهی احتمال مجروحیت و شهادت، تا زندگی مشترک در روستای نعمتآباد و سپس مهاجرت به بوشهر. روایت، فصلبهفصل از دل روزمرگیها عبور میکند: نبود برق و گاز، کار در نخلستان، زخمزبانها دربارهی «دخترزا بودن»، دلتنگیهای مادرشوهر، و در مقابل، مهربانی و نجابت نصرالله که بین دختر و پسر فرقی نمیگذارد و آرزو میکند ۱۲ فرزند سالم داشته باشد. سپس کتاب به دورهی حضور او در سپاه، مأموریتهای دریایی، اعزام به هلند برای دورهی ناخدایی، آوردن شناور باختران، و اوج ماجرا یعنی درگیری با ناوهای آمریکایی در خلیج فارس میرسد؛ جایی که قایق نصرالله هدف قرار میگیرد و او در آب ناپدید میشود و پیکرش هرگز به خانه برنمیگردد. پایان کتاب، سالها بعد از شهادت، با روایت زایمان فرزند سوم، گریههای فاطمه در بیمارستان و تکرار نام «نصرالله» و سپس ادامهی زندگی بدون او، اما با یاد و حضور دائمیاش، شکل میگیرد.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲۴ (شهید نصرالله شفیعی)
روایت اصلی کتاب بر دو محور موازی استوار است: زندگی نصرالله شفیعی و زندگی فاطمه رنجبر. در یک سوی ماجرا، نصرالله از کودکی در خانوادهای روستایی و مذهبی در نعمتآباد رشد میکند؛ مادری که سالها نازا بوده و بعد از رؤیای دیدار امام خمینی صاحب فرزند میشود، پدری که او را از کودکی به کار سخت در نخلستان و حتی تمیزکردن چاه میفرستد، و محیطی که در آن کار، قناعت و توکل، بدیهیترین قواعد زندگی است. نصرالله نوجوان، همراه علی برادر فاطمه، وارد فعالیتهای انقلابی میشود؛ اعلامیهها و نوارهای سخنرانی امام را پخش میکند و بارها از دست ساواک فرار میکند. در همین رفتوآمدهاست که فاطمه، دختر «عزیز» خیاط و مامای ده، تبدیل به «دختر حزباللهی» جمع میشود؛ اعلامیهها را زیر چادرش پنهان میکند، در صندوق خانه قایم میکند و پای نوارهای سخنرانی مینشیند. محور دوم کتاب، زندگی فاطمه است؛ دختری که پدرش را در کودکی از دست داده و با کار در نخلستان و کمک به خیاطی مادر بزرگ میشود. خانهشان وسط روستاست و چشمهای در حیاط دارند؛ همین باعث میشود خانهی آنها محل رفتوآمد دائمی اهالی، آشتیدادن قهرها و شکلگیری بسیاری از خواستگاریها باشد. فاطمه در این فضا بزرگ میشود، خیاطی یاد میگیرد، در خرماچینی کمک میکند و کمکم پایش به فعالیتهای سیاسی باز میشود. وقتی نصرالله از «عزیز» خواستگاری میکند، فاطمه ابتدا او را مثل برادر میبیند، اما با مرور خاطرات و رفتارهایش، میفهمد دلش پیش او گیر کرده است. نصرالله در خواستگاری صریح میگوید ممکن است ماهها در مأموریت باشد، مجروح یا شهید شود، اما قول میدهد تا جایی که میتواند زندگی خوبی برای همسرش بسازد. بعد از ازدواج، زندگی مشترک در خانهی پدری نصرالله در نعمتآباد آغاز میشود؛ جایی که نه برق هست نه گاز و نه چشمهی وسط حیاط. فاطمه با کارهای خانه و نانپختن و ظرفشستن کنار میآید، اما دلتنگی برای شوهرش که مدام در جبهه و مأموریت است، و گاهی زخمزبانهای مادرشوهر که او را مقصر «جبههرفتن» پسرش میداند، سختترین بخش زندگیاش میشود. در نهایت با اصرار فاطمه، نصرالله خانهای در بوشهر اجاره میکند تا خانوادهاش نزدیک محل خدمت او باشند. آنها برای اولینبار با هم به دریا میروند؛ فاطمه از دریا میترسد و بعد از آن دیدار، چند روز تب میکند، اما نصرالله که «مرد دریا» است، بیشتر مأموریتهایش روی آب و در خلیج فارس شکل میگیرد. کتاب، جزئیات زندگی روزمرهی این خانواده را با دقت ثبت کرده است: تولد زهرا و بعد بتول، دلتنگیهای بچهها برای پدر، بازیهای نصرالله با دخترها، پیشانیبند سبزی که روی سر زهرا میبندد و میگوید «بزرگ که شدی میری کربلا»، و گفتوگوهای عاشقانه و درعینحال جدی او با فاطمه. نصرالله برای هر لباس و وسیلهای که در ساکش میگذارد از فاطمه میخواهد یک تاریخ یا جملهی مذهبی بگوید تا در جبهه با دیدن آن، صدای همسرش را در ذهنش بشنود. او بارها لباس و پوتینهای تمیز و اتوکشیدهاش را به سربازان بیبضاعت میبخشد و با دمپایی لنگهبهلنگه به خانه برمیگردد. در اوج تنگدستی، شبی را بدون شام میخوابند و صبح، اسکناس ۵۰۰ تومانی کهنهای در جیب لباسش پیدا میشود که نصرالله آن را «هدیهی آقا» میداند. در بخشهای پایانی، کتاب به مأموریتهای دریایی حساس میرسد. نصرالله به هلند اعزام میشود، بهخاطر دستندادن با استاد زن ابتدا اخراج و تحقیر میشود، اما بار دوم دوره را تمام میکند و شناور باختران را به ایران میآورد. سپس نقش او در ناو منطقهی دوم دریایی سپاه پررنگتر میشود. محرم ۱۳۶۶، درحالیکه فاطمه باردار فرزند سوم است، نصرالله برای یک «عملیات دو روزه» به خلیج فارس میرود و هنگام خداحافظی چندبار تأکید میکند که چمدانها را برای سفر به قشم آماده کند. صبح روز بعد، رادیو خبر حملهی آمریکا به خلیج فارس را اعلام میکند. خانواده و همسایهها مضطرب میشوند، سپاه خبری نمیدهد و ده روز بیخبری میگذرد. بعد خبر میرسد که قایق نصرالله و چند نفر دیگر هدف هواپیماهای آمریکایی قرار گرفته، قایق آتش گرفته و او در آب افتاده است. پیکر دوستانش، بیژن گرد و نادر مهدوی، با آثار شکنجه و سوختگی برمیگردد، اما از نصرالله خبری نیست. کتاب در ادامه، از زبان همرزم او، صحنهی درگیری با هواپیماهای آمریکایی، آتشگرفتن قایقها، اسارت و شکنجه را بازگو میکند و بعد دوباره به زندگی فاطمه برمیگردد؛ به زایمان فرزند سوم در بیمارستان، پنج ماه بعد از شهادت همسر، وقتی همه او را «بیوهی شهید» میدانند اما خودش هنوز با تمام وجود باور دارد که نصرالله زنده است و برمیگردد. او در اوج درد زایمان، نام شوهرش را فریاد میزند و پرستارها زیر لب از «شهید شدن شوهرش در حملهی آمریکا به خلیج فارس» حرف میزنند. دختر سوم به دنیا میآید و فاطمه در دل با نصرالله حرف میزند که «این هم همان دختر سومی است که میگفتی»، درحالیکه جای خالی او در کنار تخت زایمان، سنگینتر از همیشه است. روایت با تصویر زنی که با سه دختر، در شهری دور از روستای کودکیاش، زندگی را بدون پیکر همسر اما با حضور دائمی یاد او ادامه میدهد، به پایان میرسد.
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲۴ (شهید نصرالله شفیعی) را بشنویم؟
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 24؛ شهید نصرالله شفیعی شنونده را از سطح کلیگوییهای معمول دربارهی «شهدا» پایین میآورد و وارد جزئیترین لایههای زندگی یک خانواده میکند. در این کتاب، نصرالله شفیعی فقط یک نام روی سنگ مزار یا یک عنوان سازمانی نیست؛ کودکیاش در نخلستان، نوجوانیاش در تعقیب و گریز با ساواک، جوانیاش در بسیج و سپاه، و پدر بودنش در خانه، همه کنار هم دیده میشود. شنونده با مردی روبهرو است که هم فرمانده عملیات دریایی است و هم پدری که برای هر لباس در ساکش از همسرش یک جملهی مذهبی میخواهد تا در دل دریا احساس تنهایی نکند. از سوی دیگر، این کتاب صوتی چهرهی زنی را نشان میدهد که معمولاً در حاشیهی روایتهای جنگ قرار میگیرد؛ فاطمه رنجبر، دختری روستایی که از کودکی با کار و سختی آشناست، در نوجوانی وارد فضای انقلاب میشود، بعد همسر یک رزمندهی دریایی میشود و سالها با دلتنگی، ترس، زخمزبانها و مسئولیت بزرگکردن بچهها دستوپنجه نرم میکند. شنیدن روایت او، تصویر ملموسی از «پشت جبهه» میدهد؛ از زایمان بدون حضور همسر، تا شبهایی که با صدای وضعیت قرمز و بمباران در بوشهر میگذرد، و روزهایی که حتی پول نان شب در خانه نیست. این کتاب صوتی همچنین برای کسانی که میخواهند دربارهی جنگ در خلیج فارس و رویارویی مستقیم نیروهای ایرانی با ناوهای آمریکایی تصویری نزدیکتر داشته باشند، نکات شنیدنی دارد. ماجرای اعزام نصرالله به هلند، برخورد او با استاد زن، بازگشت شناور باختران، و درگیری قایقهای تندرو با هواپیماهای آمریکایی، همه در دل روایت خانوادگی جا گرفته است و شنونده را با ابعاد کمتر گفتهشدهی جنگ آشنا میکند. در نهایت، کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 24؛ شهید نصرالله شفیعی برای کسانی که به دنبال شناختن «انسان» پشت عنوان «شهید» هستند، تجربهای پر از تصویر، احساس و جزئیات است؛ تجربهای که نشان میدهد انتخاب شهادت، فقط تصمیم یک نفر در میدان جنگ نیست، بلکه تصمیمی است که در سکوت آشپزخانهها، اتاقهای کوچک اجارهای، نخلستانها و بیمارستانها، هر روز دوباره امضا میشود.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 24؛ شهید نصرالله شفیعی به این گروهها پیشنهاد میشود: - به کسانی که به روایتهای مستند و جزئی از زندگی شهدا و خانوادههایشان علاقهمند هستند. - به علاقهمندان تاریخ انقلاب اسلامی و جنگ، بهویژه کسانی که میخواهند دربارهی نقش سپاه در خلیج فارس و رویارویی با آمریکا بیشتر بدانند. - به پژوهشگران و دانشجویان رشتههای تاریخ، مطالعات جنگ، جامعهشناسی و مطالعات زنان که به دنبال منابع روایی از تجربهی زنان در سالهای جنگ هستند. - به شنوندگانی که دوست دارند یک زندگی مشترک پر از دلتنگی، عشق، فقر، ایمان و انتخاب را از زبان خود همسر شهید بشنوند. - به خانوادههای رزمندگان و شهدا که میخواهند تجربههای خود را در آینهی زندگی خانوادهی دیگری بازبینی کنند و با آن همذاتپنداری کنند.
زمان
۲ ساعت و ۵۰ دقیقه
حجم
۳۹۰٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۵۰ دقیقه
حجم
۳۹۰٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد