
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۸ (شهید یوسف کلاهدوز)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۸ (شهید یوسف کلاهدوز)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 08؛ شهید یوسف کلاهدوز نوشتهی زهره شریعتی روایتی صمیمی و جزئینگر از زندگی یکی از چهرههای مهم ارتش و سپاه در سالهای پیش و پس از انقلاب است که به روایت همسر شهید، زهرا موزرانی، شکل گرفته است. نشر روایت فتح آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی فیروزه آدابی منتشر شده تا فضای احساسی و پر از خاطرهی متن را برای شنونده زندهتر کند. در آن کتاب، زندگی یوسف کلاهدوز از کودکی در خانوادهای مذهبی و پرتلاش، تا ورود به ارتش، حضور در گارد شاهنشاهی، آشنایی و ازدواج با زهرا، همراهی با جریانهای مذهبی و انقلابی، نقشآفرینی در شکلگیری سپاه پاسداران و درنهایت شهادت او در سانحهی هوایی روایت شده است. محور اصلی روایت، نگاه و تجربهی همسر شهید است؛ زنی که از کودکی در اصفهان با درسخواندن، تلاش و دینداری شناخته میشود و بعد در موقعیتی قرار میگیرد که باید میان رؤیاهای شخصی و واقعیت دشوار زندگی با یک نظامی انقلابی انتخاب کند. کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 08؛ شهید یوسف کلاهدوز با تکیهبر خاطرات روزمره، جزئیات زندگی خانوادگی، دغدغههای تربیت فرزند، ترسها و دلنگرانیهای همیشگی همسر یک فرمانده درگیر جنگ و انقلاب، تصویری نزدیک و انسانی از شهید ارائه کرده است؛ تصویری که فراتر از عنوانها و مسئولیتها، او را بهعنوان همسر، پدر، هنردوست، کتابخوان و انسانی حساس و دقیق نشان میدهد.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۸ (شهید یوسف کلاهدوز)
کتاب نیمه پنهان ماه 08؛ شهید یوسف کلاهدوز بر پایهی گفتوگو و خاطرات زهرا موزرانی، همسر شهید، شکل گرفته و زهره شریعتی آن را بهصورت یک روایت پیوسته و داستانگونه تنظیم کرده است. در آن کتاب، شنونده با دو خط اصلی روبهرو است: یکی زندگی شخصی و خانوادگی زهرا از کودکی در اصفهان، رابطهی صمیمی با مادر و مادربزرگ مذهبی، علاقهی شدید به درس و دانشگاه، و دیگری ورود تدریجی یوسف به این زندگی؛ از آشنایی غیرمستقیم از طریق فامیل، سفر شیراز، خواستگاری، تردیدهای جدی زهرا نسبت به ازدواج با یک نظامی و درنهایت شکلگیری یک زندگی مشترک ساده اما عمیق. در فصلهای ابتدایی کتاب نیمه پنهان ماه 08؛ شهید یوسف کلاهدوز، شنونده با فضای خانوادگی و اجتماعی اصفهان، مدرسه و دانشگاه علوم اصفهان، دغدغههای دینی و سیاسی نسل جوان مذهبی، و شکلگیری تدریجی نگاه سیاسی زهرا آشنا میشود. سپس روایت بهسمت آشنایی با یوسف، جلسات خواستگاری، گفتوگوهای صریح دربارهی شاه، ارتش، خطر مبارزه و احتمال شهادت میرود. در ادامه، بخشهایی از زندگی مشترک در شیراز و تهران، تولد حامد و فاطمه، جابهجاییهای مداوم، تنهاییهای طولانی، ترس از ساواک، تعقیب و مراقبتها، و همزمان رشد فکری و معنوی یوسف و نقش او در ارتش و بعد سپاه، در چند فصل پیدرپی روایت شده است. در بخشهای میانی و پایانی کتاب نیمه پنهان ماه 08؛ شهید یوسف کلاهدوز، شنونده وارد فضای پرالتهاب روزهای انقلاب، حضور یوسف در گارد شاهنشاهی، ماجرای تیراندازی در لویزان، آمادهباشهای ارتش، پیروزی انقلاب و حضور او در مدرسهی علوی و جلسات تصمیمگیری دربارهی ارتش و تشکیل سپاه میشود. سپس دورهی مسئولیتهای سنگین او در سپاه، غیبتهای طولانی، ترس همیشگی از ترور، ماجرای انفجار دفتر نخستوزیری و زندهماندن یوسف، علاقهاش به هنر، فیلمسازی و ساخت فیلم سفیر، و درنهایت روزهای منتهی به شهادت در سانحهی هوایی و لحظههای شناسایی پیکر، تشییع و سوگواری روایت شده است. کتاب در چندین بخش بلند و پیوسته، بدون فصلبندی خشک، اما با گرههای روایی مشخص مانند «سالهای دانشگاه»، «سفر شیراز»، «زندگی در شیراز»، «تهران و گارد شاهنشاهی»، «روزهای انقلاب»، «سپاه و جنگ» و «شهادت» پیش میرود و در هر بخش، هم زندگی شخصی و هم بستر تاریخی را کنار هم نشان میدهد.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۸ (شهید یوسف کلاهدوز)
در مرکز کتاب نیمه پنهان ماه 08؛ شهید یوسف کلاهدوز، روایت زندگی از زاویهی دید زهرا موزرانی قرار دارد؛ دختری درسخوان و مذهبی از اصفهان که در خانوادهای ساده اما پرتلاش بزرگ میشود. او از کودکی با تشویق پدر و مادر، عشق به درس و رتبههای اول مدرسه، فضای نهچندان مذهبی مدارس، اصرار مدیر بر کنارگذاشتن چادر و مقاومت خودش و چند دختر دیگر، و بعد قبولی در رشتهی شیمی دانشگاه علوم اصفهان، تصویری از یک دختر جوان مذهبیِ جدی و مستقل ارائه میکند. زهرا در دانشگاه با فضای سیاسی و مذهبی آشنا میشود، درحالیکه تا پیش از آن سیاست برایش مبهم بوده است. جلسات خانوادگی، صحبتهای حسن اقاربپرست، و حضور در جمعهای قرآنی، نگاهش را نسبت به رژیم و شاه تغییر میدهد. در همین سالها، سفر به شیراز و اقامت کوتاه در خانهی حسن، او را با یوسف کلاهدوز آشنا میکند؛ افسر جوان، مؤدب، منظم و مذهبیای که در آن چند روز، با نجابت و دقتش در رفتار، در ذهن زهرا میماند، هرچند او در آن زمان از شغل نظامی بیزار است و بارها میگوید با «نظامی جماعت» ازدواج نمیکند. خواستگاری یوسف از طریق خالهها و فامیل، نقطهی عطف روایت است. زهرا با تردیدهای جدی روبهرو است: دوری از خانواده، شغل پرخطر، جابهجاییهای مداوم و احتمال درگیری سیاسی. در جلسات گفتوگو، وقتی از یوسف میپرسد موافق شاه است یا مخالف، او صریح میگوید مخالف است و توضیح میدهد چرا وارد ارتش شده تا «منجلاب» را از نزدیک بشناسد و به شاه نزدیک شود. او از همان ابتدا دربارهی سختی راه، احتمال کشتهشدن و مبارزه حرف میزند. در نهایت، با وجود مخالفتهای اولیه و حتی بهانهی «استخارهی بد»، خانواده دوباره استخاره میکنند و اینبار «خوب اما همراه با سختی» میآید و ازدواج سر میگیرد. زندگی مشترک در شیراز آغاز میشود؛ در خانهای مشترک با حسن و حوری. زهرا که سالها غرق درس بوده، حالا باید آشپزی و خانهداری یاد بگیرد و از حوری و حتی از پدرش دستور غذا میگیرد. یوسف در خانه سختگیر نیست، از غذا ایراد نمیگیرد، پول حقوقش را در اختیار زهرا میگذارد و او را به مطالعه تشویق میکند. تولد حامد در شیراز، با زایمانی سخت و دعاخواندن یوسف در بیمارستان همراه است. کمی بعد، انتقال یوسف به تهران و گارد شاهنشاهی، زندگی را وارد مرحلهای تازه میکند: خانهای اجارهای در خیابان دماوند، تنهاییهای طولانی زهرا، ترس از گماشتهی همسایهی بالا، حادثهی افتادن حامد از صندلی و دویدن هراسان به خانهی همسایه. در تهران، فشار ساواک و حساسیت روی یوسف بیشتر است. او در گارد شاهنشاهی است اما در جلسات مخفی با سرهنگ نامجو و دیگران شرکت میکند، تعقیب میشود، برای ردگمکنی نان و ماست میخرد، و کتابها و جزوههای ممنوعه دربارهی شکنجههای ساواک را شبها زیر لحاف با چراغقوه میخواند. در خانه، همان کتابها را در رختخواب و نورگیر پنهان میکنند. یوسف با سربازها رفتاری متفاوت دارد، گماشته نمیگیرد، سر یک سفره با آنها غذا میخورد و همین رفتارها برای دیگر افسران سؤالبرانگیز است. با نزدیکشدن به انقلاب، ماجرای تیراندازی در ناهارخوری لویزان، آمادهباشهای ارتش و در نهایت پیروزی انقلاب، بخش دیگری از کتاب را شکل میدهد. یوسف از گارد جدا میشود، به مدرسهی علوی میرود، در جلسات تصمیمگیری دربارهی ارتش و تشکیل سپاه شرکت میکند و بهعنوان یکی از بنیانگذاران سپاه شناخته میشود. از اینجا به بعد، زندگی خانوادگی بیش از پیش زیر سایهی مسئولیتهای او قرار میگیرد: غیبتهای طولانی، نگرانی دائمی زهرا، ترس از ترورها، و در عین حال، علاقهی یوسف به هنر، خط، نقاشی، نجاری و سینما. او دوربین فیلمبرداری میخرد، با هزینهی سنگین، و در ساخت فیلم سفیر دربارهی مسلم بن عقیل و قیام امام حسین مشارکت میکند. در خانه برای حامد ماشین مقوایی میسازد، با بچهها کارتون میبیند و دربارهاش حرف میزند، کمدی مخصوص هدیه درست میکند و کتاب و اسباببازی برای بچههای فامیل کنار میگذارد. در همین سالها فاطمه به دنیا میآید؛ زایمانی سخت که تا مرز خطر جانی برای زهرا پیش میرود و یوسف در بیمارستان قرآن و دعا میخواند. او نام فاطمه را با حساسیت انتخاب میکند و روی درستگفتن آن تأکید دارد. با شروع جنگ، مسئولیت یوسف در سپاه سنگینتر میشود. او قائممقام فرمانده سپاه است، لباسهایش محدود و ساده شده، شبها تا سحر در جلسات و جبهه است و روزها با خستگی به خانه میآید، نماز شب و دعای عهد میخواند و از زهرا میخواهد همراهش بیدار شود. سال تحویل را در جبهه میماند تا مثل دیگر پاسدارها باشد. زهرا کمکم یاد میگیرد همهی کارهای زندگی را تنها انجام دهد و حتی از فاطمه میخواهد کلمهی «بابا» را دیرتر یاد بگیرد تا وابستگیاش کمتر شود. انفجار دفتر نخستوزیری و شهادت رجایی و باهنر، یکی از نقاط پرتنش روایت است؛ یوسف آنجا حضور دارد اما فقط موهایش میسوزد. بعد با شوخی تلخی از زهرا میخواهد دندانهایش را خوب نگاه کند تا اگر روزی مثل رجایی سوخت، بتواند او را از روی دندانها بشناسد. همین شوخی بعدها در سردخانه به واقعیت تلخی تبدیل میشود؛ جایی که از پیکر سوختهی یوسف، دندانها مهمترین نشانهی شناسایی است. روزهای آخر، نشانههای معنوی در رفتار یوسف پررنگتر میشود: بیداری شبانه، نماز شب، حلالیتطلبیدن از زهرا، سفارش به حامد که «مرد خانه» باشد و مراقب مادر. او برای جلسهای میرود، قرار است برگردد و حتی نوبت دندانپزشکی دارد، اما هواپیمایی که با چند فرمانده سپاه در آن است سقوط میکند. خبر را پاسدارها با احتیاط به خانه میآورند، فامیل و دوستان از صبح زود دور زهرا را میگیرند تا ناگهانی با خبر روبهرو نشود، اما لرزش بدن و خشکی کمر، نشان میدهد فشار روانی چه بر سر او آورده است. زهرا برای شناسایی به سردخانه میرود، از دیدن پیکر سوخته طفره میرود و فقط دندانها را نگاه میکند؛ همانچیزی که یوسف قبلاً به شوخی گفته بود. او به وصیت یوسف، جز در ایام محرم و صفر، سیاه نمیپوشد و سعی میکند در برابر فامیل و دوستان، محکم بایستد. بعد از شهادت، فیلم سفیر اکران میشود، حامد روبان افتتاحیه را قیچی میکند و در سالن سینما، هر صحنهای او را به یاد لحظهای با پدر میاندازد. در دفترچهی حسن اقاربپرست، که چند سال بعد در جزیرهی مجنون شهید میشود، جملهای دربارهی یوسف نوشته شده که او را «مرد تنهایی» مینامد که میان مذهبیها و هنرمندان، کسی را برای فهمیدن ترکیب «دین و هنر» کمتر پیدا میکرد. کتاب در پایان، با حس ماندگار حضور یوسف در زندگی زهرا تمام میشود؛ او اعتراف میکند که هنوز هم با شنیدن صدای ماشین، ناخودآگاه به پنجره میدود، هنوز در خیابانها دنبال چهرهی او میگردد و هنوز دوست دارد یوسف در زندگیاش «بعدها هم باشد».
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۸ (شهید یوسف کلاهدوز) را بشنویم؟
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 08؛ شهید یوسف کلاهدوز فرصتی است برای شنیدن زندگی یک فرمانده شناختهشده از زاویهای کاملاً شخصی و نزدیک؛ از نگاه همسری که هم سختیهای زندگی با یک نظامی انقلابی را لمس کرده و هم زیباییهای پنهان در پشت این سختیها را. در آن کتاب، شنونده فقط با تاریخ رسمی، سمتها و عملیاتها روبهرو نیست، بلکه با جزئیات روزمرهای مواجه میشود که از یوسف چهرهای انسانی، مهربان، هنردوست و درعینحال منظم و جدی میسازد. این کتاب صوتی نشان میدهد چگونه یک زن جوان مذهبی، میان رؤیای ادامهی تحصیل، پیشنهاد بورس، و زندگی آرام خانوادگی، در نهایت راهی را انتخاب میکند که پر از غربت، جابهجایی، ترس از ساواک، نگرانی از ترور و دلهرهی همیشگی خبر شهادت است، اما در عین حال در این مسیر رشد میکند، قوی میشود و معنای تازهای برای صبر و همراهی پیدا میکند. شنیدن این روایت، تصویر کلیشهای از «همسر شهید» را کنار میزند و او را بهعنوان فردی با انتخابها، تردیدها، شوخیها و خاطرات خاص خودش نشان میدهد. از سوی دیگر، کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 08؛ شهید یوسف کلاهدوز لایهای کمتر دیدهشده از تاریخ انقلاب و جنگ را باز میکند: حضور افسران مذهبی در ارتش شاه، تلاش آنها برای شناخت از درون، شکلگیری سپاه، و پیوند میان دین، سیاست و هنر در ذهن و عمل یک فرمانده. علاقهی یوسف به فیلمسازی، نقاشی، نجاری و ادبیات، در کنار مسئولیتهای سنگین نظامی، برای شنونده تصویری متفاوت از ترکیب «نظامیگری و هنر» میسازد. برای کسانی که بهدنبال شناخت ملموستری از فضای خانههای کوچک، کوچهپسکوچههای اصفهان، خوابگاههای دانشجویی، پادگانهای ارتش، خانههای اجارهای تهران، و حالوهوای روزهای انقلاب و سالهای اول جنگ هستند، این کتاب صوتی با روایت جزئینگر و پر از صحنههای بهیادماندنی، تجربهای شنیدنی فراهم کرده است. گویندگی فیروزه آدابی نیز با همراهی لحن احساسی و روایتمحور متن، کمک کرده است تا شنونده راحتتر با فضای عاطفی و تاریخی کتاب همراه شود.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 08؛ شهید یوسف کلاهدوز به کسانی پیشنهاد میشود که به زندگینامههای روایی از زبان همسران شهدا و فرماندهان علاقه دارند و میخواهند پشتصحنهی انسانی و خانوادگی چهرههای شناختهشدهی انقلاب و جنگ را بشنوند. به علاقهمندان تاریخ انقلاب و سالهای آغازین سپاه، دانشجویان و پژوهشگران حوزهی مطالعات جنگ و دفاع، و همچنین کسانی که دغدغهی شناخت تجربهی زیستهی زنان در سالهای پرالتهاب آن دوره را دارند نیز پیشنهاد میشود. برای شنوندگانی که به پیوند میان دین، هنر و مسئولیت اجتماعی کنجکاو هستند، این کتاب صوتی نمونهای عینی و پرجزئیات از چنین ترکیبی ارائه کرده است.
زمان
۱ ساعت و ۲۷ دقیقه
حجم
۸۰٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۲۷ دقیقه
حجم
۸۰٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد