کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۸ (شهید ناصر کاملی) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۸ (شهید ناصر کاملی)

دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۸ (شهید ناصر کاملی)

امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۸ (شهید ناصر کاملی)

کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۸؛ شهید ناصر کاملی نوشته‌ی رخساره ثابتی روایتی طولانی، صمیمی و پرجزئیات از زندگی مشترک ناصر کاملی و همسرش اکرم باقری است که نشر روایت فتح آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی با گویندگی فاطمه ترابی شنونده را از روزهای آشنایی و خواستگاری تا عروسی، سال‌های جنگ، دلتنگی‌ها، مجروحیت‌ها و درنهایت شهادت ناصر همراهی می‌کند و در تمام این مسیر، نگاه و احساسات اکرم محور روایت است. در این کتاب صوتی، زندگی یک پاسدار جوان از دل خانه‌ای معمولی در تهران تا خط مقدم جبهه و عملیات خیبر دنبال شده است؛ اما تمرکز اصلی نه بر صحنه‌های نبرد که بر لحظه‌های کوچک و به‌ظاهر عادی زندگی خانوادگی است: از خجالت‌های روز خواستگاری و خرید حلقه تا ساختن یک آشپزخانه نقلی روی خرپشته، از برنامه‌ریزی دقیق روزانه ناصر برای زندگی مشترک تا شب‌هایی که او روی پشت‌بام زیارت عاشورا می‌خواند و اکرم در اتاق پایین با اشک‌هایش همراهش می‌شود. کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۸؛ شهید ناصر کاملی با تکیه‌بر روایت اول‌شخص همسر شهید، فضای عاطفی و جزئیات ریز زندگی این خانواده را زنده می‌کند؛ جزئیاتی مثل اولین هدیه‌ها، اولین سفر سه‌نفره به مشهد، تولد سمیه، بارداری دوباره اکرم، و روزی که خبر شهادت ناصر می‌رسد درحالی‌که هنوز پیکرش برنگشته است. گویندگی فاطمه ترابی با لحن آرام و احساسی، این خاطرات را به‌گونه‌ای منتقل کرده است که شنونده خود را در دل خانه‌ی کوچک این خانواده و در کوچه‌پس‌کوچه‌های خیابان دامپزشکی می‌بیند.

درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۸ (شهید ناصر کاملی)

کتاب نیمه پنهان ماه ۱۸؛ شهید ناصر کاملی بخشی از مجموعه‌ای است که به زندگی و خاطرات همسران شهدا می‌پردازد و در این جلد، رخساره ثابتی با تکیه‌بر روایت اکرم باقری، زندگی ناصر کاملی را از زاویه‌ای کاملاً خانوادگی و عاطفی دنبال کرده است. ساختار کتاب بر پایه‌ی یک روایت پیوسته و طولانی است که از مقدمه‌ی ناشر و مقدمه‌ی نویسنده آغاز می‌شود؛ مقدمه‌ای که فصل انقلاب اسلامی را در «کتاب قطور تاریخ» به‌عنوان فصلی سرخ و بی‌خزان توصیف کرده است و بعد به‌سرعت وارد خاطرات اکرم می‌شود؛ از همان صحنه‌ی به‌یادماندنی که ناصر بعد از رفتن مهمان‌ها، زانو می‌زند، دست‌های اکرم را می‌گیرد و می‌بوسد. در ادامه‌ی کتاب نیمه پنهان ماه ۱۸؛ شهید ناصر کاملی، شنونده با فصل‌های نانوشته اما مشخصی روبه‌رو است: آشنایی در بیمارستان امام خمینی از طریق دایی ناصر، جلسه‌ی اول گفت‌وگو در خانه‌ی حاج آقا، خواستگاری رسمی در «اتاق خواستگار» طبقه‌ی بالای خانه‌ی پدری اکرم، عقدی که در ساعتی دیگر و غیابی خوانده می‌شود، و عروسی ساده‌ای که در خانه‌ی دایی اکبر برگزار می‌شود. سپس کتاب وارد دوره‌ی زندگی مشترک می‌شود؛ دوره‌ای که در آن ناصر با برنامه‌ریزی دقیق روزانه، ساده‌زیستی افراطی (بخشیدن جهیزیه و هدیه‌ها به مستمندان)، ساخت آشپزخانه روی خرپشته برای راحتی اکرم، و رفت‌وآمدهای مداوم به جبهه، چهره‌ای روشن از یک زندگی مؤمنانه و درعین‌حال پررنج را شکل می‌دهد. در بخش‌های بعدی کتاب نیمه پنهان ماه ۱۸؛ شهید ناصر کاملی، خاطرات بارداری اکرم، تولد سمیه در بیمارستان نجمیه، دلتنگی‌های طولانی، نامه‌نگاری‌های شبانه، و لحظه‌هایی مثل تراشیدن ریش ناصر برای گم‌کردن ردش از چشم منافقین، یا مجروحیت‌های سنگین او در جبهه و بستری‌شدنش در بیمارستان اهواز و تهران، با جزئیات فراوان روایت شده است. کتاب به‌تدریج به نقطه‌ی اوج خود نزدیک می‌شود: عملیات خیبر، خبر شهادت ناصر بدون بازگشت پیکر، فروپاشی روحی اکرم در خانه‌ی مامان جون، و سال‌های بعدی که در آن اکرم با دو دخترش، سمیه و سمانه، زندگی را ادامه می‌دهد و هر از گاهی خواب ناصر را می‌بیند؛ خوابی که در آن ناصر بر اسب سفید، دو دختر را پشت سر خود نشانده است. پایان کتاب در معراج شهدا می‌گذرد؛ جایی که پس از ۱۱ سال، استخوان‌های ناصر در تابوتی با پرچم ایران بازمی‌گردد و اکرم کنار مامان جون، با اشک و نجوا، با او وداعی تازه می‌کند.

خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۸ (شهید ناصر کاملی)

محور اصلی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۸؛ شهید ناصر کاملی روایت زندگی مشترک اکرم باقری و ناصر کاملی است؛ روایتی که از دل یک خواستگاری ساده شروع می‌شود و تا معراج شهدا ادامه پیدا می‌کند. دغدغه‌ی اصلی کتاب نشان‌دادن چهره‌ی انسانی و خانوادگی یک شهید است؛ نه‌فقط در میدان جنگ، بلکه در آشپزخانه، پشت‌بام، صف نانوایی، اتاق خواستگار و حیاط خانه‌ی مامان جون. کتاب از مقدمه‌ی ناشر و نویسنده عبور می‌کند و به‌سرعت وارد خاطرات اکرم می‌شود: دختری که در نهضت سوادآموزی تدریس می‌کند، در بیمارستان امام خمینی دوره‌ی پرستاری می‌گذراند و در همین فضا، ازطریق دایی ناصر با او آشنا می‌شود. اولین گفت‌وگو در خانه‌ی حاج آقا، با صدای ناصر که از آن سر اتاق به دل اکرم می‌نشیند، نقطه‌ی آغاز دلبستگی است. بعد خواستگاری رسمی، مخالفت‌های پدر اکرم به‌خاطر پاسداربودن ناصر، و درنهایت رضایت خانواده و عقدی که در ساعتی دیگر و غیابی خوانده می‌شود، مسیر را برای عروسی ساده‌ای در خانه‌ی دایی اکبر باز می‌کند. پس از عروسی، کتاب وارد جزئیات زندگی مشترک می‌شود: ناصر که صبح روز بعد از عروسی، بیشتر جهیزیه و هدیه‌ها را در چادرشب می‌پیچد و به مسجد می‌برد تا به مستحقان برسد؛ برنامه‌ریزی دقیق روزانه برای خودش و اکرم، از ساعت بیداری و تلاوت قرآن تا زمان مطالعه و مهمانی؛ ساخت آشپزخانه‌ای کوچک روی خرپشته برای راحتی اکرم؛ و شب‌هایی که ناصر روی پشت‌بام زیارت عاشورا می‌خواند و با «اللهم عجل لولیک الفرج» به گریه می‌افتد. در کنار این‌ها، حساسیت او به حجاب و روابط خانوادگی، تذکرش درباره‌ی نوع رفتار اکرم با دایی علیرضا، و درعین‌حال مهربانی و شوخ‌طبعی‌اش در ماجرای خرید حلقه و کفش پاشنه‌بلند، چهره‌ای چندبعدی از او می‌سازد. کتاب سپس به بارداری اکرم، دلتنگی‌های طولانی، بی‌اشتهایی و ضعف او، و تولد سمیه در بیمارستان نجمیه می‌رسد؛ جایی که ناصر با شوق و درعین‌حال نگرانی از آینده، دخترش را در آغوش می‌گیرد و نام سمیه را برایش انتخاب می‌کند. بعد از آن، رفت‌وآمدهای مکرر ناصر به جبهه، نامه‌نگاری‌های شبانه، بیدارشدن‌های اکرم برای نماز شب و صداکردن ناصر از دور، و مجروحیت‌های سنگین او در غرب و جنوب، بخش مهمی از روایت را تشکیل می‌دهد. شنونده با صحنه‌هایی مثل صورت باندپیچی‌شده‌ی ناصر، دست شکسته‌اش که استخوان از زیر پوست بیرون زده، و بازگشت او به جبهه با همان بدن نیمه‌جان روبه‌رو می‌شود. در ادامه، ناصر برای اینکه اکرم از زیر بار مهمان‌های همیشگی مامان جون و شلوغی خانه‌ی قدیمی بیرون بیاید، خانه‌ای مستقل در نزدیکی همان کوچه می‌گیرد. اسباب‌کشی زمستانی، سردی اتاق‌ها، ترس‌های شبانه‌ی اکرم، و درعین‌حال سفر سه‌نفره‌ی کوتاه به مشهد و حرم امام رضا، بخشی از روزهای شیرین و تلخ این دوره است. ناصر در حرم برای اکرم و سمیه دعا می‌کند و می‌گوید دوست دارد سمیه معلم قرآن شود. کتاب در بخش‌های پایانی به اوج عاطفی خود می‌رسد: شب ۲۲ بهمن که خانواده روی پشت‌بام خانه‌ی مامان جون «الله‌اکبر» می‌گویند و اکرم در کنار ناصر و سمیه، ناگهان دلهره‌ای عمیق را تجربه می‌کند؛ گفت‌وگوی شبانه‌ای که در آن ناصر از اکرم می‌خواهد اگر پیکرش برنگشت، دنبال جنازه‌اش نگردد تا حضرت زهرا پشت جنازه‌اش باشد؛ و شوخی تلخ و شیرین درباره‌ی حوریان بهشتی و اینکه ناصر می‌گوید «همشونو می‌زنم کنار، می‌گم من فقط اکرممو می‌خوام». صبح فردا، بدرقه‌ی کوتاه در کوچه، بوسه‌ی ناصر بر چشمان سمیه، و رفتن او به‌سوی جبهه، آخرین دیدار است. چند روز بعد، در خانه‌ی مامان جون، فضای سنگین و نگاه‌های خیس خواهران و برادران ناصر، اکرم را به حقیقت نزدیک می‌کند. خبر شهادت می‌رسد، بدون پیکر. اکرم چندبار بی‌هوش می‌شود، سمیه بی‌تابی می‌کند، و فقط یک جمله‌ی مامان جون همه‌چیز را عوض می‌کند: «جنازه‌ی ناصر رو پیدا نکردن.» سال‌ها بعد، درحالی‌که اکرم باردار سمانه است و سمیه بزرگ‌تر شده، خواب ناصر را می‌بیند که بر اسب سفید، دو دختر را پشت سر خود نشانده است. ۱۱ سال بعد، در معراج شهدا، استخوان‌های ناصر در تابوتی با پرچم ایران بازمی‌گردد و اکرم کنار مامان جون، با اشک و نجوا، از او می‌خواهد «بلند شو بریم»؛ درحالی‌که سمیه و سمانه با روسری‌های سفید کنار تابوت ایستاده‌اند و خواب قدیمی اکرم در ذهنش زنده می‌شود.

چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۸ (شهید ناصر کاملی) را بشنویم؟

شنیدن کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۸؛ شهید ناصر کاملی فرصتی است برای دیدن جنگ و شهادت از زاویه‌ای کاملاً خانوادگی و نزدیک؛ زاویه‌ای که در آن، قهرمان اصلی فقط در خط مقدم تعریف نمی‌شود، بلکه در آشپزخانه، پشت‌بام، صف نانوایی و اتاق خواستگار هم حضور دارد. این کتاب نشان می‌دهد که پشت هر نام شهید، یک زندگی روزمره‌ی پر از خجالت‌ها، دل‌تنگی‌ها، شوخی‌ها، قهر و آشتی‌ها و تصمیم‌های سخت وجود داشته است. در این کتاب صوتی، شنونده با جزئیات ریز و زنده‌ای روبه‌رو می‌شود که معمولاً در روایت‌های رسمی جنگ دیده نمی‌شود: از ماجرای خرید حلقه و شکستن پاشنه‌ی کفش عروس روی پله‌های طلافروشی تا بخشیدن جهیزیه و هدیه‌ها به مستمندان، از برنامه‌ریزی دقیق روزانه‌ی ناصر تا گریه‌های نیمه‌شب اکرم روی سجاده‌ی او، از ترس‌هایش هنگام شنیدن صدای موتور در کوچه تا لحظه‌ای که با یک خواب، دوباره به بازگشت ناصر امیدوار می‌شود. این جزئیات، تصویر جنگ را از سطح شعار و کلی‌گویی پایین می‌آورد و آن را به تجربه‌ای انسانی و ملموس تبدیل می‌کند. کتاب نیمه پنهان ماه ۱۸؛ شهید ناصر کاملی همچنین تصویری روشن از نقش همسران شهدا ارائه کرده است؛ زنانی که میان عشق به همسر، مسئولیت مادری، فشارهای خانواده و جامعه، و دلتنگی‌های بی‌پایان، راهی برای ادامه‌دادن پیدا کرده‌اند. شنیدن این روایت برای کسانی که می‌خواهند بفهمند «صبر» در زندگی واقعی چه شکلی دارد، یا می‌خواهند بدانند یک زن جوان در سال‌های جنگ چگونه میان خانه‌ی شلوغ مامان جون، کلاس‌های نهضت سوادآموزی، بارداری، و غیبت‌های طولانی همسرش تعادل برقرار کرده است، تجربه‌ای قابل‌توجه به‌شمار می‌آید. از سوی دیگر، گویندگی فاطمه ترابی با لحن آرام و احساسی، به شنونده کمک می‌کند تا با اکرم همراه شود؛ طوری که اشک‌ها، خنده‌ها و تردیدهای او قابل لمس می‌شود. برای کسانی که به دنبال شناخت عمیق‌تر از فرهنگ خانواده‌های شهدا، فضای عاطفی سال‌های جنگ و رابطه‌ی میان ایمان، عشق و فداکاری هستند، این کتاب صوتی می‌تواند دریچه‌ای متفاوت و نزدیک باشد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۸؛ شهید ناصر کاملی به کسانی پیشنهاد می‌شود که به خاطرات جنگ و زندگی شهدا علاقه‌مندند و می‌خواهند این فضا را از زاویه‌ی همسر و خانواده تجربه کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی شناخت نقش زنان در سال‌های جنگ، مفهوم صبر و دلتنگی در زندگی مشترک، و تجربه‌ی زیسته‌ی خانواده‌های شهدا را دارند. به دانشجویان و پژوهشگران حوزه‌های تاریخ شفاهی، مطالعات جنگ، مطالعات زنان و خانواده نیز پیشنهاد می‌شود که برای آشنایی با جزئیات زندگی روزمره‌ی یک خانواده‌ی شهید، این کتاب صوتی را بشنوند. و درنهایت به شنوندگانی پیشنهاد می‌شود که به روایت‌های طولانی، احساسی و مبتنی‌بر جزئیات علاقه دارند و دوست دارند در طول شنیدن، به‌تدریج با شخصیت‌ها و فضای یک خانه‌ی ایرانی در سال‌های جنگ خو بگیرند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۲ ساعت و ۵ دقیقه

حجم

۲۸۷٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۲ ساعت و ۵ دقیقه

حجم

۲۸۷٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۲۵,۰۰۰
تومان