
دانلود و خرید کتاب صوتی کشتن مرغ مینا
معرفی کتاب صوتی کشتن مرغ مینا
کتاب صوتی کشتن مرغ مینا (مقلد) نوشته هارپر لی یکی از شناختهشدهترین رمانهای قرن بیستم است که استودیو نوار با همکاری انتشارات علمی و فرهنگی آن را با گویندگی سپیده احمدی منتشر کرده است. این کتاب صوتی شنونده را به شهر کوچک و گرم میکوم در ایالت آلاباما میبرد؛ جایی که کودکی، عدالت، تعصب نژادی و اخلاق در هم گره میخورند و از دل نگاه یک دختر بچه، تصویری پیچیده از جامعه و خانواده شکل میگیرد. روایت از زبان اسکات فینچ، دختر کوچک خانواده، آغاز میشود و بهتدریج شنونده را با گذشتهی خانوادهی فینچ، ریشههایشان در آبادی فینچ و شخصیت آرام و استوار پدر خانواده، اتیکاس، آشنا میکند. در این کتاب صوتی، فضای جنوب آمریکا با خیابانهای خاکی، گرمای خفهکننده، خانههای چوبی، کلیسا، دادگاه و حیاطهای پر از درخت و علف هرز، با جزئیات فراوان زنده شده است. گویندگی سپیده احمدی با تغییر لحن میان کودکان، بزرگسالان، سیاهپوستان و سفیدپوستان، بهویژه در بازآفرینی لحن کودکانهی اسکات و شیطنتهای جیم و دیل، به شخصیتها جان داده است. استودیو نوار با این تولید، تجربهای شنیداری فراهم کرده که شنونده را همزمان درگیر ماجرای خانوادگی فینچها و فضای پرتنش شهر میکوم میکند؛ شهری که در آن شایعه، ترس، نژادپرستی و در عینحال مهربانی و شرافت در کنار هم حضور دارند.
درباره کتاب کشتن مرغ مینا (مقلد)
کتاب کشتن مرغ مینا (مقلد) داستان خود را با یک حادثهی ظاهراً ساده شروع میکند: شکستگی دست جیم، برادر اسکات، در ۱۳ سالگی. اسکات که راوی ماجراست، سالها بعد به گذشته برمیگردد تا بفهمد این شکستگی از کجا شروع شده است؛ از دعوا با خانوادهی ایول، از تابستانی که دیل به میکوم آمد یا حتی از زمانی بسیار دورتر، از روزگار سیمون فینچ، جدّ خانواده. در همان فصلهای آغازین، شنونده با شجرهنامهی فینچها، مهاجرت سیمون متدیست از انگلستان به آلاباما، شکلگیری آبادی فینچ و تصمیم اتیکاس برای ترک سنت خانوادگی و رفتن به دانشگاه حقوق آشنا میشود. هارپر لی در این کتاب صوتی، با روایت اسکات، هم تاریخ خانوادگی را مرور کرده است و هم فضای اجتماعی میکوم را میسازد: شهری کوچک، خسته، فقیر و کند که در آن روزها طولانیتر از ۲۴ ساعت به نظر میرسند و مردمش میان کلیسا، دادگاه، مغازههای دور میدان و حیاط خانهها در رفتوآمدند. کتاب کشتن مرغ مینا (مقلد) در ادامه، از دل همین فضای آرام و ظاهراً بیحادثه، بهتدریج لایههای عمیقتری را رو میکند. فصلها یکییکی شنونده را جلو میبرند: از فصل اول که به معرفی خانوادهی فینچ و شهر میکوم میگذرد، تا فصلهای دوم، سوم و چهارم که تجربهی نخستین روزهای مدرسهی اسکات، آشنایی با معلم تازهکارش خانم کارولین، فقر خانوادهی کانینگهام، وضعیت رقتبار خانوادهی ایول و حضور بوریس ایول در کلاس را نشان میدهد. در فصلهای بعدی، ماجرای خانهی مرموز رادلی و شایعات مربوط به بو رادلی، بازیهای تابستانی اسکات، جیم و دیل، نمایشنامهی خانگی «بورادلی»، پیدا شدن آدامس و سکهها در سوراخ درخت بلوط و تلاش بچهها برای تماس با بو، به داستان رنگی از تعلیق و رمزآلودگی میدهد. هارپر لی در این کتاب، با استفاده از زاویهدید کودک، موضوعاتی مثل فقر، نابرابری، خشونت خانگی، تعصب مذهبی و نژادی و همچنین شرافت و انصاف را در قالب ماجراهای روزمرهی یک محله روایت کرده است؛ ماجراهایی که از حیاط مدرسه و میز ناهار خانهی فینچها تا ایوان خانم مائودی و سایهی سنگین خانهی رادلی امتداد پیدا میکند.
خلاصه داستان کشتن مرغ مینا (مقلد)
در کتاب کشتن مرغ مینا (مقلد) روایت از زبان اسکات فینچ، دختربچهای تیزبین و سرکش، پیش میرود. او از جایی شروع میکند که جیم، برادرش، در ۱۳ سالگی دستش میشکند و بعد به عقب برمیگردد تا ریشهی این حادثه را در گذشتهی خانواده و شهرشان پیدا کند. شنونده با سیمون فینچ آشنا میشود؛ متدیستی خسیس که از آزار مذهبی در انگلستان فرار کرده، به آلاباما آمده، برده خریده و آبادی فینچ را کنار رودخانه ساخته است. سنت خانواده این بوده که مردها در آبادی بمانند و پنبه بکارند، اما اتیکاس و برادرش این سنت را میشکنند؛ یکی وکیل میشود و دیگری پزشک. اتیکاس بعد از گرفتن پروانهی وکالت به میکوم میآید، در دادگستری دفتر کوچکی راه میاندازد و نخستین موکلانش دو نفر از خانوادهی هاورفورد هستند که بهخاطر قتلی آشکار اعدام میشوند؛ تجربهای که در او نفرتی عمیق نسبت به پروندههای جنایی ایجاد میکند. اسکات و جیم در خانهای ساده در خیابان اصلی میکوم، همراه با پدرشان و کالپورنیا، آشپز سیاهپوست خانواده، زندگی میکنند. مادر اسکات مرده است و او فقدانش را چندان حس نمیکند، اما جیم گاهی در سکوت به یاد او فرو میرود. محدودهی بازی بچهها در تابستان، از خانهی خانم دوبوز در شمال تا خانهی رادلی در جنوب است؛ خانهای تیره و متروک که شایعات ترسناکی دربارهی ساکنش، بو رادلی، در شهر پیچیده است. مردم میگویند او شبها بیرون میآید، از پشت پنجرهها به داخل خانهها نگاه میکند، درختهای آزاله را با نفسش یخ میزند و هر کار مرموزی در شهر رخ میدهد به او نسبت داده میشود. سیاهپوستان شبها از کنار خانهی رادلی رد نمیشوند و بچههای مدرسه حتی جرئت ندارند گردوهای حیاط آن خانه را بردارند. تابستانی که دیل، پسرک خیالپرداز اهل میریدیان، برای گذراندن تعطیلات نزد خالهاش خانم ریچل به میکوم میآید، زندگی اسکات و جیم رنگ دیگری میگیرد. دیل با داستان فیلم دراکولا دل جیم را میبرد و سهتایی شروع میکنند به ساختن کلبه روی درخت، بازی با کتابهای ماجراجویانه و بعد، طراحی نقشه برای «بیرون کشیدن بو رادلی از خانه». جیم برای اثبات شجاعتش، شرط میبندد که پایش را از درِ حیاط رادلی آنطرفتر بگذارد، به دیوار خانه دست بزند و سالم برگردد. این بازیها کمکم جدیتر میشود؛ اسکات در یکی از بازیها با تایر بهطور ناگهانی جلوی پلکان خانهی رادلی پرت میشود و در همان حال، صدای خندهای خفه از داخل خانه میشنود. در کنار این خط ماجرا، کتاب کشتن مرغ مینا (مقلد) تجربهی نخستین روزهای مدرسهی اسکات را روایت کرده است. او با شوق به کلاس اول میرود، اما خیلی زود با معلم تازهکارش، خانم کارولین فیشر، دچار تنش میشود. خانم کارولین که از شمال آلاباما آمده و روش آموزشی تازهای به نام «سیستم اعشاری دیویی» را آموخته است، وقتی میفهمد اسکات از قبل خواندن بلد است، بهجای تشویق، او را سرزنش میکند و از او میخواهد به اتیکاس بگوید دیگر به او درس ندهد. اسکات که خواندن را مثل نفسکشیدن میداند، از این حرف شوکه میشود. بعد، ماجرای والتر کانینگهام پیش میآید؛ پسربچهای فقیر که ناهار نیاورده و حاضر نیست ۲۵ سنت معلم را قرض بگیرد، چون خانوادهاش هیچوقت چیزی را که نتوانند پس بدهند قبول نمیکنند. اسکات برای توضیح این موضوع، از فقر و غرور خانوادهی کانینگهام میگوید و همین باعث میشود دوباره تنبیه شود. در فصل سوم، شنونده با خانوادهی ایول آشنا میشود؛ فامیلی که در میکوم به تنبلی، خشونت و بیقیدی مشهور است. بوریس ایول، پسرک کثیف و شپشدار این خانواده، فقط یک روز در سال به مدرسه میآید تا قانون حضور اجباری ظاهراً رعایت شده باشد و بعد با گستاخی از کلاس بیرون میرود. اسکات در حیاط مدرسه با والتر درگیر میشود، اما جیم دعوا را میخواباند و والتر را برای ناهار به خانهی خودشان دعوت میکند. سر میز ناهار، وقتی والتر شیره را روی تمام غذایش میریزد، اسکات با تمسخر واکنش نشان میدهد و کالپورنیا او را به آشپزخانه میبرد و به او یاد میدهد که مهمان، هرکه باشد، حق دارد هرطور میخواهد غذا بخورد. شب، اسکات تصمیم میگیرد دیگر به مدرسه نرود و از اتیکاس میخواهد مثل پدربزرگش در خانه به او درس بدهد. اتیکاس در یکی از مهمترین گفتوگوهای کتاب، به او میآموزد که برای فهمیدن آدمها باید «توی جلدشان رفت و از زاویهی آنها به دنیا نگاه کرد». او با اسکات «مصالحه» میکند: اسکات به مدرسه برود و در عوض، شبها همچنان با هم کتاب بخوانند، اما این توافق را نباید به معلم بگویند. در فصل چهارم، اسکات در راه بازگشت از مدرسه، در سوراخ تنهی یکی از درختان بلوط کنار خانهی رادلی دو تکه آدامس و بعد، یک جفت سکهی براق پیدا میکند. او و جیم حدس میزنند که اینها شاید «سرخپوست شانس» باشند و تصمیم میگیرند تا شروع سال تحصیلی بعد صبر کنند و اگر صاحبشان پیدا نشد، آنها را برای خودشان نگه دارند. تابستان بعد، دیل برمیگردد، بازیها از سر گرفته میشود و اینبار نمایشنامهای دربارهی زندگی بو رادلی میسازند؛ اسکات نقش خانم رادلی را بازی میکند، دیل آقای رادلی پیر میشود و جیم نقش بو را بر عهده میگیرد. آنها صحنهی حملهی بو به پدرش با قیچی را بازسازی میکنند و هر بار که آقای ناتان رادلی یا همسایهها از کنارشان رد میشوند، بازی را قطع میکنند. وقتی اتیکاس یکبار بیخبر سر میرسد و آنها را در حال اجرای این نمایش میبیند، با چند سؤال ساده از جیم اعتراف میگیرد که بازیشان دربارهی خانوادهی رادلی است و به آنها هشدار میدهد که حق ندارند زندگی همسایه را به نمایش بگذارند و کسی را مسخره کنند. بعدتر، جیم و دیل نقشهی تازهای میکشند: با چسباندن یک یادداشت به سر چوب ماهیگیری و فروکردن آن از لای کرکرهی پنجره، از بو میخواهند بیرون بیاید و برایشان تعریف کند در خانه چه میکند. اسکات کشیک میدهد، دیل زنگ نقرهای را برای هشدار در دست میگیرد و جیم تلاش میکند کاغذ را روی آستانهی پنجره جا بدهد، اما اتیکاس سر میرسد، نقشه را میفهمد و اینبار صریحتر از قبل به آنها میگوید باید دست از سر بو رادلی بردارند و به حریم او احترام بگذارند. این مجموعهی ماجراها، در عین بازیگوشی کودکانه، شنونده را قدمبهقدم به سمت پرسشهای بزرگتری دربارهی ترس، شایعه، قضاوت و عدالت میبرد؛ پرسشهایی که در فصلهای بعدی کتاب، در دادگاه و خیابانهای میکوم، شکل جدیتری پیدا میکند.
چرا باید کتاب کشتن مرغ مینا (مقلد) را بشنویم؟
شنیدن کتاب کشتن مرغ مینا (مقلد) فرصتی است برای تجربهی یک داستان پرجزئیات از زاویهدید یک کودک که همزمان ساده و عمیق است. این کتاب صوتی نشان میدهد چگونه یک دختر بچهی کنجکاو، از دل بازیهای تابستانی، مدرسه، حیاط خانه و شایعات محله، با مفاهیمی مثل عدالت، فقر، تبعیض، شرافت و مسئولیت روبهرو میشود. شنونده در کنار اسکات، یاد میگیرد که آدمها را فقط از روی ظاهر، شایعه یا طبقهی اجتماعیشان قضاوت نکند و برای فهمیدنشان «توی جلدشان برود». در این کتاب صوتی، رابطهی اسکات و جیم با پدرشان اتیکاس، نمونهای از تربیت مبتنی بر گفتوگو و احترام است؛ پدری که بهجای دستور دادن، توضیح میدهد، مصالحه میکند و در عمل نشان میدهد چگونه میتوان در شهری پر از تعصب، منصف ماند. حضور شخصیتهایی مثل کالپورنیا، خانم مائودی، خانوادهی کانینگهام و خانوادهی ایول، طیف گستردهای از تیپهای اجتماعی را پیش چشم شنونده میگذارد و کمک میکند بفهمد فقر، جهل، تعصب مذهبی و نژادی چگونه در زندگی روزمره اثر میگذارند. از سوی دیگر، خط فرعی مربوط به بو رادلی و خانهی مرموزش، لایهای از تعلیق و رمزآلودگی به داستان داده است. بازیهای کودکانهی اسکات، جیم و دیل در تلاش برای دیدن بو، هم سرگرمکننده است و هم بهتدریج نشان میدهد ترس از «دیگری» چطور ساخته میشود. نسخهی صوتی با اجرای سپیده احمدی، بهخاطر تنوع صداها و لحنها، این فضا را برای شنونده ملموستر کرده است؛ بهگونهای که میتوان گرمای میکوم، بوی خاک خیس، صدای زنگ مدرسه و خشخش درختان بلوط کنار خانهی رادلی را حس کرد. برای کسانی که میخواهند هم داستانی پرماجرا بشنوند و هم در خلال آن با پرسشهای اخلاقی و اجتماعی جدی روبهرو شوند، این کتاب صوتی انتخابی مناسب است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب کشتن مرغ مینا (مقلد) به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور، روایتهای رشد و بلوغ و فضاهای شهری کوچک علاقه دارند. به علاقهمندان موضوعاتی مثل عدالت، تبعیض نژادی، فقر و اخلاق اجتماعی در قالب داستان پیشنهاد میشود. به شنوندگانی که دوست دارند از زاویهدید یک کودک به رفتار بزرگسالان، نظام آموزشی، خانواده و همسایهها نگاه کنند نیز مناسب است. همچنین به کسانی که از روایتهای پرجزئیات، فضاسازی دقیق و شخصیتهای بهیادماندنی لذت میبرند، میتواند تجربهای شنیداری قابلتوجه بدهد.
زمان
۱۴ ساعت و ۵۴ دقیقه
حجم
۶۱۴٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۴ ساعت و ۵۴ دقیقه
حجم
۶۱۴٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد