
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت دوم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت دوم)
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت02 نوشتهی احمدرضا صالحی ادامهی ماجراهای آریا در جهان پررمزوراز پریها و جنگل طلسمشده است. این کتاب صوتی با کارگردانی علیرضا خدایی و با گویندگی گروه گویندگان تولید شده و نشر احمدرضا صالحی آن را منتشر کرده است. در این قسمت شنونده دوباره به همان جنگل نورانی و کلبهی عجیب بازمیگردد؛ جایی که مرز میان دنیای انسانها و دنیای پریها کمرنگ شده و هر لحظه امکان دارد اتفاقی غیرمنتظره رخ دهد. این کتاب صوتی با حضور یک گروه بزرگ از صداپیشگان مانند علیرضا خدایی، پریسا، محمدرضا صالحی، حسین ناصری، زهرا چایی، فاطمه رستمی، کوثر مرتضوی، علیرضا جعفری، تینا بهرام، نارین پریزادی، نگار شریفیان، مهرداد رجبزاده، ماندانا کرموندی، پریسا توانا، مائده حسنی، امیررضا نوریزاده، پریسا زارعی، کسرا کامیارانیا، متین خواانی و فاطمه هوشمند فضایی شلوغ، زنده و نمایشی خلق کرده است. در این قسمت، تمرکز داستان روی کشف هویت آریا، رابطهی او با قتمیر و تینا و آشنایی بیشتر با قوانین و خلقوخوی دنیای پریهاست. فضای اثر ترکیبی از فانتزی، تعلیق، ماجراجویی و لحظات احساسی است و شنونده را از پرورشگاه و تنهایی آریا تا دریاچهی جادویی و کلبهی روشنشده با شمعهای طلایی همراه میکند.
درباره کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت02
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت02 داستان را درست از جایی ادامه میدهد که قسمت پیشین رها شده بود؛ آریا هنوز در پرورشگاه است و هر روز به جنگل میرود تا شاید دوباره کلبهی مرموز را پیدا کند. احمدرضا صالحی در این قسمت فضای فانتزی قسمت اول را گسترش داده است و شنونده را عمیقتر وارد جهان میدگارد میکند؛ جهانی که در آن جنگلی نورانی، کلبهای پنهان، دریاچهای جادویی و موجوداتی میان انسان و پری حضور دارند. ساختار این قسمت مانند یک اپیزود نمایشی است که چند پردهی مشخص دارد: آغاز با تنهایی و خشم آریا در پرورشگاه، تعقیب تینا در جنگل، بازگشت به کلبه، گفتوگوی طولانی کنار دریاچه و درنهایت تصمیم قتمیر برای پذیرفتن آریا در خانوادهی خود. در کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت02 چند فضا و موقعیت اصلی بارها تکرار و عمیقتر میشوند: خوابگاه و حیاط پرورشگاه، جنگل شعلهور از نورهای کوچک، کلبهی چوبی با شمعدانهای طلا، اتاق متروک بردیا، و دریاچهای که هم شب و هم روز چهرهای متفاوت دارد. این قسمت فصلبندی مکتوب مشخصی در متن شنیدهشده ندارد اما میتوان آن را به چند بخش داستانی تقسیم کرد: بخش پرورشگاه و گمشدن شاخهگل، تعقیب تینا و روبهروشدن دوباره با قتمیر، انتقال ناگهانی به کلبه، کابوس خفهشدن، فرار نافرجام از پنجره، دیدار دوباره کنار دریاچه و اعتراف قتمیر دربارهی گذشتهی خانوادهی آریا، و در پایان، معرفی آریا بهعنوان عضو جدید خانواده و آمادهسازی او برای زندگی در میان پریها و رفتن به مدرسه. در خلال این بخشها شنونده با گذشتهی قتمیر، خانوادهی او، شخصیت بردیا، و همچنین قوانین نانوشتهی دنیای پریها آشنا میشود؛ قوانینی که بعدها قرار است برای آریا سرنوشتساز باشند.
خلاصه کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت02
در این قسمت محور اصلی داستان کشمکش درونی آریا میان ناامیدی و امید، و حرکت او از تنهایی پرورشگاه به سمت پذیرفتهشدن در یک خانوادهی تازه است. آریا یک هفته تمام هر روز به جنگل میرود تا کلبهی مرموز را پیدا کند اما بینتیجه برمیگردد. خستگی، گرسنگی و احساس بیعدالتی او را به مرز انفجار میرساند؛ در اتاق پرورشگاه از شدت عصبانیت تخت را میکوبد، شاخهگل یادگار تینا را از پنجره پرت میکند و بلافاصله از این کار پشیمان میشود. وقتی برای پیدا کردن گل به حیاط میرود متوجه میشود اثری از آن نیست و همین غیبت ساده، او را وارد ماجرایی تازه میکند. در حیاط شبانهی پرورشگاه، آریا دختری را میبیند که از پرچین دور میشود و به سمت جنگل میدود؛ دختری با بلوز سفید، دامن مشکی بلند و موهای بلند که در نور شعلههای جنگل رنگ عوض میکنند. آریا مطمئن میشود او تیناست و با تمام توان دنبالش میدود. در عمق جنگل، تینا زمین میخورد و آریا راهش را سد میکند و با التماس از او میخواهد حقیقت را بگوید. در همین لحظه قتمیر در میان شعلهها ظاهر میشود، تینا را叱 میکند و آریا در برابر او میایستد و از دخترک دفاع میکند. این رویارویی مستقیم باعث میشود قتمیر برای نخستینبار آریا را جدی بگیرد. قتمیر با نیرویی شبیه جادو آریا را همراه خود و تینا به کلبه منتقل میکند؛ کلبهای که با شمعدانهای طلا و شمعهای روشن مثل روز نورانی است. او آریا را روی صندلی مینشاند و با لحنی خشن از حضور دوبارهاش در آنجا گلایه میکند. در میانهی گفتوگو، تینا خبر میدهد که پیرمردی پشت در کارش دارد. قتمیر بیرون میرود و وقتی برمیگردد چهرهاش شکسته و غمگین است؛ شنونده از خلال حرفهای او میفهمد که یکی از دوستان یا خویشاوندان قدیمیاش مرده و این خبر او را بهشدت تحتتأثیر قرار داده است. قتمیر در نهایت تصمیم میگیرد آریا را موقتاً در اتاق بردیا، یکی از اعضای غایب خانواده، اسکان دهد. تینا با اکراه او را به طبقهی بالا میبرد؛ راهرویی با سه در چوبی و اتاقی تاریک که سالهاست کسی در آن نخوابیده است. درِ اتاق برای آریا قفل است اما تینا فقط با نزدیککردن دستش آن را باز میکند؛ صحنهای که برای آریا نشانهای روشن از قدرتهای جادویی اوست. آریا در اتاق متروک، شاخهگل خشکیده را زیر تخت پنهان میکند و روی تخت نرم میخوابد؛ چیزی که در زندگی پرورشگاهیاش تجربه نکرده است. شب اما به آرامی نمیگذرد. آریا کابوسی میبیند که در آن قتمیر گلویش را میفشارد، اتاق میلرزد و دندانهای پیرمرد خونآلود میشوند. با وحشت از خواب میپرد، عرقریزان و مطمئن نیست چهچیز رؤیا بوده و چهچیز واقعیت. تصمیم میگیرد از کلبه فرار کند؛ ابتدا به سمت در میرود اما در نهایت پنجره و شاخهی قطور درخت چنار را انتخاب میکند. هنگام پایینرفتن سر میخورد، روی برگهای خشک میافتد و خار لیموی وحشی در پایش فرو میرود، اما با وجود درد، به عمق جنگل فرار میکند. در جنگل نورانی، آریا با صحنهای عجیب روبهرو میشود: دختری با موهای خرمایی فرفری و دامن مشکی روی طنابی بسیار بلند تاب میخورد و هر بار که بالا میرود دهها متر جابهجا میشود. نگاه خیرهی او وحشت آریا را بیشتر میکند و او دوباره پا به فرار میگذارد تا به دریاچهای نسبتاً بزرگ میرسد. کنار دریاچه قتمیر را میبیند که غمگین نشسته و گریه میکند. آریا میخواهد بیصدا دور شود اما ناگهان با او برخورد میکند و قتمیر بدون مقاومتدادن او را کنار خود مینشاند. در گفتوگوی طولانی کنار دریاچه، قتمیر برای نخستینبار پرده از هویت آریا برمیدارد. او از آریا میخواهد چند قول جدی بدهد: رازداری کامل دربارهی چیزهایی که خواهد شنید، ماندن در کنار او و خانوادهاش، و خودداری از هر رفتاری که برای تینا و دیگران خطرساز باشد. سپس میگوید که مادر آریا انسان بوده اما پدرش یک پری اصیل است و به موجوداتی مانند او «پریزاد» گفته میشود؛ موجوداتی که در دنیای پریها بزرگترین خطر بهشمار میآیند. قتمیر توضیح میدهد که پدر و مادر آریا سالها پیش در شبی خاص مردهاند و خودش آنها را میشناخته است، هرچند جزئیات این آشنایی را فعلاً پنهان نگه میدارد. قتمیر در ادامه از گذشتهی خودش میگوید؛ از خواهری که سالها از او دور بوده و خبر مرگش را تازه شنیده است، از اشتباهات موجودات مختلف و اینکه اشتباهات پیرها معمولاً بزرگتر است. این اعترافها چهرهی انسانیتری از او نشان میدهد و آریا را به او نزدیکتر میکند. در مسیر بازگشت به کلبه، قتمیر به آریا هشدار میدهد که دنیای پریها با دنیای آدمیزادها فرق دارد و شکستن قول در آنجا پیامدهای سنگینی دارد. وقتی به کلبه برمیگردند، قتمیر از آریا میپرسد چگونه از اتاق بیرون آمده و با اشارهای ساده در را باز میکند. آریا به اتاقش میرود و متوجه میشود زخمی که خار لیمو روی پایش گذاشته بود کاملاً ناپدید شده است؛ گویی هرگز وجود نداشته. صبح روز بعد تینا با صدایی خجولانه او را برای صبحانه صدا میزند. آریا در سالن نشیمن و آشپزخانه با جزئیات زندگی روزمرهی پریها روبهرو میشود؛ از نان و مربای تمشک وحشی تا حولهای از پوست لطیف موجودی ناشناخته. رابطهی او و تینا همچنان سرد و پر از سوءظن است. تینا با خشونت از آریا دفاع سرسختانهاش از قتمیر را طلب میکند و هر اشارهای به پدربزرگش را جدی میگیرد. در اتاق بردیا، آنها قابعکسهای قدیمی را تمیز میکنند و شنونده برای نخستینبار چهرهی خانوادهی قتمیر را میشناسد: سارا مادربزرگ، سورنا پدر تینا، بردیا، و خود قتمیر در جوانی. این تصاویر گذشتهای را نشان میدهند که هنوز در داستان باز نشده است. قتمیر با یک حرکت جادویی تمام گردوغبار اتاق را پاک میکند و سپس آریا و تینا را به کنار همان دریاچه میبرد؛ اینبار در روشنایی روز. آنجا اعلام میکند که از این به بعد آریا عضوی از خانوادهی آنهاست و از تینا میخواهد با او درست رفتار کند. او توضیح میدهد که نمیتواند حضور آریا را از دیگر پریها پنهان کند و تصمیم گرفته او را بهعنوان نوهی خود معرفی کند، بهویژه که تولد ۱۵ سالگی تینا نزدیک است و مهمانان زیادی خواهند آمد. در همین گفتوگو، آریا به مشکل بزرگش اشاره میکند: سایهاش. تینا با دیدن سایهی او وحشتزده میشود و آن را «همزاد» مینامد. قتمیر اما آرامش خود را حفظ میکند و میگوید برای این مسئله فکری خواهد کرد. او در پایان یادآوری میکند که در جهان خدا موجودات زیادی وجود دارند که آدمیزادها حتی از وجودشان خبر ندارند و اینکه «هر غیرممکنی غیرممکن نیست». قسمت با بازگشت آنها به کلبه و وعدهی کارها و آموزشهای فراوان در روزهای آینده به پایان میرسد.
چرا باید کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت02 را بشنویم؟
این کتاب صوتی برای شنوندهای که به داستانهای فانتزی و ماجراجویانه علاقه دارد فرصتی است تا در قالب یک سریال صوتی، بهتدریج با جهانی گسترده و چندلایه آشنا شود. در این قسمت تمرکز داستان روی کشف هویت آریا بهعنوان یک پریزاد، رابطهی پیچیدهی او با قتمیر و تینا و همچنین رویارویی او با قوانین و حساسیتهای دنیای پریهاست. این محور باعث میشود شنونده علاوهبر تعقیب ماجرا، درگیر سؤالاتی دربارهی هویت، تعلق، خانواده و مرز میان «انسان» و «دیگری» شود. کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت02 از نظر فضاسازی شنیداری نیز جذاب است. حضور گروه گویندگان متعدد، امکان خلق شخصیتهای متمایز را فراهم کرده است؛ از لحن خشن و درعینحال شکستهی قتمیر تا صدای لرزان و معذب تینا و مونولوگهای پر از خشم و ناامیدی آریا. تغییر مداوم فضاها ـ پرورشگاه، جنگل شعلهور، کلبهی روشن، اتاق متروک، دریاچه در شب و روز ـ به شنونده کمک میکند در طول قسمت خسته نشود و مدام با تصویرهای تازه روبهرو باشد. در لایهای دیگر، این قسمت بهخوبی تنهایی نوجوانی، احساس طردشدگی و میل شدید به دانستن «من کی هستم» را نشان داده است. آریا میان دو جهان گیر افتاده؛ نه کاملاً انسان است و نه کاملاً پری، و همین وضعیت او را به شخصیتی نزدیک و قابلدرک تبدیل کرده است. شنونده در طول قسمت شاهد است که چگونه خشم و ترس آریا بهتدریج جای خود را به کنجکاوی و نوعی پذیرش میدهد و این تغییر، ریتم احساسی داستان را شکل میدهد. از سوی دیگر، گذشتهی مبهم قتمیر و خانوادهاش، قابعکسهای قدیمی، نام بردیا و اشاره به اشتباهات قدیمی، همگی نوید میدهند که در قسمتهای بعدی با داستانی گستردهتر روبهرو خواهیم بود. این قسمت مثل پلی میان معرفی اولیهی جهان میدگارد و ماجراهای بزرگتر آینده عمل کرده است؛ پلی که هم اطلاعات تازه میدهد و هم سؤالات جدیدی طرح میکند. برای شنوندهای که قسمت اول را دنبال کرده، این اپیزود نقطهای است که در آن جهان داستان عمق بیشتری پیدا میکند و شخصیتها از تیپهای ساده به چهرههایی با گذشته و زخم و راز تبدیل میشوند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای فانتزی، دنیای پریها و موجودات جادویی علاقه دارند و دنبال یک سریال صوتی دنبالهدار هستند. همچنین به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که از ماجراهای پرتعلیق، فضای پرورشگاه، کشف هویت و روایتهایی دربارهی خانوادههای غیرمعمول لذت میبرند. کسانی که قسمت اول میدگارد را شنیدهاند و کنجکاو ادامهی سرنوشت آریا هستند نیز مخاطبان اصلی این قسمت بهشمار میآیند.
زمان
۵۳ دقیقه
حجم
۱۲۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵۳ دقیقه
حجم
۱۲۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد