
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه سی و نهم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه سی و نهم)
کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم نوشتهی سید صدرا میرئی روایتی نمایشی از واقعهی عاشورا است که با گویندگی گروه گویندگان و به تهیهکنندگی گروه فرهنگی هنری یزم تولید شده و نشر آوایم آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی بخشی از یک دراما پادکست بلندتر با عنوان مقتل آب است که هر قسمت آن مانند جرعهای از یک روایت پیوسته شنیده میشود و جرعه سی و نهم یکی از اوجهای عاطفی و روایی این مجموعه بهشمار میآید. در این قسمت شنونده با چند صدا و چند زاویهی دید روبهرو است؛ صداهایی که هرکدام نقشی نمادین و مشخص دارند و در کنار هم صحنهی شهادت حسین و پیامدهای آن را بازسازی میکنند. در سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم نقشها بهروشنی معرفی شدهاند: سید لیلا موسوی در نقش آب، سید محمد حسینی در نقش ابلیس و تیغ، مجید امیری در نقش عمر سعد، سید میثم موسویان در نقش فَتروش و نگین رسولی در نقش عزرائیل. این ترکیب صداپیشگان بههمراه طراحی و ترکیب صدای مجید بابایی و سرپرستی صدا توسط محمد امین شوشتری فضایی چندلایه و پرتنش میسازد که در آن مرز میان روایت، گفتوگو و مونولوگ درونی شخصیتها بارها جابهجا میشود. نویسنده و کارگردان سید صدرا میرئی است و در پایان اثر نیز نام تهیهکنندگان حامد حجتی و سید روحالله نور موسوی و ناظر فنی و هنری سید محمد حسینی ذکر شده است تا شنونده با پشتصحنهی تولید این کتاب صوتی نیز آشنا شود.
درباره کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم
کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم با تمرکز بر لحظات پایانی عاشورا و شهادت حسین شکل گرفته است و سید صدرا میرئی در آن کوشیده است واقعه را نه از زاویهی معمول تاریخی بلکه از دید عناصر و شخصیتهای فرابشری و نمادین بازگو کند. در این کتاب صوتی آب، ابلیس، تیغ، عمر سعد، فَتروش و عزرائیل هرکدام به زبان خود از آنچه دیدهاند سخن میگویند و بهاینترتیب شنونده در میانهی گفتوگویی قرار میگیرد که میان زمین و آسمان، میان فرات و قتلگاه و میان فرشتگان و انسانها در جریان است. در متن اثر بارها به این نکته پرداخته شده است که تنها یک روز در تاریخ آفرینش آب به خشکی و عطش کشیده شده و آن روز، روز حسین بوده است؛ همین تصویر، محور عاطفی و معنایی روایت را میسازد و آب را به راوی اصلی رنج و حسرت بدل میکند. در جرعه سی و نهم، آب از دل خاک تفتیده، از زیر فرات، از میان گرد و غبار و سنگها سخن میگوید و از ناتوانی خود در سیرابکردن لب تشنهی حسین شکایت میکند. کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم در قالب یک قسمت مستقل اما پیوسته با دیگر جرعهها ارائه شده است و ساختار آن بیشتر بر پایهی صحنهها و گفتوگوهای متوالی است تا فصلهای کلاسیک. بااینحال میتوان در دل این قسمت چند بخش مشخص تشخیص داد: بخشی که در آن آب از روز حسین و عطش او روایت میکند، بخشی که در آن عزرائیل با شمارش کشتههای شمشیر حسین و سپس با دیدن توقف این شمارش دچار اضطراب میشود، بخشی که گفتوگوی درونی عمر سعد و کشمکش او میان جاهطلبی و آگاهی از عظمت گناه قتل حسین را نشان میدهد، و بخشی که در آن شمر بر سینهی حسین مینشیند و صحنهی بریدن سر با حضور تیغ، آب و عزرائیل بهصورت چندصدایی بازگو میشود. در ادامه، روایت به سوختن خیمهها، اسارت زنان و کودکان، و حسرت همیشگی آب بازمیگردد که خود را «کشتهی حسرت حسین» مینامد و از مأموریت سالانهاش برای طواف دور سرداب و علم، و بازگویی واقعه برای همهی عرشیان و زمینیان سخن میگوید. در پایان کتاب صوتی، نوحه و مرثیهای با محوریت زینب و وداع با جوانی او شنیده میشود که جرعه سی و نهم را با لحنی سوگوارانه و شخصی به پایان میبرد.
خلاصه کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم
در سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم روایت از زبان آب آغاز میشود؛ آبی که خود را از ابتدای خلقت همراه همهی موجودات میداند و تنها یک روز را در تمام تاریخش روز خشکی و عطش مینامد: روز حسین. آب برای شنونده تعریف میکند که چگونه در عاشورا، درحالیکه حسین لب تشنه به میدان میرفت و میجنگید، خود را ناتوان و محبوس زیر خاک و در بستر فرات میدید و از این ناتوانی میسوخت. او میگوید که حسین در آن روز بسیاری را به خاک افکند اما در برابر یک جان و هزاران سنگ قرار گرفت؛ سنگهایی که بر بدن و برادران و یاران او فرود آمدند و آب تنها میتوانست صدای افتادن تنها را بشنود. در ادامه، عزرائیل وارد صحنه میشود؛ فرشتهای که مأمور قبض روح کشتهشدگان است و با شمارش پیاپی «۴۲، ۴۳، ۴۴…» تعداد جانهایی را که شمشیر حسین گرفته است دنبال میکند. ناگهان شمارش متوقف میشود و آب با اضطراب از عزرائیل میپرسد چرا دیگر کشتهای بر زمین نمیافتد و چه بر حسین گذشته است. عزرائیل که زیر خاک تفتیده تنها شنوا است نه بینا، از سکوت میدان و از سنگهایی میگوید که بر بدن برادر حسین فرود میآیند و از گرد و غباری که دید را میگیرد. این تعلیق تا لحظهای ادامه مییابد که بوی خون و خبر افتادن حسین بر زمین فضا را پر میکند و آب با وحشت میگوید اگر حسین بمیرد او نیز میمیرد. روایت سپس به گفتوگوی درونی عمر سعد میرسد؛ جایی که او خود را پسر سعد ابیوقاص میخواند و اعتراف میکند که بیش از آنچه هست خود را لایق میداند. او از یکسو به جایگاه حسین بهعنوان فرزند علی، فاطمه و نبی آگاه است و از سوی دیگر آرزوی دیرینهی حکومت و قدرت را در دل دارد. عمر سعد میگوید که نمیخواهد شخصاً دست به قتل حسین بزند اما در همان حال فرمان میدهد: «کمانداران، بزنید… نیزهدار، بیا اینجا…» و با لحن تمسخرآمیز اعلام میکند که حسین آب طلب میکند و هرگز جرعهای نخواهد نوشید تا آتش جهنم را در آغوش بکشد. در این میان شمر وارد میدان میشود و با افتخار از نشستن بر سینهی حسین و نزدیکشدن به صورت او سخن میگوید؛ او با آگاهی کامل از نسب حسین، از بریدن سر او ابایی ندارد و حتی نام خدا را بر زبان میآورد. تیغ در این بخش بهعنوان ابزاری که میان ارادهی قاتل و تقدیر الهی قرار گرفته است، دچار تردید میشود؛ شمر چندبار تلاش میکند سر حسین را ببرد اما تیغ «نمیبُرد» و شمر ناچار میشود از قفا ببرد. در همین لحظات عزرائیل از خاطرات کودکی حسین میگوید، از بازیکردن با او، از اینکه چگونه صدای کودکانهاش را به یاد دارد و اکنون نمیداند روح را از کدام بخش بدن پرزخم او قبض کند. او اعتراف میکند که عاشقانه به حسین مینگریسته و در آینهی چهرهی او خود را میدیده و حالا جز بوی خون چیزی نمییابد. در اوج این کشمکش، عزرائیل میشنود که خداوند خود فرمان میدهد کنار برود تا شخصاً حسین را به آغوش گیرد و همین لحظه را بهعنوان نقطهای یگانه در تاریخ آفرینش توصیف میکند. پس از این صحنه، آب به روایت ادامه میدهد و از حسرتی میگوید که از آن روز در جانش مانده است؛ حسرت اینکه نتوانسته لبان محبوبش را حتی با رطوبتی اندک سیراب کند. او خود را «کشتهی آن حسرت» مینامد و توضیح میدهد که از آن پس تا قیامت مأمور است سالی یکبار به سرداب و کنار علم بیاید، دور آن بگردد و برای همهی حاضران از آدم تا خاتم واقعه را بازگو کند. در بخش دیگری از جرعه سی و نهم، تیغ از گفتوگوی خود با حسین در لحظهی بریدن سر سخن میگوید؛ حسین به او میگوید اگر میخواهد به رستگاری برسد باید فرمان او را بپذیرد و سرش را ببرد تا به دیدار مادرش فاطمه برسد. تیغ اعتراف میکند که نه از سر نفرت بلکه از سر اطاعت از خواست محبوب این کار را انجام داده است و خود را در موقعیت عاشقی میبیند که نمیتواند معشوق را برخلاف میلش نگه دارد. در پایان روایت، آب از سوختن خیمهها، سیلیخوردن دختران، شکستن گوشوارهها و آغاز اسارت سخن میگوید و اعتراف میکند که تاب همراهی با کاروان اسرا را نداشته چون هنوز بدن عریان حسین بر خاک بود و او نمیتوانست چشم از آن بردارد. او از دلتنگی همیشگی خود برای حسین میگوید و از اینکه هر سال با بازگشت عزاداران به کربلا، زخم آن روز دوباره تازه میشود. جرعه سی و نهم با مرثیهای دربارهی زینب و وداع او با جوانیاش و تکرار نالهی «حسین وای وای» به پایان میرسد و شنونده را در فضای سوگ، حسرت و یادآوری مداوم عاشورا رها میکند.
چرا باید کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم را بشنویم؟
سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم بهدلیل زاویهی دید خاص و چندصداییاش تجربهای متفاوت از شنیدن واقعهی عاشورا فراهم کرده است. در این کتاب صوتی، آب بهعنوان راوی اصلی انتخاب شده و در کنار او عزرائیل، تیغ، ابلیس و عمر سعد هرکدام بخشی از حقیقت را بازگو میکنند؛ همین تنوع صداها باعث میشود شنونده نهتنها با روایت تاریخی، بلکه با لایههای عاطفی، وجودی و نمادین ماجرا روبهرو شود. تمرکز متن بر حسرت، عطش، ناتوانی و کشمکش درونی شخصیتها، واقعهای آشنا را از منظری تازه پیش چشم میآورد. این کتاب صوتی برای کسانی که به تعزیه، مقتلخوانی و مرثیههای عاشورایی علاقهمند هستند فرصتی فراهم کرده است تا شکل دیگری از سوگواری شنیداری را تجربه کنند؛ شکلی که در آن طراحی صدا، نقش صداپیشگان و گفتوگوهای درونی شخصیتها اهمیت زیادی دارد. حضور نقشهایی مانند آب و تیغ، و گفتوگوی آنها با حسین و عزرائیل، شنونده را به تأمل دربارهی مفاهیمی مانند تقدیر، اختیار، عشق، وفاداری و حسرت ابدی وا میدارد. همچنین اشارهی مکرر به مأموریت سالانهی آب برای بازگویی واقعه، نوعی پیوند میان آیینهای عزاداری امروز و آن روز تاریخی برقرار کرده است و نشان میدهد چگونه یک واقعه میتواند در حافظهی جهان و عناصر آن ماندگار شود. برای کسانی که به تجربهی شنیدن یک دراما پادکست مذهبی علاقه دارند، سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم نمونهای است که در آن متن، صدا و موسیقی سوگوارانه درهم تنیده شده است. این اثر نهتنها صحنههای شناختهشدهای مانند تشنگی حسین، افتادن او بر خاک، بریدن سر و سوختن خیمهها را بازگو کرده است، بلکه احساسات پنهان شخصیتهایی مانند عزرائیل، عمر سعد و حتی تیغ را نیز به زبان آورده است. شنیدن این کتاب صوتی میتواند برای مخاطبانی که در پی درک عمیقتری از ابعاد عاطفی و معنوی عاشورا هستند تجربهای تأملبرانگیز باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و نهم به علاقهمندان به روایتهای عاشورایی و مقتلخوانی پیشنهاد میشود که مایل هستند این واقعه را در قالبی نمایشی و چندصدایی تجربه کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به دراما پادکستهای مذهبی، مرثیههای شنیداری و بازآفرینی هنری واقعهی کربلا علاقه دارند. این کتاب صوتی برای مخاطبانی مناسب است که حوصلهی همراهی با متنی احساسی، پرگفتوگو و سرشار از تصویرهای نمادین دربارهی عطش، شهادت و حسرت را دارند.
زمان
۴۲ دقیقه
حجم
۴۸٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۲ دقیقه
حجم
۴۸٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد
نظرات کاربران
این قسمت خیلی سنگین بود واقعا. روضه ی کامل بود. یا زینب