
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه سی و پنجم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه سی و پنجم)
کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و پنجم نوشتهی سید صدرا میرئی روایتی نمایشی و احساسی از واقعهی کربلا است که با تمرکز بر لحظههای اوج مصیبت و تشنگی در ظهر عاشورا شکل گرفته است. در این کتاب صوتی آب بهعنوان راوی اصلی حضور دارد و از زاویهی نگاه خود، ماجرای عطش، دلدادگی و شهادت یاران حسین را بازگو میکند. نشر آوایم آن را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی گروه گویندگان و در قالب یک دراما پادکست شنیداری عرضه شده است. در سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و پنجم شنونده با ترکیبی از دیالوگ، مونولوگ، نریشن و نوحهخوانی روبهرو است که فضای احساسی و سوگوارانهی کربلا را بازسازی کرده است. نقشهایی چون آب، ابلیس، لیلا، رباب، سکینه، زینب و حسین در قالب صداپیشگی گروهی از هنرمندان جان گرفتهاند و هرکدام بخشی از رنج، حیرت، شرم و دلدادگی این واقعه را روایت کردهاند. گروه فرهنگی هنری یزد این اثر را تهیه کرده و در تیتراژ پایانی نامهایی چون سید صدرا میرئی بهعنوان نویسنده و کارگردان، محمد امین شوشتری بهعنوان تهیهکننده و سرپرست گروه صدا و مجید آقایی در بخش طراحی و ترکیب صدا ذکر شده است. این کتاب صوتی بیش از آنکه گزارش تاریخی باشد، تجربهای عاطفی و درونی از مقتل کربلا را پیش روی شنونده میگذارد.
درباره کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و پنجم
کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و پنجم با تکیهبر متن سید صدرا میرئی برشی از یک روایت بلندتر است که در قالب جرعههای پیاپی عرضه شده و این بخش بهطور ویژه بر ماجرای علیاکبر، قاسم بن حسن و جوانان بنیهاشم تمرکز کرده است. در این کتاب صوتی آب در نقش راوی و شاهد خاموش واقعه ظاهر شده است؛ راویای که هم شرمنده است هم بیقدرت و هم درگیر پرسشهای بیپاسخ دربارهی سرنوشت، اراده و عطش. او از یکسو خود را «شرمندهترین» عنصر میدان میداند که نتوانسته تشنگی حسین و یارانش را تسکین دهد و از سوی دیگر با تیغ گفتوگو میکند و از او میپرسد چرا در برابر خون یاران حسین چنین بیرحم شده است. این زاویهی دید، فضای کتاب صوتی را از یک روایت صرفاً تاریخی به تجربهای درونی و پرسشگر تبدیل کرده است که در آن آب، تیغ، آفتاب و عطش هرکدام بهنوعی شخصیت یافتهاند. در کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و پنجم ساختار اثر بر پایهی صحنههای پیدرپی شکل گرفته است؛ صحنههایی که در آنها گفتوگوهای لیلا و رباب دربارهی علیاکبر، وداع مادر با فرزند، اضطراب سکینه، داغ زینب از رفتن فرزندانش و یاد قاسم نوجوان کنار هم قرار گرفته است. شنونده در این کتاب صوتی با توصیف لحظهی آمادهکردن علیاکبر برای میدان، پوشاندن زره و لباس حسین بر تن او، لرزش پنهان مادر، و نگاههای آخر در سایهی خیمه روبهرو میشود. سپس روایت بهسوی میدان میرود، جایی که آب از دور شاهد افتادن علیاکبر، رفتوآمد جوانان بنیهاشم، شهادت فرزندان زینب و فرزندان عقیل است و در عینحال با تیغ خاموش درگیر گفتوگو میشود. در ادامه، ماجرای قاسم بن حسن و نامهی بهجایمانده از حسن برای حسین، اصرار قاسم برای رفتن به میدان، ناتوانی حسین در رد این خواسته و آمادهکردن او برای نبرد روایت شده است. در پایان این جرعه، آب از خستگی، بیپناهی و نشنیدهماندن اشکش سخن گفته است و با یاد رباب و دیگر بازماندگان، حسرت و بیقراری خود را بیان کرده است. این ساختار جرعهمحور نشان میدهد که آن کتاب بخشی از یک سریال صوتی بلندتر است که هر قسمت بر یک مقطع عاطفی و روایی از مقتل تمرکز کرده است.
خلاصه کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و پنجم
در این کتاب صوتی محور اصلی روایت، آب است؛ آبی که خود را راوی مقتل میداند و از دل واقعهی کربلا سخن میگوید. او از همان آغاز، خود را شرمندهترین موجود میدان معرفی کرده است؛ موجودی که میبیند حسین و یارانش زیر آفتاب سوزان تشنهاند اما راهی برای رسیدن به آنان ندارد. آب در گفتار خود از «دخمهی نمور دور از حسین» یاد کرده است و توضیح داده که چگونه روایتش در جایی دور از خیمهها و میدان، اما در پیوند کامل با آنچه رخ داده، شکل گرفته است. او همزمان شاهد اشکهای حسین، پیکرهای چاکچاک یاران و بیتابی زنان و کودکان است و از اینهمه، احساس ناتوانی و شرم در او شدت گرفته است. روایت در ادامه بر علیاکبر متمرکز شده است؛ جوانی که در نگاه حسین یادآور پیامبر است. آب صحنهای را به یاد آورده که علیاکبر در برابر حسین راه میرفته و این راهرفتن، دل حسین را در سرمای بیوفایی کوفیان گرم کرده است. سپس نوبت به گفتوگوهای لیلا و رباب میرسد؛ لیلا از حسرت خود میگوید که تنها یک پسر دارد و نمیتواند چون زینب دو فرزند به میدان بفرستد، از آمادهکردن علیاکبر برای نبرد، پوشاندن زره حسین بر تن او، شانهکردن زلفانش و لحظهای که خواسته است او را در آغوش بگیرد اما خود را عقب کشیده تا ارادهی پسرش نلرزد. رباب در کنار او از علیاصغر، از بیشیرشدن خود بهخاطر تشنگی و از ناتوانی در طلب آب درحالیکه حسین و همهی خیمه تشنهاند سخن گفته است. آب در میانهی این صحنهها با تیغ وارد گفتوگو شده است؛ تیغی که پیشتر در راه کربلا به او گفته بود برای حسین اراده به نبریدن دارد. حال آب با دیدن پیکرهای پارهپاره یاران، از تیغ میپرسد این همه جراحت چگونه رخ داده است اگر او قرار بوده برای حسین نبرد. سکوت تیغ پاسخی است که التهاب آب را بیشتر کرده است. سپس روایت به شهادت علیاکبر میرسد؛ نه با توصیف مستقیم صحنهی ضربت، بلکه از خلال فریادها، غبار میدان، اضطراب سکینه، دویدن لیلا و رباب و اشکهای پنهان زینب. آب در این لحظات خود را ناتوانتر از همیشه میبیند؛ آبی که در فرات محبوس است و بهجای سیرابکردن، به «ماری رقصنده در برابر تشنگان» تشبیه شده است. در بخش بعدی، کتاب به سراغ قاسم بن حسن رفته است؛ نوجوانی که در شب پیش از عاشورا در پاسخ به سؤال حسین دربارهی شهادت، آن را «شیرینتر از عسل» دانسته است. آب صحنهی گفتوگوی حسین و قاسم را به یاد آورده است؛ جایی که حسین از رفتن او ممانعت کرده و قاسم با اصرار و اشک، به خیمه بازگشته تا نوشتهای را که حسن برای چنین روزی به مادرش سپرده بود بیاورد. با خواندن این نوشته، حسین خود را در برابر وصیت برادر متعهد دیده و ناچار خواستهی قاسم را پذیرفته است. چون هیچ زرهی به قامت او اندازه نبوده، حسین عمامهای بر سرش بسته و بخشی از آن را بر چهرهاش انداخته و شمشیر را بهجای کمر بر گردنش حمایل کرده است تا بر زمین کشیده نشود. آب از این صحنه بهعنوان یکی از شدیدترین لحظههای گریهی حسین یاد کرده است؛ جایی که پیشانی حسین بر پیشانی نوجوان حسن گذاشته شده و اشکها چنان فراوان بوده که حتی برای آب، جاریشدن بر گونهی حسین دشوار شده است. در پایان این جرعه، آب از خستگی و بیپناهی خود سخن گفته است؛ از اینکه هیچکس اشک آب را نمیبیند، از اینکه فریادش به گوش رباب و دیگران نمیرسد و از اینکه سالهاست همین روایت را تکرار میکند اما هر بار با نامی تازه، نگاهی تازه و زخمی تازه دوباره به میدان بازمیگردد. او خود را شبیه رباب میبیند که هرچه فریاد زد «نرو»، کسی صدایش را نشنید. این حس نشنیدهماندن، در کنار تصویرهای پیدرپی از وداعها، تشنگیها و بازگشت پیکرها به خیمه شهدا، هستهی عاطفی کتاب را شکل داده است.
چرا باید کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و پنجم را بشنویم؟
در کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و پنجم واقعهی کربلا از زاویهای کمتر دیدهشده روایت شده است؛ زاویهی نگاه آب که هم شاهد است هم متهم و هم بیقدرت. این انتخاب باعث شده است شنونده با پرسشهایی روبهرو شود که فراتر از گزارش رویداد هستند؛ پرسشهایی دربارهی اراده، شرم، عطش، ناتوانی و نسبت دوستداشتن با رنجکشیدن. آب در این کتاب صوتی نهتنها راوی ماجراست بلکه آینهای برای احساسات متناقض انسان در برابر مصیبت نیز هست. این کتاب صوتی بهجای تمرکز بر جزئیات تاریخی، بر لحظههای عاطفی و درونی شخصیتها تمرکز کرده است؛ لحظهی آمادهکردن علیاکبر برای میدان، کشمکش لیلا میان آغوشکشیدن و رهاکردن، اضطراب رباب برای علیاصغر، اصرار قاسم نوجوان برای رسیدن به میدان و اشکهای پنهان زینب. شنونده در این فضا با تجربهای مواجه میشود که هم سوگوارانه است هم تأملبرانگیز. ساختار دراما پادکست، حضور چند صداپیشه و ترکیب گفتوگو، نریشن و نوحه، شنیدن آن کتاب را به تجربهای چندلایه تبدیل کرده است که هم برای عزاداری و هم برای تأمل شخصی در معنای وفاداری، فداکاری و تشنگی معنوی قابلاستفاده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه سی و پنجم به علاقهمندان روایتهای عاشورایی و آیینی پیشنهاد میشود که بهدنبال تجربهای احساسی و متفاوت از مقتل کربلا هستند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به دراما پادکستها، نمایشهای رادیویی و روایتهای چندصدایی علاقه دارند. این کتاب صوتی برای مخاطبانی مناسب است که مایلاند در فضای سوگ و عزاداری، بیشتر بر جنبههای عاطفی، درونی و پرسشگرانهی واقعه تمرکز کنند تا بر جزئیات تاریخی و تحلیلی آن.
زمان
۳۵ دقیقه
حجم
۴۹٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۳۵ دقیقه
حجم
۴۹٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد