کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه بیستم) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه بیستم)

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه بیستم)

انتشارات:نشر آوایم
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه بیستم)

کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم نوشته‌ی سید صدرا میرئی روایتی نمایشی و احساسی از بخشی از تاریخ پس از رحلت پیامبر است که با تمرکز بر رنج‌ها و مصیبت‌های فاطمه و سکوت علی شکل گرفته است. در این کتاب صوتی شنونده با متنی روبه‌رو است که میان روایت، گفت‌وگو و مونولوگ در رفت‌وآمد است و فضای یک درام شنیداری پرتنش را می‌سازد. نشر آوایم آن را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی گروه گویندگان و در قالب یک دراماپادکست عرضه شده تا مخاطب نه‌تنها روایت را بشنود بلکه فضای احساسی و تصویری آن را نیز در ذهن خود تجربه کند. در سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم شخصیت‌ها با صداپیشگی چند نفر جان گرفته‌اند: لیلا موسوی در نقش آب، محمد حسینی در نقش ابلیس، فاطمه حسینی در نقش اسما، مریم رسولی در نقش فز و خود سید صدرا میرئی در نقش مغیره. این تنوع صداها باعث شده است که شنونده در دل ماجرا قرار بگیرد و کشمکش‌ها، فریادها، سوگ‌ها و نجواها را از زبان شخصیت‌های مختلف بشنود. گروه فرهنگی هنری یم این روایت شنیداری را تولید کرده است و در تیتراژ پایانی نام‌هایی چون حامد حجتی و روح‌الله نور موسوی به‌عنوان تهیه‌کننده، محمدامین شوشتری به‌عنوان سرپرست گروه صدا و مجید آقایی در طراحی و ترکیب صدا دیده می‌شود که همگی در شکل‌گیری فضای صوتی این کتاب صوتی نقش داشته‌اند.

درباره کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم

کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم با متن سید صدرا میرئی بر محور یک راوی غیرمنتظره یعنی «آب» بنا شده است؛ آبی که در جای‌جای روایت خود را «شاهد» می‌نامد و از دید یک عنصر همیشه‌حاضر در خانه علی و فاطمه به وقایع نگاه می‌کند. این انتخاب روایی باعث شده است که شنونده با زاویه‌دیدی متفاوت وارد ماجرا شود؛ زاویه‌دیدی که هم در صحنه‌های روزمره مثل بازی حسن و حسین و ورز دادن خمیر نان حضور دارد و هم در لحظات اوج بحران مانند هجوم به خانه، آتش‌زدن در و فریادهای فاطمه. در این کتاب صوتی شخصیت‌هایی چون اسما، مغیره، ابلیس، حسن، حسین، زینب و دیگران در قالب دیالوگ‌های پرتنش و گاه بریده‌بریده ظاهر می‌شوند و فضای خانه‌ای را نشان می‌دهند که میان سکوت علی و خشم مهاجمان گرفتار شده است. نویسنده در سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم از خلال همین صحنه‌ها به موضوعاتی چون سکوت علی، فشار برای بیعت، تهدید به آتش‌زدن خانه، جسارت به حرمت بیت پیامبر و رنج جسمی و روحی فاطمه پرداخته است. در ادامه کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم شنونده با ساختاری روبه‌رو است که بیشتر شبیه یک مجلس روضه‌ی نمایشی و چندصدایی است تا یک روایت خطی ساده. متن در چند بخش و «جرعه»‌های جداگانه پیش می‌رود و جرعه بیستم یکی از این حلقه‌هاست که بر «روز فاطمه» و وقایع منتهی به ظهر آن روز تمرکز دارد. در این جرعه، صحنه‌هایی مانند گفت‌وگوی اسما و علی درباره آنچه در کوچه بر فاطمه گذشته، بازی دادن حسن برای دورکردن ذهنش از حادثه، هجوم مغیره و همراهانش به در خانه، تهدید به آتش، فریادهای فاطمه پشت در، آتش‌گرفتن در، فشردن فاطمه میان در و دیوار، کشاندن علی به مسجد و ناتوانی آب در یاری‌رساندن، همچون تکه‌های یک درام پی‌درپی کنار هم قرار گرفته‌اند. نام‌بردن دقیق عوامل در پایان، از نویسنده و کارگردان تا طراح صدا و ناظر هنری، نشان می‌دهد که این کتاب صوتی به‌عنوان بخشی از یک پروژه‌ی نمایشی صوتی بزرگ‌تر طراحی شده است که هر جرعه‌اش بر برشی از رنج‌ها و مصیبت‌های خاندان پیامبر تمرکز کرده است.

خلاصه کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم

در سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم روایت از زبان آب آغاز می‌شود؛ آبی که خود را «پیر شاهد» می‌نامد و می‌گوید آنچه می‌گوید همان است که «به چشم دیده و به گوش شنیده» است. آب از روزی سخن می‌گوید که آن را «مبدأ تمامی غصه‌ها» می‌داند؛ روزی که به «روز فاطمه» معروف است و هر لحظه‌اش به ظهر شومی نزدیک می‌شود. در آغاز، اسما هراسان نزد علی می‌آید و از او می‌خواهد کاری کند پیش از آنکه خودش پیش‌مرگ فاطمه شود. علی به خانه می‌رود، از زبان فاطمه می‌شنود که در کوچه چه بر او گذشته و سپس دست به دعا برمی‌دارد؛ دعایی که آب معنایش را نمی‌فهمد اما می‌داند علی مأمور به صبر و سکوت است. علی بعد از دعا حسن را در آغوش می‌گیرد، از آب جرعه‌ای بر سر و صورت گریان او می‌ریزد و با او و دیگر کودکان بازی می‌کند تا ذهن حسن از صحنه‌های تلخی که دیده دور شود. آب با دقت نگاه می‌کند که چگونه حسن در میانه‌ی بازی مراقب زینب است و از خنده‌ی کوتاه بر چهره‌ی برادرش قناعت می‌کند. سپس علی به کنجی می‌رود و اسما نزد او می‌آید تا از جزئیات واقعه بپرسد. اسما با تردید و ترس، آنچه را فاطمه گفته بازگو می‌کند: در راه بازگشت از مسجد، مردانی راه را بر فاطمه بسته‌اند، قباله‌ای را خواسته‌اند و چون فاطمه از تحویل آن امتناع کرده، به زور متوسل شده‌اند. یکی از آنان با تکان پایی حسن را به کناری پرتاب کرده و با ضربه‌ای فاطمه را به زمین انداخته است؛ فاطمه صورت خود را سپر قباله کرده و میان ضربه‌ها و زمین‌خوردن، آسیب دیده است. در ادامه، گفت‌وگوها به سمت تحلیل سکوت علی و فشار خلافت برای بیعت می‌رود. راوی و اسما از این می‌گویند که چگونه «جلال فاطمه» به اهرم فشاری بر جبهه‌ی خلیفه تبدیل شده و چگونه خلافت به شمشیر علی نیاز دارد. در همین کشمکش ذهنی است که صحنه‌ی «روز فاطمه» در خانه شکل می‌گیرد؛ روزی که آب همزمان هم خمیر نان را قوت دست‌ها می‌کند و هم مرکب قلم علی است. ناگهان صدای کوبیدن شدید بر در بلند می‌شود؛ صدایی که آب آن را به هجوم فیل‌سواران بر کعبه تشبیه می‌کند. مغیره پشت در است و با صدایی آشنا از اسما می‌خواهد در را بگشاید و به علی بگوید بیرون بیاید تا با خلیفه بیعت کند. اسما از بازکردن در سر باز می‌زند و به مغیره یادآوری می‌کند که حتی جبرئیل بی‌اذن بر این خانه وارد نمی‌شد. فاطمه با وجود ضعف جسمی و بارداری، تصمیم می‌گیرد خود پاسخ مهاجمان را بدهد. تهدیدها بالا می‌گیرد؛ مغیره و همراهانش می‌گویند اگر اهل این خانه بیرون نیایند، خانه را با اهلش آتش می‌زنند. فاطمه پشت در می‌ایستد و با فریادی که خانه و حتی آب در کوزه را می‌لرزاند، خطاب به پدرش می‌گوید شاهد باشد که پس از او چه بر سر دخترش آورده‌اند. مهاجمان گوش نمی‌دهند و در برابر این فریادها تنها یک جمله را تکرار می‌کنند: بیرون بیایید و به مسجد برویم. تهدید به آتش‌زدن جدی می‌شود؛ هیزم می‌آورند، آتش را جلوی در می‌ریزند و شعله‌ها بالا می‌گیرد. فاطمه پشت در است و اسما و دیگران از او می‌خواهند کنار برود اما او می‌خواهد از حرمت خانه دفاع کند. در آتش می‌گیرد، فشار می‌آورند، در می‌شکند و فاطمه میان در و دیوار می‌ماند. آب با حسرت می‌گوید «فاطمه بین آن در و دیوار ماند و باز از من هیچ نیامد»؛ اعترافی از ناتوانی در یاری‌رساندن. فاطمه بر زمین می‌افتد، پهلویش خون‌آلود می‌شود و در همان حال صدای کشاندن علی به مسجد بلند است؛ ریسمان می‌آورند، علی را می‌برند و فاطمه با پهلوی زخمی خود را به دامان علی می‌آویزد تا او را رها نکنند. در بخش پایانی، لحن آب شخصی‌تر و شکایت‌آمیزتر می‌شود. از حسرت خود می‌گوید که چگونه دست‌بسته مانده و نتوانسته جان حبیب خدا را نجات دهد؛ حسرتی را توصیف می‌کند که شبیه انسانی است که تا لب آب می‌آید اما دهانی برای رفع عطش ندارد. از این می‌گوید که خوشحال است کودکان بیرون نبودند تا صحنه‌ی هجوم و آتش را نبینند و یادآوری می‌کند که پس از این روز، جهان برای فاطمه بدون پدر ارزشی ندارد. در پایان، متن با تیتراژ تولیدی تمام می‌شود؛ جایی که نام نویسنده و کارگردان، تهیه‌کنندگان، سرپرست گروه صدا، طراح و ترکیب‌کننده صدا و ناظر فنی و هنری خوانده می‌شود و جرعه بیستم به‌عنوان بخشی از یک سفر طولانی‌تر در مقتل آب به پایان می‌رسد.

چرا باید کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم را بشنویم؟

سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم برای شنونده فرصتی فراهم کرده است تا یکی از حساس‌ترین و پرالتهاب‌ترین مقاطع تاریخ صدر اسلام را نه در قالب گزارش خشک، بلکه در قالب یک درام شنیداری چندصدایی تجربه کند. انتخاب «آب» به‌عنوان راوی، زاویه‌دیدی متفاوت و شاعرانه به وقایع داده است؛ راوی‌ای که هم در لحظات آرام خانه حضور دارد و هم در اوج فاجعه، و از همین جایگاه، هم شاهد است و هم معترض و شاکی. این ترکیب روایت تاریخی با زبان احساسی، شنونده را به دل خانه علی و فاطمه می‌برد و او را با جزئیات عاطفی ماجرا روبه‌رو می‌کند. در این کتاب صوتی، شنونده با پرسش‌هایی درباره سکوت علی، معنای صبر، نسبت قدرت سیاسی با حرمت اهل بیت و نقش فاطمه در این کشمکش‌ها مواجه می‌شود. دیالوگ‌های تند و پرتنش میان اسما، مغیره، ابلیس و دیگران، فضای جدال میان حق و قدرت را به‌خوبی نشان داده است. از سوی دیگر، حضور کودکان، بازی حسن و حسین، مراقبت حسن از زینب و تلاش علی برای دورکردن ذهن فرزندان از مصیبت، لایه‌ای انسانی و خانوادگی به روایت افزوده است. شنیدن این کتاب صوتی می‌تواند برای کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از رنج‌های فاطمه و فضای پس از رحلت پیامبر هستند، تجربه‌ای تأثیرگذار و ماندگار باشد. ترکیب متن سید صدرا میرئی با گویندگی گروه گویندگان و طراحی دقیق صدا، فضایی ساخته است که در آن فریاد فاطمه پشت در، صدای کوبیدن مهاجمان، زبانه‌کشیدن آتش، گریه‌ی حسن و نجواهای آب در هم تنیده می‌شود. این هم‌نشینی صداها باعث شده است که شنونده نه‌تنها روایت را بشنود بلکه آن را در ذهن خود ببیند و لمس کند. برای کسانی که به قالب‌های خلاقانه در بازآفرینی وقایع تاریخی علاقه‌مند هستند، این کتاب صوتی نمونه‌ای از پیوند روایت، نمایش و صدا است که می‌تواند الهام‌بخش و قابل‌تأمل باشد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه بیستم به کسانی پیشنهاد می‌شود که به تاریخ و سیره اهل بیت علاقه‌مند هستند و می‌خواهند روایتی احساسی و نمایشی از رنج‌های فاطمه و سکوت علی را تجربه کنند. همچنین به مخاطبانی پیشنهاد می‌شود که به درام‌های صوتی، پادکست‌های نمایشی و روایت‌های چندصدایی درباره وقایع مذهبی گرایش دارند و به‌دنبال اثری هستند که هم بُعد عاطفی ماجرا را برجسته کند و هم فضای پرتنش آن روزها را در قالب صدا بازآفرینی کند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۳۱ دقیقه

حجم

۴۳٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۳۱ دقیقه

حجم

۴۳٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۲,۰۰۰
تومان