
دانلود و خرید کتاب صوتی داریوش و شانزه لیزه
معرفی کتاب صوتی داریوش و شانزه لیزه
کتاب صوتی داریوش و شانزهلیزه نوشتهی محمدرضا اسمعیلبیگ مجموعهای از روایتهای شخصی، خاطرات و تکههایی از زیست یک نسل است که با نگاهی شوخطبع، دقیق و گاهی تلخ به سالهای کودکی، مدرسه، خانواده و جامعه پرداخته است. محمدرضا اسمعیلبیگ در این کتاب صوتی هم نویسنده است هم گوینده و شنونده را مستقیماً وارد جهان ذهنی و عاطفی خودش میکند؛ جهانی که از حیاط مدرسه و زمین بسکتبال و سرپپسیها شروع میشود و تا خیابان داریوش شیراز، نمایشگاه کتاب، سفر به تهران و پشتصحنهی یک مراسم رسمی ادامه پیدا میکند. این کتاب صوتی با گویندگی خودِ نویسنده منتشر شده و همین موضوع باعث شده لحن، مکثها، خندههای زیرپوستی و بغضهای ناگفتهی متن، در صدا هم منعکس شود. نشر آوند اندیشه آن را منتشر کرده است و در کنار متن، انتخاب موسیقی و اجرای صوتی نیز بهوسیلهی خود محمدرضا اسمعیلبیگ انجام شده تا فضای احساسی و نوستالژیک روایتها پررنگتر شود. شنونده در این کتاب صوتی با ترکیبی از جزئیات روزمره، اصطلاحات محلی شیراز، خاطرات خانوادگی، تجربههای مدرسه و مواجهه با ساختار آموزشی و اداری روبهرو است که همه در کنار هم تصویری زنده از یک دورهی زیسته را شکل میدهند.
درباره کتاب داریوش و شانزه لیزه
کتاب داریوش و شانزهلیزه از همان سطرهای اول با یک صحنهی صمیمی خانوادگی شروع میشود؛ پدری که برای پسر خردسالش طاها کتاب میخواند و ناگهان با سؤال سادهی «پس اینا کی هستن بابا؟» روبهرو میشود؛ سؤالی که از دل یک تصویر شلوغ از سربازها و پادشاه شاهنامه بیرون میآید و بهنوعی کل فضای کتاب را معرفی میکند: فاصلهی بین روایتهای رسمی و ذهنِ کودک، بین آنچه گفته میشود و آنچه واقعاً دیده میشود. محمدرضا اسمعیلبیگ در این کتاب صوتی با رفتوبرگشتهای زمانی، از پدری امروز به کودکی خودش در شیراز میرسد؛ به خیابان داریوش که برای او «خاصترین و مهمترین خیابون رو کره زمین» است و در ذهنش حتی از شانزهلیزهی پاریس هم عزیزتر جلوه میکند. کتاب داریوش و شانزهلیزه در چندین بخش و روایت نسبتاً بلند شکل گرفته است که هرکدام حول یک محور عاطفی یا موقعیت بهیادماندنی میچرخند؛ از ماجرای خریدن یک کفش سگکدار قهوهای در خیابان داریوش و وسواس عجیب برای سالم نگهداشتن آن، تا فاجعهی کندهشدن سگک وسط فوتبال با سرپپسی در حیاط مدرسه، تلاشهای خلاقانه برای پنهانکردن ماجرا از پدر و مادر، و حتی رنگکردن منگنهی فلزی روی کفش با آبرنگ برای شبیهکردن آن به چرم. در بخش دیگری از کتاب صوتی، شنونده وارد فضای نظام آموزشی قدیم، امتحان نهایی کلاس پنجم، استرس نمرهها، دفتر مدرسه، ادارهی آموزشوپرورش و سفر گروهی شاگردان ممتاز استانها به تهران میشود؛ سفری که در آن از خوابگاه پرستاری تا سالن تمرین یک مراسم تشریفاتی، از مربی عصبی با شلوار قرمز و زنجیر طلا تا تمرینهای طاقتفرسای راهرفتن با شمع روی سن، همه بهدقت و با جزئیات روایت شده است. در ادامه، ماجرای شعر آرش سیاوش کسرایی، حفظکردن آن برای گرفتن «تاج سبز» در کلاس پنجم، اجرای تأثیرگذار شعر در جمع بچهها و مسئولان، و در نهایت لغو ناگهانی اجرای رسمی شعر به دستور یک مقام ناشناس با بارونی و عینک تیره، یکی از محورهای مهم کتاب را میسازد که بهخوبی تنش بین فرد و ساختار، و حس ناتمامماندن رؤیاها را نشان میدهد.
خلاصه داستان داریوش و شانزه لیزه
در این کتاب صوتی، محمدرضا اسمعیلبیگ از نقطهای بسیار روزمره شروع میکند: شبهایی که برای پسر خردسالش طاها کتاب میخواند و او با دقت کتابی را از روی میز شلوغ کنار تخت انتخاب میکند؛ میزی که روی آن از تلفن و ساعت رومیزی و گلدان میناکاری گرفته تا گلستان سعدی جیبی، مجلهی کیهان ورزشی، کتاب تاریخچهی تقریباً همهچیز و قاب عکس خانوادهی کوچکشان کنار هم چیده شده است. این صحنهی ساده، بهانهای میشود برای رفتن به دل خاطرات؛ از جمله شبی که طاها کتابی از شاهنامهی کودکان را انتخاب میکند و بعد از شنیدن جملهی «غیر از خدای مهربون هیچکس نبود» با دیدن نقاشی پر از سرباز و پادشاه میپرسد «پس اینا کی هستن بابا؟» و راوی را در برابر ناتوانی توضیحدادن یک تناقض قرار میدهد. از اینجا، روایت به کودکی راوی در شیراز میپرد و خیابان داریوش را بهعنوان مرکز جهان شخصی او معرفی میکند؛ خیابانی پر از مغازه، پاساژ، اسباببازیفروشی، جیگرکی، نوارفروشی، قنادی، پرندهفروشی و دستفروشهای لبو و باقلگرمک. در یکی از بخشهای محوری، پدر او را برای خرید کفش تابستانی به همین خیابان میبرد. کفش قهوهای سگکدار با سوراخهای ریز روی چرم، در نگاه کودک به «سرزمین قهوهای» تبدیل میشود؛ آنقدر دوستداشتنی که حتی دلش نمیآید پای عرقیاش را داخلش کند. پدر، مادر و حتی بیبی و خواهر و برادر، بارها تکرار میکنند «رضا با این کفش فوتبال بازی نکنیا، این سگکش خیلی ظریفهها کنده میشهها» و او هر بار میگوید «چشم». اما در حیاط آسفالت مدرسه، وسط فوتبال با سرپپسی، همان اتفاقی که نباید بیفتد رخ میدهد: سگک کنده میشود. از اینجا به بعد، کتاب وارد جزئیات خندهدار و در عینحال پراضطراب پنهانکردن این فاجعه میشود؛ راهرفتن پنگوئنی برای نیفتادن سگک، قایمکردن کفش زیر پله، جلسهی مشورتی با رویا، تلاش ناموفق با چسب، دوختن، بردن به کفاشی غریبه، منگنهزدن روی تسمه و در نهایت رنگکردن منگنه با آبرنگ برای شبیهکردن آن به چرم. در ادامه، کتاب به «وحشت هفتم» یعنی نظام آموزشی و امتحان نهایی کلاس پنجم میرسد. راوی از فشار دائمی برای «یه چیزی شدن»، از ساختار دبستان و راهنمایی و دبیرستان، و از امتحان نهاییای میگوید که مجوز ورود به دورهی بعد است. او با معدل ۱۹/۵۷ رتبهی اول استان فارس میشود و ناگهان وسط کلاس به ادارهی آموزشوپرورش احضار میشود تا بفهمد قرار است بهعنوان شاگرد ممتاز استان به تهران اعزام شود. سفر با اتوبوس قرمز ایرانپیما، اسکان در خوابگاه پرستاری، تحویلگرفتن کتوشلوار سورمهای و پیراهن سفید، آشنایی با پسر خراسانی و فوتبال با سرپپسی در اتاق، و بعد کشف اینکه قرار است در مراسم تولد ولیعهد شرکت کنند، لایهی دیگری از روایت را شکل میدهد. بخش بعدی کتاب، تمرینهای طاقتفرسای حضور در مراسم است: مربی لاغر با شلوار قرمز و زنجیر طلا که مدام داد میزند «زود باش، سریع، پرفشنال باش»، آموزش راهرفتن «ظریف و با احساس» روی سن، تقسیم بچهها به صفهای دختر و پسر با شمعهای روشن در دست، خاموششدن مداوم شمعها، دویدن مرد تپل کراواتی با کبریت بین صفها، افتادن بچهها از پله، سوختن موهای یک دختر، جیغهای «کات» و عصبانیت مربی. راوی و چند نفر دیگر بعد از چند دور تمرین کنار گذاشته میشوند و از روی صندلیها تمرین بقیه را تماشا میکنند. در شبهای اقامت در تهران، برنامهی دورهمی بچهها برگزار میشود و راوی شعر بلند «آرش» سیاوش کسرایی را که در کلاس پنجم برای گرفتن «تاج سبز» حفظ کرده بود، از حفظ میخواند. سکوت کامل سالن و بعد تشویق طولانی بچهها و بزرگترها، او را در موقعیتی تازه قرار میدهد؛ تا جایی که تصمیم گرفته میشود همین شعر را در مراسم رسمی با حضور مسئولان و ضبط تلویزیون اجرا کند. او دو روز تمام روی لحن، فراز و فرود صدا و حرکات دست کار میکند. پیش از مراسم، در اتاقی خالی، شعر را برای مردی با بارونی سرمهای، عینک تیره و سیبیل باریک میخواند؛ مردی که هیچ واکنشی نشان نمیدهد و فقط ساکت میایستد. بعدتر، درست وقتی راوی پشت صحنه منتظر اعلام اسمش است، میفهمد برنامه عوض شده و قرار نیست شعر را بخواند. روز بعد، یکی از مسئولان مهربان در گوشش میگوید: «اون آقای دیشبی فرمودن شما نباید این شعر رو بخونید.» راوی با این حس ناتمامماندن و بیدلیلیِ حذف، به شیراز برمیگردد؛ حسی که سالها بعد هم در ذهنش باقی میماند و در کنار خاطرهی کفش سگکدار، خیابان داریوش و سؤال طاها از شاهنامه، هستهی عاطفی کتاب را میسازد.
چرا باید کتاب داریوش و شانزه لیزه را بشنویم؟
شنیدن این کتاب صوتی برای آشنایی با یک برش زنده از زندگی شهری، خانوادگی و آموزشی در ایران، از زاویهی نگاه یک کودک و نوجوان شیرازی که حالا پدر شده، اهمیت دارد. کتاب داریوش و شانزهلیزه نشان میدهد که چگونه جزئیات بهظاهر کوچک مثل یک کفش سگکدار، یک سرپپسی، یک نمایشگاه کتاب، یک امتحان نهایی یا یک شعر حفظشده میتواند به خاطرهای ماندگار و تعیینکننده در شکلگیری شخصیت تبدیل شود. این کتاب صوتی به شنونده کمک میکند رابطهی بین نسلها را بهتر ببیند؛ پدری که تجربههای خودش از مدرسه، ترس از خطکش فلزی، فشار نمره، سفر تشریفاتی به تهران و سانسور یک شعر را با تجربهی پدرانهی امروز و گفتوگو با پسرش طاها کنار هم میگذارد. در این میان، طنز، خودافشایی، اعتراف به ترسها و شرمهای کودکی، و توصیفهای دقیق از فضای شیراز، مدرسهی ابنسینا، چهارراه زند، خیابان داریوش و ادارهی آموزشوپرورش، شنونده را با لایههای مختلف یک زیستجهان آشنا میکند. از سوی دیگر، کتاب داریوش و شانزهلیزه تصویری ملموس از نظام آموزشی قدیم، مناسبات قدرت در مدرسه و اداره، و تجربهی شاگرد ممتاز بودن ارائه کرده است؛ تجربهای که هم افتخارآمیز است و هم پر از فشار، دلهره و گاهی بیعدالتی. شنونده در خلال روایتها با مفاهیمی مثل آزمونوخطا، ترس از تنبیه، تلاش برای پنهانکردن خطا، و مواجههی کودک با ساختارهای بزرگتر روبهرو میشود؛ مفاهیمی که هنوز هم در زندگی بسیاری از خانوادهها و دانشآموزان حضور دارد. همچنین، اجرای صوتی بهوسیلهی خود نویسنده باعث شده لحن شیرازی، اصطلاحات محلی، مکثها، تکرارها و شوخیهای درونی متن بهخوبی منتقل شود و شنونده حس کند پای یک گفتوگوی طولانی و صمیمی نشسته است. برای کسانی که به دنبال شنیدن روایتی پرجزئیات از کودکی، مدرسه، خانواده و جامعه در بستر یک شهر مشخص هستند، این کتاب صوتی میتواند تجربهای قابلتوجه باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به خاطرهنویسی، روایتهای شخصی و فضاهای نوستالژیک شهری علاقه دارند. به والدینی پیشنهاد میشود که میخواهند تجربهی کودکی و مدرسهرفتن نسل قبل را بهتر درک کنند و رابطهی خود با فرزندانشان را در آینهی این روایتها ببینند. به معلمان، مشاوران مدرسه و دانشجویان رشتههای مرتبط با آموزشوپرورش پیشنهاد میشود که دنبال درک حسیتری از تأثیر نظام آموزشی، امتحانها و شیوههای تنبیه و تشویق بر ذهن کودک هستند. به شنوندگانی پیشنهاد میشود که به فضای شیراز، فرهنگ محلی، اصطلاحات و جزئیات زندگی روزمره در یک شهر ایرانی کنجکاوند و دوست دارند این فضا را از زاویهی نگاه یک راوی دقیق و شوخطبع تجربه کنند. همچنین به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که با موضوعاتی مثل فشار نمره، برچسب «شاگرد ممتاز»، ترس از اشتباه و مواجهه با ساختارهای بزرگتر درگیرند و میخواهند روایت دیگری از این تجربهها بشنوند.
زمان
۵ ساعت و ۲۸ دقیقه
حجم
۳۰۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵ ساعت و ۲۸ دقیقه
حجم
۳۰۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد