
دانلود و خرید کتاب صوتی مرد خانه
معرفی کتاب صوتی مرد خانه
کتاب صوتی مرد خانه نوشتهی کیم کلمن فوت با ترجمهی ناهید رسولی روایتی است از زندگی جب کلمن، رفتگر بازنشستهی رنگینپوست که پس از مرگ مادرش در میانسالی با گذشتهی خانوادگی و معنای مردبودن در جامعهای نژادپرست روبهرو میشود. این کتاب صوتی با گویندگی علی رضایی آدریانی و همراهی گروهی از صداپیشگان از جمله ویکتوریا براری، فرشید ایلبیگ، زهرا فدایی، ایمان فلاحتی، لیلی حمیدی، نسرین حقانی، یاسر شکوهی و با حضور افتخاری مژگان نوایی و اسدالله بابایی شنونده را وارد جهان درونی جب و سه نسل از خانوادهی او میکند. نشر ترانه پدرام آن را منتشر کرده است و ضبط آن در استودیوی نشر خانه رود انجام شده است. در این کتاب صوتی شنونده با مردی روبهرو است که میان خرتوپرتهای بهظاهر بیارزش، تاریخ شخصی و خانوادگیاش را نگه داشته و با از دستدادن مادر، احساس میکند نخ اتصالش به جهان پاره شده است. مرد خانه با تمرکز بر رابطهی جب با مادر، خواهران کلهشق، همسران، فرزندان و عمویی که روزی برایش نماد قدرت و پناه بوده، به موضوعاتی مانند سوگ، شرم، خشونت خانگی، مهاجرت از جنوب به شمال آمریکا و تبعیض نژادی میپردازد. حضور چند گوینده و صداپیشه به شخصیتها و لایههای زمانی مختلف جان داده است و شنیدن این کتاب صوتی را به تجربهای شبیه همراهی با یک سفر جادهای طولانی و پر از خاطره و کشف تبدیل کرده است.
درباره کتاب مرد خانه
کتاب مرد خانه داستان جب کلمن را روایت میکند؛ مردی رنگینپوست، رفتگر بازنشسته و ساکن محلهی واکسال که پس از مرگ مادرش احساس میکند خانهی قدیمی و شهر شمالی که سالها در آن زندگی کرده دیگر برایش «خانه» نیست. کیم کلمن فوت در این کتاب با نگاهی نزدیک به ذهن جب، او را در لحظهای بحرانی دنبال کرده است؛ لحظهای که خواهر بزرگترش ورنا از او میخواهد خرتوپرتهایی را که سالها در حیاط خانهی مادرشان انبار کرده جمع کند. همین درخواست ساده، جب را وادار میکند کوهی از اشیای بهظاهر بیارزش را در گودالی کمعمق در جنگل دفن کند؛ اشیایی که برای او جایگزین خاطرات، شکستها و امیدهای ازدسترفته بودهاند. در ادامهی کتاب مرد خانه شنونده با گذشتهی جب آشنا میشود: کودکی زیر سایهی پدری خشن، مادری که هم تکیهگاه است و هم سلطهگر، خواهرانی که مدام در حال جدلاند و عمویی به نام ابی که تنها لحظههای حمایت مردانهی امن را برای او رقم زده است. روایت در چند فصل و بخش رفتوبرگشتی میان حال و گذشته حرکت میکند؛ از تماس تلفنی ورنا و دعوای خواهر و برادر بر سر «آشغالها» تا خاطرات مهاجرت خانواده از جنوب به نیوجرسی، سالهای کار جب روی کامیون زباله، ازدواجهایش، رابطهاش با فرزندان و حس عمیق ناکامیاش. در بخشهای بعدی کتاب مرد خانه سفر جادهای جب بهسوی جنوب محور اصلی روایت میشود. ورنا رویای سفری خانوادگی برای بازگشت به شهرها و روستاهایی را در سر دارد که زمانی خانوادهشان در آنها زندگی کردهاند و میخواهد قبر پدربزرگ و مادربزرگ را پیدا کند و برایشان سنگ قبر بسازد؛ اما جب انگیزهای شخصیتر دارد: پیدا کردن عمو ابی، همان مرد قدبلند آرامی که روزی جلوی مشتهای پدرش ایستاد و در مراسم خاکسپاری پدر، دستمال آبیرنگی به او داد و گفت «الان تو مرد خونهای». روایت در فصلهای مختلف، مسیر جب را در آزادراه آی ۹۵، عبور از ایالتهای مختلف، مواجهه با نشانههای زندهی نژادپرستی، و رسیدنش به شهر کوچک کمبرتون و بعد کمبلتون دنبال میکند. شنونده در این مسیر با صحنههایی مانند دفن خرتوپرتها در بیشه، گفتوگوهای تند و پر از طعنهی جب و ورنا، جستوجو در زیرزمین خانهی قدیمی برای پیدا کردن نامهها و حلقهی مادر، و درنهایت دیدار جب با عمو ابی سالخورده و همسرش دورین روبهرو میشود. ساختار کتاب بهگونهای است که هر فصل بخشی از پازل هویت جب و خانوادهاش را کامل میکند و در عین حال تصویری از سه نسل یک خانوادهی سیاهپوست در دل جامعهای نژادپرست ارائه میدهد، بیآنکه پایان داستان را بهطور قطعی ببندد.
خلاصه داستان مرد خانه
روایت مرد خانه بر محور ذهن و تجربهی جب کلمن شکل گرفته است؛ مردی که پس از خاکسپاری مادرش با تلفن ورنا بیدار میشود: خواهرش میخواهد حیاط خانهی قدیمی را از «آشغالها» خالی کند. جب سالهاست هرچه دیگران دور میاندازند جمع میکند؛ صندلیهای شکسته، دستگیرههای زنگزده، قابلمههای فرورفته، قطعات ماشین، بطریها و قوطیها. برای او اینها فقط شیء نیستند، بلکه ردّ زندگی آدمهاییاند که جامعه آنها را بیارزش دانسته است؛ همانطور که خودش و خانوادهاش را. مادرش یکبار این انبوه وسایل را به آثار هنری موزهای تشبیه کرده اما ورنا آنها را مایهی شرمساری میداند. تهدید ورنا به اینکه همهچیز را با کامیون کمپرسی دور خواهد ریخت، جب را وادار میکند دوستانش را جمع کند و خرتوپرتها را در گودالی در جنگل دفن کند؛ صحنهای که برای او شبیه دفن گذشته و هویت شخصیاش است. پس از این اتفاق جب احساس تهیبودن میکند. خانهی بدون مادر برایش ناکجاآباد است و رابطهاش با خواهرانش پر از کینهی قدیمی است. ورنا در غذاخوری محله از سفری به جنوب حرف میزند: میخواهد همراه جب و دو خواهر دیگرشان، رزین و آلما، به آلاباما و فلوریدا بروند، شهرهایی را ببینند که در کودکی در آنها زندگی کردهاند، قبر پدربزرگ و مادربزرگ را پیدا کنند و برایشان سنگ قبر بگذارند، و حتی شاید عمو ابی را بیابند. جب در ظاهر بیاعتناست اما در ذهنش مدام به عمو فکر میکند؛ مردی که یکبار جلوی کتکزدن او توسط پدرش ایستاد و روز خاکسپاری پدر دستمال آبیرنگی به او داد و گفت حالا او «مرد خانه» است. این دستمال کنار دندان شیری، پیپ مادر و سکههای یادگاری پدربزرگ در صندوق نسوز جب نگهداری میشود. جب سرانجام بیآنکه به کسی چیزی بگوید، تنها راهی جنوب میشود. به همه گفته برای ماهیگیری میرود اما در واقع آزادراه آی ۹۵ را به سمت آلاباما و فلوریدا پایین میرود، از کنار خاک سرخ، مزارع پنبه، پرچمهای کنفدراسیون و پمپبنزینهایی میگذرد که در آنها هنوز توهین نژادی عادی است. در کمبلتون فلوریدا، در ادارهی پست، میفهمد عمو ابی هنوز زنده است و با زنی به نام دورین ازدواج کرده. وقتی به خانهی کوچک زردرنگ عمو میرسد، با مهماننوازی گرم دورین روبهرو میشود اما عمو را در وضعیتی میبیند که انتظارش را نداشته: پیرمردی شکننده با حافظهای فرسوده که گاهی جب را با پدر خودش اشتباه میگیرد و گاهی حتی پدرش را بهجای پدر خود میبیند. جب در حیاط شنی خانهی عمو، کنار خمرهی بادامزمینی و پرچین ساده، با او و دورین عکس میگیرد؛ عکسی که قاب پرترهی آدلایت، مادربزرگ جب، هم در آن حضور دارد. در گفتوگو با دورین میفهمد عمو سالهاست دربارهی نیوجرسی و خانوادهی شمالیاش حرفی نزده و فقط گفته پشت سرش مرگ و اندوه زیادی جا گذاشته است. دورین از او میخواهد بماند اما جب تصمیم میگیرد برگردد؛ با این آگاهی که حتی اگر عمو سالها پیش او را با خود به فلوریدا میبرد، سرنوشتش چندان متفاوت نمیشد. پیش از رفتن، در لحظهای کوتاه، عمو دستمال آبی دیگری به جب میدهد و با جملهای تسلیبخش به او میگوید «همهچیز درست میشود»؛ لحظهای که نشان میدهد در لایههای دوردست حافظهاش هنوز چیزی از آن رابطهی قدیمی باقی مانده است. جب در راه بازگشت، با دو دستمال آبی در دست، از کنار تابلوی شهر کوچکی میگذرد که نامش همان جایی است که ورنا همیشه بهعنوان محل تولد او ذکر کرده بود. میایستد تا از تابلو عکس بگیرد اما فلش دوربین کار نمیکند و تصویر در تاریکی میافتد. این ناتوانی در ثبت، نمادی از وضعیتی است که جب در آن گرفتار است: گذشتهای پر از روایتهای نیمهکاره، مدارک ناقص و خاطراتی که یا دفن شدهاند یا در ذهن سالخوردگان خانواده فرسوده شدهاند. او میان نگهداشتن این گذشته در قالب دو دستمال و رهاکردن آنها در جاده مردد میماند و در عین حال به ورنا، فی، فرزندانش و خانهای فکر میکند که باید به آن برگردد.
چرا باید کتاب مرد خانه را بشنویم؟
کتاب صوتی مرد خانه بهجای تمرکز بر رویدادهای بزرگ تاریخی، زندگی روزمرهی مردی معمولی را دنبال کرده است که زیر فشار نژادپرستی، فقر، خشونت خانگی و انتظارات متناقض از «مرد بودن» شکل گرفته است. شنونده در طول کتاب با جب همراه میشود؛ مردی که همزمان قربانی و عامل خشونت است، هم از پدرش زخم خورده و هم خودش به همسر و فرزندانش آسیب رسانده، و حالا در آستانهی پیری به گذشته نگاه میکند و میکوشد بفهمد چه چیزهایی از اختیار او خارج بوده و کجاها خودش انتخاب کرده است. این زاویهی دید، امکان همدلی و در عین حال فاصلهگرفتن انتقادی از شخصیت را فراهم میکند. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای لمسکردن تجربهی سه نسل از یک خانوادهی سیاهپوست در آمریکا از درون خانه، سفر، شغل و روابط عاطفیشان؛ نه از زاویهی آمار و خبر. موضوعاتی مانند مهاجرت از جنوب به شمال، امید به «سرزمین موعود» و مواجهه با تبعیض در کارخانهها و محلههای کارگری، در خاطرات جب و روایتهای پدربزرگ و عمو ابی بازتاب یافته است. در کنار این لایهی اجتماعی، کتاب به شکل ظریفی به نقش اشیا در حفظ حافظهی فردی میپردازد: از خرتوپرتهای حیاط و صندوق نسوز جب تا دستمال آبی عمو و عکس آدلایت روی دیوار. در نسخهی صوتی مرد خانه حضور چند گوینده و صداپیشه باعث شده شخصیتها، لهجهها و سنوسالهای مختلف بهخوبی از هم متمایز شوند. شنونده در گفتوگوهای تند جب و ورنا، سکوتهای سنگین میان جب و فی، و مونولوگهای درونی جب در جاده، تفاوت فضاها و زمانها را بهوضوح حس میکند. این ترکیب صداها بهویژه در صحنههایی مانند دفن وسایل در جنگل، شلوغی غذاخوری واکسال، یا دیدار آرام و سنگین جب با عمو ابی، تأثیر عاطفی روایت را پررنگ کرده است. برای کسانی که به دنبال داستانی هستند که هم سفر جادهای باشد، هم کاوش در سوگ و هویت، و هم تصویری از نژادپرستی ساختاری در زندگی روزمره ارائه دهد، این کتاب صوتی انتخابی مناسب است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی مرد خانه به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور دربارهی خانواده، سوگ و رابطهی والدین و فرزندان علاقهمند هستند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی فهم تجربهی نژادپرستی، مهاجرت داخلی، و زندگی طبقهی کارگر در آمریکا را دارند و میخواهند این موضوعات را از زاویهی زندگی یک فرد عادی دنبال کنند. به علاقهمندان سفرهای جادهای در ادبیات، روایتهای چندنسلی، و کسانی که به نقش اشیا و خاطره در شکلگیری هویت شخصی توجه دارند نیز پیشنهاد میشود این کتاب صوتی را بشنوند.
زمان
۱ ساعت و ۲۸ دقیقه
حجم
۲۰۲٫۳ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۲۸ دقیقه
حجم
۲۰۲٫۳ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
نظرات کاربران
داستان قشنگی بود.ارزش گوش دادن داره.گویندگی متنها هم خیلی خوب بود.تشکراز طاقچه و عوامل آن.