معرفی و دانلود کتاب صوتی کیاشا + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی کیاشا

کتاب صوتی کیاشا

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
شهرزاد دارسرایی
انتشارات: 
انتشارات دلکام
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صوتی کیاشا

کتاب صوتی کیاشا نوشته و حاصل گویندگی شهرزاد دارسرایی است. انتشارات دلکام این رمان معاصر و ایرانی را منتشر کرده است.

درباره کتاب صوتی کیاشا

کتاب صوتی کیاشا برابر با یک رمان معاصر و ایرانی و درمورد پسری به نام «محمد» است که در زندگی با چالش‌هایی مواجه است.

شنیدن کتاب صوتی کیاشا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب صوتی را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب صوتی کیاشا

«صدای خش خش برگها در زیر پا به راحتی احساس می شد. باد سردی شروع به وزیدن کرده بود و برگهای رنگین درختان را به حرکت در می آورد. کنار خیابان آن سوتر از درختان سرو، یک نیمکت سنگی قرار داشت. مردی با قدی نسبتا بلند، باپیراهنی آبی و با کفش هایی واکس زده روی آن نشسته بود. لحظه ای عینکش را روی بینی اش جا به جا کرد بعد به ساعتش نگاهی انداخت و سپس عرض خیابان را با چشمانش گذراند. عینکش را برداشت و به صندلی سنگی تکیه داد. بوی پاییز همه جا پیچیده بود و قطرات باران نم نم روی صورتش می ریخت.

مردی با موهای مجعد قهوه ای و قدی کوتاه با چشمان روشن در حالیکه لباس سیاه اسپرتی به تن داشت آرام کنار او نشست و با صدای بلند گفت:

"تبریک میگم" بعد خندید و گفت:"احوال محمد آقای گل ما چطوره؟"

محمد بار دیگر عینکش را به چشم زد و گفت :

"حالا خوبه دروغ هم بلد نیستی بگی !"

علی لبخندی زد و گفت: باورکن، خودش گفت، ولی یه شرط داشت!

محمد در حالیکه کمی به هیجان آمده بود پرسید خوب شرطش!

علی خندید و گفت: قرار شد به خودت بگه!

محمد: چرا آدرس و محل خونشون را نداد!

علی:خیلی اصرار کردم ولی گفت، اول باید با تو صحبت کنه!

محمد به فکر فرو رفت. بعد رو به علی کرد و گفت: دستت درد نکنه برادری کردی.

علی که چهره ی خنده رویی داشت و شوخی و جدی اش مشخص نبود رو به محمد کرد و گفت: حالا بلند شو تا خونه برسیم حسابی خیس می شیم.

محمد: مگه ماشین نیاوردی؟

علی با همان حالت مابین شوخی و جدی گفت: نه بابا مریض بود، بعد شروع به خندیدن کرد و ادامه داد مکانیک سر چهار راه گفته تا یک هفته باید بستری شود.

بعد یک لحظه حالت جدی به خودش گرفت و محکم به پشت محمد زد و گفت:پسر تا کی می خواهی از زیر بار ناهار دادن شانه خالی کنی؟

همین امروز بریم حشمت آباد، باید تمام حقوقت را خرج کنی!

محمد در حالیکه عینکش را در جیبش قرار می داد گفت:

حالا چرا تمام حقوقم را ! مگه چی می خواهی سفارش بدی؟

علی از خنده ریسه رفت و گفت: وقتی رفتیم می بینی!

بعد با تعجب نگاهی به محمد انداخت و ادامه داد: وای عینکت کو؟

محمد لبخندی زد و گفت: از بس در فکر شکمت بودی ندیدی!

علی در حالیکه می خندید گفت: برف پاکن بدم خدمتتون؟....»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صوتی کیاشا و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکیاشا
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهشهرزاد دارسرایی
گویندهشهرزاد دارسرایی
انتشاراتانتشارات دلکام
فرمت کتابMP3
حجم فایل کتاب۲۲۴.۳۶ مگابایت
مدت‌زمان۴ ساعت و ۲ دقیقه
قیمت کتاب۴۸۰۰۰ تومان
نسخۀ الکترونیکیخرید کتاب الکترونیکی کیاشا

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.