همه زجرهای یک فلسطینی در سفر | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

همه زجرهای یک فلسطینی در سفر

مجله مدام

۱۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark

«همه زجرهای یک فلسطینی در سفر» روایت سفرهای مصعب ابوتوهه است. او و همسر و فرزندانش در اکتبر ۲۰۲۳ بعد از هشدار اسرائیل برای بمباران بیت لاهیا، خانه را ترک می‌کنند و به اردوگاه آوارگان جبلیه پناه می‌برند. این روایت در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۴ در نیویورکر منتشر شده و عطیه عیار آن را به فارسی برگردانده است.

اولین باری که به خارج از غزه سفر کردم، بیست و هفت سالم بود. از کودکی همیشه تصورم از ‌«سفر» چیزی مثل تاکسی‌سواری، اتوبوس‌سواری یا راندن دوچرخه در همان مرزهای نوار غزه بود. خانواده‌ام در نزدیکی خیابان راه‌آهن زندگی می‌کردند اما آنجا هیچ قطاری نبود. داستان‌هایی درباره فرودگاه بین‌المللی غزه شنیده بودم اما وقتی هشت سالم بود اسرائیل آنجا را بمباران کرد. یادم می‌آید یک روز با عزت، دوست دوران کودکی‌ام که عشق فوتبال بود، درباره جاهایی که دوست داشت ببیند حرف می‌زدیم. گفت دوست دارد بارسلونا را ببیند. گفت: «دوست دارم کنار مسی، ژاوی و اینیستا بازی کنم.» سال ۲۰۱۴ عزت چند روز بعد از فارغ‌التحصیلی کالج در حمله هوایی اسرائیل کشته شد. آزادیِ گشت‌وگذار ما هم یکی دیگر از قربانیان اشغال بود.

اولین جایی که سعی کردم ببینم بوستون بود. ویزای آمریکا لازم داشتم اما اجازه نداشتم سیصد کیلومتر تا سفارت آمریکا در اورشلیم بروم یا چهار ساعت از سرزمین‌های اسرائیل تا سفارت آمریکا در امّان، پایتخت اردن رانندگی کنم. به‌جای این کار، برادرزنم من را با ماشین تا گذرگاه رفح در مرز مصر و جنوب غزه برد تا بتوانم از آنجا برای مصاحبه ویزا به اردن پرواز کنم. یادم می‌آید در سالن سفر رفح که منتظر بودم، پیر و جوان و مریض دور ‌و برم ایستاده بودند و فکر می‌کردم چمدانم هم درست مثل خودم تا به حال به سفری واقعی نرفته است. وقتی هواپیمایم از …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۴like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره سوم، زیر مجموعه واقعیت، مجله مدام منتشر شده است.