با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دو نفر و هیچی

دانلود و خرید کتاب دو نفر و هیچی

۴٫۱ از ۳۰ نظر
۴٫۱ از ۳۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دو نفر و هیچی  نوشته  رحیم میرعظیم  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب دو نفر و هیچی

داستانی که می‌خوانید به مرحله داوری مردمی مسابقه بین‌المللی طنز «جهان تازه دم» راه پیدا کرده است. «جهان تازه دم» اسم بخش طنز کتاب‌های نشر چشمه است. این بخش از سال ۹۴ فعالیتش را شروع کرده و تمرکزش بیشتر روی داستان‌های طنز است.

این مسابقه با همکاری نشر چشمه و طاقچه برگزار شده و اولین دورهٔ آن است. هدف این مسابقه کشف استعدادهای جدید در طنزِ داستانی است.

۳ داستان طنز را داورها انتخاب می‌کنند و یک داستان نیز برنده جایزه مردمی می‌شود. جایزه نقدی برنده منتخب مردم؛ معادل ۱۰۰۰ بات تایلند است. علاوه بر این مجموعه کامل کتاب چاپی حرفه نویسنده را از طرف نشر چشمه دریافت می‌کند و یک سال اشتراک طاقچه بی‌نهایت نیز به او هدیه داده می‌شود.

چطور داوری کنیم؟

در مدت ۱۵ روز ۱۸۳ اثر برای این مسابقه فرستاده شد. داورها بعد از بررسی اولیه ۲۰ اثر را برای داوری مردمی انتخاب کردند. برای اینکه بتوانید در این رای‌‌گیری شرکت کنید، فقط کافی است که آثار رسیده به مرحله داوری مردمی را بخوانید و به اثر منتخبتان رای دهید.

از روز پنجشنبه ۶ خرداد تا ۹ خرداد وقت دارید در رای‌گیری شرکت کنید. نتایج مسابقه ۱۰ خرداد در شبکه‌ها اجتماعی طاقچه و نشر چشمه اعلام می‌شود. پیشنهاد می‌کنیم برای اینکه از در جریان اطلاع‌رسانی‌های مسابقه قرار بگیرید، اینستاگرام طاقچه و نشر چشمه را دنبال کنید. پس از مشخص شدن برنده‌ها با آن‌ها تماس گرفته می‌شود تا برای فرستادن جایزه هماهنگی‌های لازم انجام شود.

برای شرکت در رای‌گیری روی تصویر بنری که با عنوان «رای دادن به داستان منتخب» در صفحه داستان‌های مسابقه قرار داده شده، کلیک کنید تا به صفحهٔ رای‌گیری بروید. در صفحه رای‌گیری می‌توانید به داستان‌ یا داستان‌های منتخبتان رای بدهید. اگر در طاقچه ثبت‌نام نکرده‌اید، قبل از ورود به صفحه رای‌گیری بهتر است در طاقچه ثبت‌نام کنید.

چند پیشنهاد برای اینکه داوری بهتری داشته باشید

شما در این مرحله یکی از داورها مسابقه هستید. برای اینکه بتوانید انتخاب بهتری داشته باشید، پیشنهاد می‌کنیم معیارهای برای خودتان در نظر بگیرید، تا بر اساس آن بتوانید آسان‌تر رای بدهید. این پیشنهادها شاید برای شما کمک کننده باشند؛

- اگر متنی غلط املایی و نگارشی داشت، نمره‌ای ازش کم نمی‌شود اما متنی که شسته‌ رفته باشد و اصول نگارشی را رعایت کرده باشد، می‌تواند به عنوان یک نکته مثبت به حساب بیاید.

- موضوع مسابقه داستان طنز است. بنابراین هر چه متن از لحاظ پرداخت داستانی، شوخی و موقعیت‌های طنز غنی‌تر باشد شانس بیشتری خواهد داشت. در این مسابقه حتی می‌توان گفت طنز بودن، بر داستانی بودن ترجیح بیشتری دارد و در موارد مشابه داستانی که موقعیت و زبان طنز بهتری دارد می‌تواند امتیاز بیشتری بگیرد.

- شوخی‌های تاریخ‌مصرف‌دار، مثل شوخی‌ها و اصطلاح‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌شود یا نوع طنزی که با اتفاق‌های روز شوخی می‌کند (طنز مطبوعاتی) برای این مسابقه چندان مناسب نیست و این شکل از طنزها می‌توانند امتیاز پایین‌تری داشته باشند.

- متن‌ها را با دید کشف استعداد بخوانید و آن‌ها را با شاهکارهای ادبی مقایسه نکنید.

- اگر می‌توانید ابتدا همهٔ آثار را بخوانید و بعد اثر محبوبتان را انتخاب کنید.

به جز رای دادن پیشنهاد می‌کنیم، وقتی متن‌ها را می‌خوانید نظر یا پیشنهادتان را زیر همان داستان در قسمت نظرها بنویسید. پیشنهادها و نظرهای شما می‌تواند به نویسنده‌های تازه‌کار کمک کند تا نقاط قوت و ضعفشان را بهتر بشناسند و بتوانند داستان‌های بهتری در آینده بنویسند.

اگر نظری در مورد برگزاری خود مسابقه نیز دارید در شبکه‌های اجتماعی طاقچه و نشر چشمه می‌توانید پیام بگذارید.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۵)
مریم
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

طنز کمی داشت. تعلیق نداشت.

faatemeehyd
۱۴۰۰/۰۳/۰۸

بنظرم طنز نبود اما زیبا و روان نوشته شده بود.

یحیی
۱۴۰۰/۰۳/۰۹

خیلی خوب بود. بعید میدونم نویسنده آماتور باشه بیشتر مثل داستان کوتاه های صفحه هنر و ادبیات یک روزنامه رسمی و کثیرالانتشار بود

کاربر ۲۹۳۶۹۸۹
۱۴۰۰/۰۳/۱۷

این اگر طنز است کدام نکته‌ی تلخ را در قالب خنده به خورد خواننده داده اگر دو سرباز عراقی بودند دل آدم نمی‌سوخت که آنقدر گیج هستند.

Mohammad Bagheri
۱۴۰۰/۰۵/۰۱

ماجرای ساده و قشنگی داشت.

مریم کریم زاده
۱۴۰۰/۰۳/۰۹

کوتاه و جالب

آیناز ر
۱۴۰۰/۰۳/۱۳

بهتر بود بیشتر دلیل نزدیک نشدن تو آخر داستان توصیح میداد آخرش یه دفعه‌ای داستان قطع شد متن چند خطی خوبی بود داستان دو پسر که به جبهه میرند ولی از لحاظ جسمی سالم نیستند و همدیگه رو تکمیل میکنن( چشم و گوش)

محمد
۱۴۰۰/۰۳/۰۹

قشنگ بود👏👏

fariba essami
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

باحال بود

2544720
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

سلام بسیار زیبا، جذاب و ملموس بود ممنونم از آقای میرعظیم که با قلم رسا، به این داستان طنز پرداخته اند. دیگر نوشته هاتون رو هم که قبلا توفیق مطالعه داشته ام، همه عالی بودند دست مریزاد توفیقتون روزافزون

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
زدم زیر خنده و گفتم: «باید هم بیان استقبال... یه شب تا صبح این همه عراقی رو گذاشتیم سرکار!»
🍃🌷🍃
کاش فرمانده که می‌گفت شما دوتا به‌اندازهٔ یک نفر هم نمی‌تونین کار انجام بدین، "دو نفر و هیچی" رو الان می‌دید. وسط دل دشمن، یه لشکر عراقی رو سرکار گذاشتیم.
آسو:))) سهمیه
نزدیک‌تر که شدند، حرکات و سکناتشان بوی استقبال نمی‌داد. - مردای ناحسابی چه‌کار می‌کنید؟ - چی شده مگه سرکار؟ - از دیشب تا حالا منطقه رو ریختین بهم! - ما مأموریت داشتیم سروصدا کنیم تا لودر خاکریز رو تموم کنه. جناب سروان که صورتش از عصبانیت سرخ شده بود، گفت: «لودر ساعت نُه اومد، ساعت ده هم کارش رو تموم کرد و رفت.» - پس چرا به ما اطلاع ندادین؟ از دیشب تا حالا شونه‌هامون از کار افتاد!» - مگه از جون خودمون سیر شده بودیم... اصلاً کی جرات داشت به سنگر شما نزدیک بشه. تقی که از سروصدا کمی متوجه جریان شده بود، گفت: «کریم، اینا چی می گن؟» بلند داد زدم: «هیچی، اومدن از بابت دیشب تشکر کنن!»
آسو:))) سهمیه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷ صفحه
نوع فایلEPUB
تعداد صفحات۷صفحه
نوع فایلEPUB