اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی(۱۳۱۲ - ۱۳۸۸) پژوهشگر دینی و مترجم است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«مادرجان فاطمه، حالا نوبت به خودم رسید، که خودم بگویم و خودم بشنوم. راز و نیازم با تو باشد، یا من بگویم و تو بشنوی.
مادر مهربان، دلم به یاد قبر گمشدهات به مادر مادر گفتن خوش است.
مصیبتهای تو فراموش نشدنی است، مخصوصا مصیبت پنهانی قبرت که همه ناراحتیهای من از آنجا منشأ گرفته.
مادرجان قبر گمشده تو تناسبی با قبر فرزندت حسین علیهالسلام دارد. اگر به قبر تو اصلاً دسترس نیست، قبر حسینت را هم ما دسترس نداریم. زیارت قبر تورا برای مصلحتی خودت مانع شدی، ولی زیارت قبر حسینت را دشمنان از ما منع کردند. ولی نمیدانم در منع زیارت قبر حسینت دیگر چه مصلحتی هست؟!!
مادر عزیزم، مصیبتهای تو در حقیقت سرچشمه کربلا است. آری شروع کربلا از بین در و دیوار خانه توست، شمشیرها و نیزهها و تیرهائی که در کربلا به فرزندانت فرود آمد، در کارگاه سقیفه ساخته شد. تیر سه شعبه که به قلب نازنین حسینت رسید، و تیر حرمله که به گلوی نوه کوچکت علیاصغر آمد، آنگاه ساخته شد که محسنت دست و پا میزد.
اگر در کربلا کودک شش ماهه را کشتند، پشت در و دیوار کودک به دنیا نیامده را با آن ضربت مقابل دیدهگانت به شهادت رسانیدند. حسین تو در هر دو حاضر بود، هم شهادت برادر کوچکش محسن را در کنار مادر، زیر دست و پای مهماجمین میدید، و هم دست و پا زدن اصغر شیرخوارهاش را روی دستش مینگریست. گمانم آنکه قتل محسن مظلوم سوزندهتر بود چون اصغر را خودش به میدان آورد ولی قاتلین محسن با پای خودشان بر سر تو و محسنت ریختند.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب قبر مادرم کجاست؟ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
زانوی غم بغل کرده بودند. بانوی خانه هم در گوشه حجره از غم و اندوه پدر و غصههای همسر و ضایع شدن دین هر لحظه آب میشد. درد سینه و پهلو و یاد فرزند از دست رفتهاش محسن از سوی دیگر او را میفشرد.
زهرای بیمار که میدانست ا
محمدمهدی
۲
ـ آری دخترم باور کردنی نیست، ولی باید باور کرد و تو هم باور کن. اکنون هزار و اندی سال است که این سؤال مطرح است. نه دوست قبر مادرتان را میداند و نه دشمن، و اصلاً هیچکس نباید بداند و این خواسته خود مادر توست
محمدمهدی
۱
دخترم بدانکه سؤال عجیبی است، و از سرّ بزرگی جویا شدی، سرّی که خود پر از اسرار است و بیانگر اسرار دیگر، و سبب برای اسرار مهمتر ولی برایت میگویم.
محمدمهدی
۱
دخترم، اوّلا در پنهانی شدن قبر مادرت زهرا علیهاالسلام چنانچه گفتم اسراری هست و از نخست آفرینش قرار بر این بوده است.
این پنهان بودن قبر در صلاح دین و بقاء اسلام اثر داشته است. صرف ندانستن مکان قبر نیست، بلکه تفهیم لُبّ دین و شناخت خلیفة اللّه و تمیز خلیفه رسول اللّه در مقابل خلیفه شورائیاست. تشخیص خلیفه غدیر از خلیفه سقیفه است. کنه معرفت خدا رسیدن به حقیقت ولایت به ضمیمه برائت است و گرنه هیچ؟!
محمدمهدی
۱
چنین میگفت: «فراق تو مهمترین مطلب نزد من است و فقدان تو ای فاطمه سختترین غمها است... ».
محمدمهدی
۱
وقتی خواستند مادرت را به خاک بسپارند ندایی شنیده شد که میگفت: «به سوی من، نزد من آورید که تربت او از من برداشته شده است»! وقتی نگاه کردند قبری کنده شده یافتند و تابوت مادرت فاطمه علیهاالسلام را به همان سو بردند تا بخاک بسپارند. جدّت علی علیهالسلام کنار قبر نشست و فرمود: ای زمین، امانت خود را به تو میسپارم، این دختر پیامبر است. از قبر صدایی شنیده شد که میگفت: «یاعلی، من بیش از تو نسبت به او مواظبم، برگرد و نگران مباش».
محمدمهدی
۱
یا رسول اللّه، درباره صفیه تو و دخترت صبرم کم شده، و توانم درباره سیدة النّسا ناتوان شدهاست. (چه کنم) جز اینکه از سنّت و روش تو پیروی کنم. حزن و اندوهی که از هجران و دوری تو به من رسیده، تسلّی و دلداری ندارد.
من خودم تورا بعد از آنکه در سینهام جای داشتی در لحد قبرت جای دادم، و با دستهایم چشم تورابستم، و خودم متصدّی امر تو شدم.
بلی ودر کتاب خدا است قبول این مصیبّت بر من ارزانی شده، آری ما از آن خدا و بسوی او برمیگردیم.
امانت برگردانیده شد، و آنکه به منش سپردی گرفته شد، و زهرا علیهاالسلاماز دستم ربوده شد.
(دیگر بعد از این مصیبت) یا رسول اللّه، آسمان و زمین جلوه ندارد، و زشت و قبیح گشته است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب