معرفی و دانلود کتاب نفرین کوچ pdf + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب نفرین کوچ

کتاب نفرین کوچ

نوع کتاببدون نظر
پدیدآورندگان: 
خلیل سلطانی کردشامی
انتشارات: 
نشر عطران
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نفرین کوچ

کتاب نفرین کوچ مجموعه پنج داستان‌ کوتاه نوشته خلیل سلطانی کردشامی است. 

درباره‌ی کتاب نفرین کوچ

خلیل سلطانی کردشامی در کتاب نفرین کوچ پنج داستان کوتاه به نام‌های آخرین شلیک، نفرین، گمشده، تنبور و اتفاق تلخ نوشته است. داستان‌هایی خواندنی که هرکدام به ماجرا یا واقعه‌ای که هر  لحظه ممکن است برای هرکسی اتفاق بیفتد اشاره می‌کند. 

کتاب نفرین کوچ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان و دوست‌داران ادبیات داستانی و داستان کوتاه از خواندن کتاب نفرین کوچ لذت می‌برند.

بخشی از کتاب نفرین کوچ

از روزی که دو نفر از بچه‌های آبادی به هم گلاویز شده و یک دل سیر همدیگر را کتک زده بودند، انگار هوا رنگ عوض کرده بود. با اینکه مردم، میانجیگری کرده و آن دو نوجوان را که بخاطر هیچ و پوچ دعوا کرده و لباس‌های همدیگر را جر داده و سر و صورت هم را خراش انداخته و خونین کرده بودند، به سختی از هم جدا کرده و نگذاشته بودند با پیدا شدن نزدیکان هر دو کار بیخ پیدا کند، پسر عموی احمد که موهای شقیقه‌هاش سپید شده بود ، هنگام گذر از آن نزدیکی به طرف نزاع، پا تند کرده و تا رسیده بود، بجای اینکه یا به مردم کمک کند تا نزاع تمام شود یا به عنوان یک بزرگتر، یکی یک سیلی به گوش هر دوشان بزند و از آنجا دورشان کند، با خشم و تمام توان ، یک سیلی محکم به گوش میلاد نواخته بود و تا توانسته بود فحش و ناسزا بارش کرده بود، که تو هنوز سرت از لای لنگ مادرت درنیامده ، ادعای قلدری می‌کنی و فکر می‌کنی از بقیه‌ی فامیلت زیاد کرده‌ای ! و میلاد بیچاره با همان یک سیلی نقش بر زمین شده بود و مردم جلوی او را گرفته بودند که دیگر بچه‌ی بیچاره را کتک نزند.

میلاد پدرش را چند سال جلوتر از دست داده بود. پدرش محیط بان آبادی بود ، که یکروز خبر کشته شدنش را برای خانواده‌اش آورده بودند . هرگز معلوم نشد کار چه کسی بوده. شکارچی یا یکی از اهالی آبادی با او دشمنی داشته و او را در میان درختان بلوط هدف تیر قرار داده و کشته بود. بیچاره جوان بود و عیال‌وار . میلاد تنها پسر خانواده بود. دوتا خواهر از خودش بزرگ‌تر داشت و دو تا هم کوچک‌تر. همه شان یکی دو سال از هم فاصله داشتند . هم میلاد از اینکه تنها بود دلش شکسته بود و هم بیشتر آدم‌هایی که شاهد ماجرا بودند، دلشان به حال او سوخته بود و دو سه نفر از آن‌ها او را تا دم خانه‌شان رسانده بودند . مادر میلاد وقتی تنها پسرش را خاکی و با لباس‌های پاره و پیراهنی که از خون دماغش سرخ شده، دیده بود، جیغ کشیده و صورتش را خراش داده و موهای سرش را چنگ زده و کنده بود و از ترس از حال رفته بود. از روزی که نعش بی‌جان شوهرش را دیده بود، ترس و وحشت در جانش رخنه کرده بود.

پس از این ماجرا آرام گرفته بود و از میلاد و دخترانش خواسته بود تا به بقیه‌ی فامیل چیزی نگویند . با اینکه دلش بدجوری کباب شده بود ولی بیم جان تنها پسرش را داشته و ضارب را به خدای بی‌پناهان حواله داده بود. با یکدست نرمی گوشش را گرفته و با دست مشت کرده‌ی دیگرش چندبار به سینه زده و شکایت به خدا کرده بود.

_ خدایا من فقط به خودت شکایت میکنم و میخوام با چشم خودم سزاشا ببینم . میلاد و خواهرانش دهان بسته و چیزی نگفته بودند ولی مگر در یک آبادی کوچک ممکن می‌شود که اتفاقی بیفتد و بقیه باخبر نشوند !؟ مردمی که آنجا شاهد ماجرا بودند ، خبر را به همه رسانده و یک کلاغ ، چهل کلاغ کرده و از یک دعوای نیم ساعته، داستانی ساخته بودند که انگار ساعت‌ها طول کشیده بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نفرین کوچ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابنفرین کوچ
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهخلیل سلطانی کردشامی
انتشاراتنشر عطران
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۵/۲۶
فرمت کتابPDF
حجم فایل کتاب۱.۰۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۷۳۴۳۵۲۶
تعداد صفحه‌ها۱۲۴ صفحه
قیمت کتاب۵۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.