با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بهار

دانلود و خرید کتاب بهار

۳٫۷ از ۷ نظر
۳٫۷ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بهار  نوشته  عامر حمیو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب بهار

کتاب بهار نوشته عامر حمیو که با ترجمه سیدرضا قزوینی غرابی منتشر شده است. کتابی است که نویسنده عراقی آن با قلمش به جنگ با تروریست‌ها رفته است. بهار روایتی است از زندگی سه دانشجوی رشته روانشناسی در دانشگاه موصل، که هر یک نماینده یکی از طوایف و ادیان متعدد عراقی اند؛ اما با اشغال موصل اتفاقات تلخی برایشان می‌افتد و بهار عمرشان خزان می‌شود.

اشغال موصل به دست داع همه چیز را خراب می‌کند. این کتاب روایت جذابی است که کمک می‌کند خواننده امروز با ماهیت حقیقی داعش روبه‌رو شود.

خواندن کتاب بهار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی واقع‌گرا پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب بهار

ـ دخترم! بذار امسال به خیر و خوشی بگذره، قول می‌دم بهترین جشن تولد رو برات بگیرم. یک جشن بزرگ که همهٔ اهالی موصل۳ و سِنجار۴ درباره‌ش حرف بزنن. آخه الان زشته؛ مردم دارن می‌میرن، اون‌وقت ما جشن بگیریم؟!

گوش بهار بدهکار این حرف‌ها نبود. پدر خوب می‌دانست که او دنبال آماده‌کردن مقدمات جشن تولد بیست‌ودوسالگی‌اش است. خودش بهار را بدعادت کرده بود: از ده سال قبل، بعد از مرگ زنش، هر سال خودش برای جشن تولد بهار برنامه‌ریزی می‌کرد تا تک‌فرزندش جای خالی مادر را حس نکند. حالا چاره‌ای نداشت؛ تسلیم خواستهٔ او شد؛ اما شرط گذاشت که جشن را فقط با حضور یک یا دو دوست نزدیکش، آن‌هم در روز روشن برگزار کند تا مهمان‌ها بتوانند قبل از تاریکی هوا، به خانه برگردند.

بهار نزدیک‌ترین دوستانش، یعنی آمال و ویویان را دعوت کرد. آمال اهل قبه بود و خانواده‌اش مدتی بود که از روستایشان فرار کرده و آواره شده بودند. خودش هم در خوابگاه دانشجویی زندگی می‌کرد. ویویان اما اهل دشت نینوا بود. هر سهٔ آنها در دانشکدهٔ علوم انسانی دانشگاه موصل، دانشجوی روان‌شناسی بودند.

پدر سفارش‌ها را به بهار کرد و برای راحتیِ دخترها، آنها را تنها گذاشت و پیش برادرش، در یکی از روستاهای نزدیک سنجار رفت.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
MAHDI
۱۳۹۹/۰۸/۲۶

رمان تخیلی خوبی بود. نویسنده متأسفانه از جاذبه‌های جنسی زیاد استفاده کرده بود که بخشی‌اش هم سانسور شده بود! و این فجایع تلخ می‌توانست در کرمانشاه و ایلام و همدان رخ دهد؛ اگر مدافعان حرم نبودند...

زیـنـب🍃🌸
۱۳۹۹/۱۱/۲۰

کتاب خوبی بود ، گرچه وقایع تلخی رو گفته بود اما چندسال من رو بزرگ کرد از اینکه در گذشته چه چیزهایی رخ داده و چه کسانی جان فدا کردن... پیشنهاد میشه 👌

sama
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

خیلی کوتاه بود،روایت‌های واقعی جذاب‌تر بودند مثل نادیا مراد و دختری ک از چنگ داعش گریخت

محمد
۱۳۹۹/۰۴/۱۲

داستانی عجیب که باید خدا را شکر کرد که در خیابانهای تهران اتفاق نیافتاده است!

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵)
ـ نوشتن برای کسانی که به‌شدت ناراحت و دل‌شکسته هستن، راه خوبیه برای خالی‌کردن فشار روحی و فکری.
MAHDI
دبیرستان پسرانهٔ تلعفر هرازگاهی شاهد بازدیدهای سرزدهٔ ابوقتاده بود. او در این بازدیدها تعدادی از زنان اسیر را می‌پسندید و برای خودش سوا می‌کرد. با روابط گسترده‌ای که با فرماندهان داعش داشت، کسی جرئت نداشت از او بپرسد بر سر زن‌هایی که با خود برده و دیگر برنگردانده، چه آمده است.
محمد
تا جایی که برخی درس‌های دورهٔ دبیرستان حرام و ممنوع اعلام شد. شیمی از جملهٔ این درس‌ها بود. بهانه هم این بود که تبدیل ماده‌ای به مادهٔ دیگر نوعی سِحر است و مؤمن باید از سحر اجتناب کند، زیرا شرک و دخالت در ارادهٔ کسی به شمار می‌رود که فرموده: ﴿کُنْ فَیَکُونُ﴾.
MAHDI
ترسمان از مرگ نبود؛ از آیندهٔ نامعلوممان بود.
MAHDI
در دوران اسارت یاد گرفتم که جان کالای بی‌ارزشی است. داعشی‌ها جان انسان‌ها را به پشیزی خریدوفروش می‌کردند. رهبران و فرماندهان آنان با قوانینی که وضع می‌کردند، این اجازه را به آنها می‌دادند. درست مثل رانندگانی که هرکدام به‌دلخواه خود، عبارتی پشت خودروشان می‌نویسند، دین آنها نیز به میلشان می‌چرخید.
MAHDI

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۹۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۳۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۵۴۰-۷۴-۴
تعداد صفحات۱۹۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۳۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۵۴۰-۷۴-۴