با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
یک روز بعد از حیرانی

دانلود و خرید کتاب یک روز بعد از حیرانی

زندگی‌نامه‌ی داستانی شهید مدافع حرم؛ محمدرضا دهقان امیری

۴٫۴ از ۶۸ نظر
۴٫۴ از ۶۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب یک روز بعد از حیرانی  نوشته  فاطمه سلیمانی ازندیاری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب یک روز بعد از حیرانی

یک روز بعد از حیرانی نوشته فاطمه سلیمانی ازندیاری، زندگی‌نامه‌ی داستانی شهید مدافع حرم؛ محمدرضا دهقان امیری را روایت می‌کند.

در این کتاب سرگذشت این شهید بزرگوار را از زبان خانواده، دوستان، نزدیکان و همرزمانش می‌خوانید.

خواندن کتاب یک روز بعداز حیرانی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به خواندن کتاب‌های سرگذشت‌نامه شهدا را بخواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

بخشی از کتاب یک روز بعد از حیرانی

رساندن خبر شهادتت به مامان‌فاطمه شاید سخت‌ترین کار دنیا بوده. هرچقدر هم که مادر دل شیر داشته باشد و هرچقدر هم که دل از فرزند بریده باشد. مگر می‌شود به همین راحتی خبر شهادت پسر را به مادر داد؟

شاید برای همین خواست خدا این بوده که مامان‌فاطمه پیش از همه باخبر شود. باید یک محرم راز خبر را می‌رساند. و طوری هم می‌گفت که آب توی دل مامان‌فاطمه تکان نخورد. یک‌جوری که خیالش از بابت تو راحت باشد. مثلاً یک نفر مثل برادر شهیدش. همانی که خبر تولدت را داده بود.

مادر، مژدهٔ تولدت را هم از دایی‌محمدعلی، دایی شهیدت، شنیده بود. مهدیه سه‌چهارساله بوده که تو از راه رسیدی. مامان‌فاطمه دل‌نگران از اینکه باوجود یک دختربچهٔ کوچک، بزرگ‌کردن یک نوزاد کوچک برایش مشکل خواهد بود. بعداز سه ماه بارداری تازه متوجه وجودت شده بوده و کمی از وضع پیش‌آمده ناراحت بوده. یک دختربچه و یک نوزاد و کارهای خانه به‌علاوهٔ کار در مدرسه دلش را به شور انداخته. یک نفر باید خیالش را راحت می‌کرد. یکی از همان روزهای پریشانی مامان‌فاطمه یک مرد با لباس نظامی در چهارچوب در ظاهر شده. کلاه نظامی‌اش را تا روی چشم‌هایش پایین کشیده بوده. آن‌قدر که چهره‌اش قابلِ‌تشخیص نبوده. مامان‌فاطمه برای دیدن چهره‌اش خم می‌شود و برادرش را می‌بیند. برادری که مدت‌ها دلتنگش بوده. برادر را در آغوش می‌کشد و دعوتش می‌کند روی پتوهای سفیدی که دورتادور اتاق پهن بوده بنشیند. دایی‌محمدعلی چهارزانو بالای اتاق می‌نشیند. مقابلش هم پر از ظرف‌های آجیل و نقل‌ونبات، یک سبد بزرگ میوه، میوه‌های خوش‌رنگ‌ولعاب. همه سوغات برادر برای خواهر.

مامان‌فاطمه با همان میوه‌ها از برادرش پذیرایی می‌کند. چه خوب موقعی به داد خواهرش رسیده بود. همان موقعی که دلش پر از غصه بود و همدمی می‌خواست برای شنیدن درددلش. از غصه‌هایش گفته و برادر فقط شنیده و لبخند زده. حتماً از همان لبخندهای دل‌قرص‌کن. از همان‌ها که می‌شود به اعتبارش پشتِ‌پا زد به همهٔ غم‌وغصه‌های دنیا. چه لبخند دل‌نشینی بوده و چقدر دل خواهر سبک شده بعداز این‌همه شِکوه و گلایه.




نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۴)
-Dny.͜.
۱۳۹۹/۰۵/۱۰

کتاب قشنگی که مشاهده میکنید خاطرات شهید مدافع حرم محمدرضا دهقان امیری هست. اول از همه بگم که کتاب متفاوتی با سایر کتاب هایی در این ژانره..‌. نویسنده عزیز تمام سعیش رو کرده که احساس خودش رو نسبت به ایشون و

- بیشتر
عاشق شهدا
۱۳۹۸/۱۲/۰۶

من عاشق این کتابم ولی خیلی گرونه اینجاقیمتش!!خب بخاطر۳هزارتومن اختلاف میریم چاپیشومیخریم دیگه لطفا اگ میشه ارزون ترش کنید ستاره هم میدم چون این شهیدو خیلی دوست دارم وارادت خاصی بهش دارم😍😍

خادم‌الشهداء
۱۳۹۹/۰۴/۱۷

سلام شاید درباره رفیق شهید شنیده باشید رفیق شهید داشتن یعنی دوستی با شهدا یعنی یک شهید رو انتخاب کنید باها رفاقت کنید، باهاش زندگی کنید، ازش الگو و درس بگیرید، ازش حاجت بگیرید، حتی ازش شهادت بگیرید😊 رفیق شهید من آقامحمدرضا هستن

- بیشتر
zahra.m
۱۳۹۹/۰۲/۱۸

روایت خاصی داره، در واقع راوی داره خاطراتو برامون میگه و داره با شهید صحبت میکنه. اینجوری نیست که فقط خاطراتو بنویسه برای ما. دوسش دارم

mohaddese
۱۳۹۹/۰۱/۲۸

روایت خیلی زیبا از شهید محمدرضا دهقانی پسری که راهشو زیر بیست سالگی پیدا کرد و در بیست سالگی بهش رسید.خوش بسعادتش! نگارش کتاب هم مثل دلنوشته خواهر و مادر هست یه جاهایی دلو میزنه!ولی بازم شیرینه!!

love.is.books
۱۳۹۹/۰۲/۱۸

داستان زندگی محمدرضایی که توی 20 سالگی راهشو پیدا کرد. با همه نشاط و شور زندگی ای که تو وجودش بود دنبال شهادت بود. کتاب متفاوت بود. نوع بیان نویسنده هم متفاوت بود، یه خاطره نویسی صرف نبود، مثه خود

- بیشتر
سید علی خامنه‌ای
۱۳۹۹/۰۸/۰۴

با سلام و تشکر بابت کتاب : کتاب خیلی جذابی بود ... با اینکه تا به حال اولین کتابی بود که خوندم و متن کتاب به سبک دوم شخص نوشته شده ولی دلنشین بود، مخصوصاً حس شوخ‌طبعی بسیار زیادی که شهید دهقان‌امیری

- بیشتر
ghasemi
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

خاطرات جذابی داشت . کتاب های زندگینامه شهدا برام جالب هستند ولی نویسنده قلم خوبی نداشته و شیوه نگارش کتاب رو نمیپسندم ولی به خاطر آشنا شدن با شیوه زندگی شهدا و خاطراتش ارزش خوندن داره ان شالله دعای این شهید بزرگوار شامل حالمون

- بیشتر
ساجده 😅💞
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

نویسنده اینقدر زیبا و روان گفته بودند که نمی دانم چه بگویم ... تنها و فقط : آقا محمد رضا از آن بالا در جوار همه شهیدان دعا گوی همه ما باشید ...

SRH_istaism_313
۱۳۹۹/۰۵/۱۶

کتــاب بے نـظیرے بـود یـہ جـوون امـــروزے و در عــین حـال مذهــبے مــن کـہ با خــوندن ایــن کتــاب خـیلے چـیزا از ایـن شــہـید بزرگـــوار یاد گرفتمـــ ان شــا الله بتونــم بهشـون عمــل کنم و شــرمنده خونــ پاڪ شــہدا نشم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷۹)
شلخته‌تر از سربازها ندیدم. از جنگ که برمی‌گردند یکی دستش را، یکی پایش را، یکی دلش را و حواس‌پرت‌ترین آن‌ها خودش را جا می‌گذارد.
-Dny.͜.
تاریخ مشخص نکن. وقتی تاریخ مشخص می‌کنی انتظار خیلی سخت می‌شه.
-Dny.͜.
«تو که دیگه نیستی، برای چی نگاهت کنم؟»
-Dny.͜.
یکی ژیلا یکی مژگان پسندد یکی کوکب یکی مرجان پسندد من ازبس سربه‌زیر و سربه‌راهم پسندم هرکه را مامان پسندد
s.latifi
چه چیزی بهتر از نماز شکر باعث آرامش جان و روح می‌شود؟ انگار به‌جای گریه‌کردن به شکرکردن نیاز داشت.
محمدرضا
مامان‌فاطمه پیش از همه خبر شهادتت را از زبان دایی‌محمدعلی می‌شنود. می‌شنود و تا صبح بی‌صدا می‌گرید و در دل ضجه می‌زند. می‌گرید و تا صبح نماز می‌خواند و قرآن. سخت‌ترین شب زندگی‌اش وقتی با طلوع خورشید پیوند می‌خورد، باید از تو دل بِبُرد، از تو، پاره‌ای از جگرش، قسمتی از قلبش. اما دل‌بریدن مگر به این راحتی می‌شود؟ یک کلمه گفت و تمام؟ کسی چه می‌داند آن شب به مامان‌فاطمه چه گذشته. گریه‌ها و ناله‌هایش را خودش بارها گفته، اما کسی چه می‌داند چقدر اشک ریخته و ضجه زده؟ چندبار در خیالش تو را در آغوش گرفته و بوسیده، چندبار زیر گلویت را بوییده و قربان‌صدقهٔ قامت مردانه‌ات رفته. چقدر با تو درددل کرده. چندبار خواسته که خوابش را باور نکند اما با اطمینانی که به برادر شهیدش داشت چه باید می‌کرد؟
عاشق شهدا
چقدر سخت است پدربودن. باید کوه صبر باشی و رنج همهٔ خانواده را به دوش بکشی.
-Dny.͜.
«برای دنیایت جوری کار کن که انگار تا ابد زنده‌ای و برای آخرتت هم طوری زندگی کن که انگار فردا می‌میری.»
s.latifi
«وَلاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یرزَقونَ.»
naghme
آن دیالوگ پرویز پرستویی را یادت هست؟ همان دیالوگ معروف آژانس شیشه‌ای: «می‌دونی یه گردان بره خط، گروهان برگرده یعنی چی؟ می‌دونی یه گروهان بره خط، دسته برگرده یعنی چی؟ می‌دونی یه دسته بره خط، نفر برگرده یعنی چی؟»
naghme

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۲۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۰۹-۴۰-۱
دسته بندی
تعداد صفحات۲۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۲۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۰۹-۴۰-۱