معرفی و دانلود کتاب راض بابا + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب راض بابا
off
٪۴۰

کتاب راض بابا

خاطرات شهیده راضیه کشاورز

۴.۷(از ۲۷۴ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
طاهره کوه‌کن
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس، خاطرات

۱۰,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب راض بابا

کتاب راض بابا نوشته طاهره کوه‌کن است که خاطرات شهیده راضیه کشاورز است. این کتاب روایت دختر نوجوانی است که تمام تلاشش را می‌کند بهترین باشد ولی در شانزدهمین بهار عمرش حادثه‌ای رخ می‌دهد و او را در رسیدن به خواسته‌اش کمک می‌کند. انفجاری که در سال ۱۳۸۷ در حسینیه سیدالشهدای شیراز رخ داد، نقطه اوج زندگی او را رقم زد. شهیده راضیه کشاورز ۱۱ شهریور ۱۳۷۱ در مرودشت شیراز به دنیا آمد. والدینش به خاطر ارادتی که به خانم فاطمه زهرا (س) داشتند نامش را راضیه گذاشتند. سرانجام در سن ۱۶ سالگی در فروردین ۱۳۸۷ بعد از آنکه از زیارت بارگاه امام رئوف به شهرش بازمی‌گشت بر اثر انفجار تروریستی شهید شد.

خواندن کتاب راض بابا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به زندگی این شهیده پاک پیشنهاد می‌کنیم

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب راض بابا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابراض بابا
عنوان دیگرخاطرات شهیده راضیه کشاورز
موضوعدفاع مقدس، خاطرات
نویسندهطاهره کوه‌کن
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۱۱/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶.۴۹ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۸۵۷-۷۶-۱
تعداد صفحه‌ها۱۲۰ صفحه
قیمت کتاب۶۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی راض بابا

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

zahra es
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۳۰

امروز دوتا کتاب خوندم، هر دو راجع به از دست دادن یک عزیز بود، اولی کتاب میک هارته و دومی راض بابا... اولی داستان مرگ یه پسر بچه از زبان خواهرش و دومی داستان شهادت یک دختر نوجوان از زبان...بیشتر

۶
آیه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۷

خوشبحاله راضیه چقدر دلم خواست جای راضیه باشم این کتاب برام یک قوت قلب بود هنوز هم راه شهادت بازه فرقی نداره خانم باشی یا اقا اگر عبد مخلص خدا باشی و شهید گونه زندگی کنی قطعا به شهادت خواهی...بیشتر

۶
حــق پرســت
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۳۰

راضیه راضیه راضیه ... چشم هایِ تو در ۱۵ بهار از زندگی ات چه دیده بودند؟ چگونه زندگی را آموختی؟ گوش های تو چه شنیده بود؟ در قلب تو چه می گذشت ؟ و دست هایت نوازش گندمگون مهربانی را...بیشتر

۴
s.latifi
۱۳۹۸/۱۲/۱۸

چه عالی یه دختر شهید دهه هفتادی فعال و ورزشکار و انقلابی حتما بخونید

۵
کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۱۶

کتابی بسیار عالی بود آدم با خوندن این کتاب می‌فهمه فرقی نمی‌کنه کجای دنیا و با چه سن و سال و جنسیتی باشی خالص که باشی خدا خریدارته شهید راضیه شاید در ظاهر یک انسان معمولی مثل بقیه بود اما همین نیت...بیشتر

۰
شهـــ گمنام ــــید
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۶

شخصیت بی نظیر شهیده باعث شده این کتاب، کتاب فوق العاده ای بشه.... آبجی راضیه خواهر شهیده ام بدجوری بهت غبطه میخورم و شرمنده ات هستم دعا کن منم لیاقت شهادت پیدا کنم برامون دعا کن......

۱
باب الجواد
۱۳۹۸/۱۲/۲۰

سلام واقعا زندگی این شهید عزیز نکات آموزنده داره مخصوصا برای دختر خانم ها ادم انگیزه می گیره از ایشون خداوند ان شاء الله ایشون رو همنشین حضرت زهرا(س) بفرمایند

۰
💙❄ zeynab ❄💙
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۹

فقط میتونم بگم جذاب بود همین 😚

۱
گمنام
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۷

واقعا خیلی عالی بود! داستان زندگی شهیدانه یه دختر ۱۵ ساله هم نسل خودمون... لحظه به لحظه باهاش زندگی کردم، گریه کردم، خوشحال شدم و... دخترای نوجوون حتماً بخونید. لطفا دعا کنید عاقبت من هم ختم به شهادت بشه😔

۰
محمد۳۱۳
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۰

بسم الله کتاب بدلیل صداقت و خلوص متنش تاثیر گذاریش چند برابر شده... کتاب رو به نوجوونا خصوصا دختر خانما توصیه میکنم.هنوزم هستن کسانی که در بین ما رنگ و بوی شهادت دارن و زندگیشون زیباست. کتاب مشابهی که میشه پیشنهاد داد ((راز...بیشتر

۲
شهید زهره بنیانیان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۳

یه الگوی فوق العاده برای دختر ایرانی که تحصیل و تهذیب و ورزش رو درکنار هم داره

۰
A.N
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۴

داستان بیانگر زندگانی یک دختر 16 ساله است... زندگی رفیق شهید من! ❤️ این دختر 16 ساله می‌تواند الگویی برای هم سن و سالانش و نسل جوان باشد 🍃😍 اللهم الرزقنا الشَّهادة 🌸💞

۰
Niki
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۳۱

کتاب قشنگیه،با اینکه غم انگیزه ولی به دل میشینه.

۰
saji khanom✌🏼
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۳۰

واااای خدای من...💔 چجوری آدماتو گلچین میکنی... اینو ک خوندم حس میکردم راضیه فرشته هست! انقدررر جذاب و خاص بود که اصلا نمیخواستم کتاب رو زمین بذارم.....

۰
شهید گمنام
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۱۸

ایشون بهترین الگو برای دختران نوجوان این سرزمین هستند

۰

بریده‌هایی از کتاب

_ ارزش دختر از طلا هم بیشتره. خدا دختر رو این‌قدر عزیز کرده. اما یه چیز بی‌ارزش مثل بدل رو پرت می‌کنن کنار خیابون و هر کس رد بشه، بهش پا می‌زنه. ولی کسی به طلا پا نمی‌زنه. قایمش می‌کنن تا نگاه بد بهش نیفته.
آر-طاقچه
۷۴
ما با شنیدن این آهنگا خودمون رو از یه سری چیزا محروم می‌کنیم که اگه بدونیم چیه، از غصه دق می‌کنیم... چشمی که حرام رو ببینه، توفیق پیدا نمی‌کنه امام زمانش رو ببینه. گوشی هم که حرام بشنوه، توفیق پیدا نمی‌کنه صدای امام زمانش رو بشنوه.
Hosseini
۶۹
توی ریاضی، عددها بی‌نهایت دارن توی آسمون، فاصله ستاره‌ها بی‌نهایت دارن توی زمین، نامردی‌ها بی‌نهایت دارن ولی... توی دل کوچیک تو، مهربونی بی‌نهایت داره به همون اندازهٔ بی‌نهایت که به من مهر ورزیدی و خودم هم نمی‌تونم بگم، مامان دوستت دارم.
Aysan
۶۷
«مامان, من یه آرزویی دارم... دعا می‌کنین برآورده بشه؟» التماس دعایش، هنگام تحویل سال از یادم نرفته بود. خندان پرسیدم: «دختر من چه آرزویی داره؟» از پنجره آشپزخانه، بیرون را نگاه کرد. _ مامان, دعا کنین بشم جراح قلب و خدا یه مطبی بهم بده که پنجره‌اش رو به کعبه باز شه. با خودم زمزمه کردم: «آخه مگه همچین مطبی هم وجود داره؟!»
s✒
۵۵
«باید مثل حضرت زینب (س) صبور باشیم. اگه به غصه‌های حضرت فکر کنیم، دیگه مشکلاتمون برامون بزرگ نمی‌شه.»
AVA
۴۵
ارزش دختر از طلا هم بیشتره. خدا دختر رو این‌قدر عزیز کرده
آفتاب
۴۴
چادری بودنمان را مسخره می‌کردند،
یا فاطمه زهرا (س)
۴۲
بالاخره بعد از مدتی پاییدنم، آهسته جلو آمد و کنارم روی صندلی نشست. سینه‌اش را صاف کرد و دل به دریا زد. _ خواهر, مگه تو نمی‌خوای راضیه، حسینی باشه؟ با تعجب نگاهم را از در آی‌سی‌یو به سمت فرزاد برگرداندم. _ خب راضیه باید فردای قیامت توی صحرای محشر یه نشونه‌ای داشته باشه که بگه من حسینی‌ام یا نه؟ تعجبم بیشتر شد. _ این جراحتایی که راضیه برداشته، نشونهٔ حسینی بودنشه. می‌تونه روز قیامت مثل حضرت زهرا (س) دستش رو به پهلو بگیره و بگه من حسینی هستم. به کوره‌ای می‌ماندم که هر لحظه شعله‌ورتر می‌شد و حرف فرزاد، مثل آب خنکی بود که آتش کوره را خاموش می‌کرد. باز حرف‌های راضیه را به یادم آورد. «مامان من می‌خوام برم کربلا.»
s✒
۴۱
بسم الله الرحمن الرحیم. راستش من... من یه ساعت قبل اذان صبح از خواب بیدار می‌شم و شروع می‌کنم به درس خوندن. بعد، نمازم رو می‌خونم و آماده می‌شم برای مدرسه اومدن. بعد از مدرسه هم که ساعت دو تعطیل می‌شیم، دو روز در هفته، کلاس زبان می‌رم و سه روز هم کلاس کاراته دارم. جنب‌وجوش بچه‌ها شروع شد. هر کس با نفر جلوییش پچ‌پچ می‌کرد.
باب الجواد
۳۱
«بی تو ای صاحب زمان بی‌قرارم هر زمان/ از غم هجر تو من دل‌خسته‌ام/ همچو مرغی بال و پر بشکسته‌ام.»
Ajool
۲۹